دلنوشته/

مکتبِ «حججی» تبلورِ عشقی که از عقلِ مصلحت‌اندیش فراتر رفت

وقتی باران بهاری بر گنبد حرم حضرت زینب (س) می‌بارد، هر قطره‌اش گویی روایتگر خونی است که برای صیانت از این حریم ریخته شد؛ خونِ جوانانی که خانه و کاشانه را به مقصد «دفاع» رها کردند.
کد خبر: ۸۵۳۸۸۴
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۶ - 09August 2026

گروه استان های دفاع‌پرس«مجید فرامرزی»؛ وقتی باران بهاری بر گنبد حرم حضرت زینب(س) می‌بارد، هر قطره‌اش گویی روایتگر خونی است که برای صیانت از این حریم ریخته شد؛ خونِ جوانانی که خانه و کاشانه را به مقصد «دفاع» رها کردند. «شهدای مدافع حرم» تنها یک نام نیست بلکه شناسنامه‌ی نسلی است که نه برای طمع قدرت و نه برای سودای سیاست که تنها برای یک آرمان بزرگ پای به میدان گذاشتند: مبادا دوباره نگاهِ اهانت‌آمیزِ تکفیری‌ها، به حریم «دختر کربلا» جسارت کند. آنان با فریاد «یا زینب(س)»، گره از ابرویِ تاریخ گشودند و ثابت کردند که راهِ کربلا هنوز هم از دلِ خطر می‌گذرد.

مکتبِ «حججی» تبلورِ عشقی که از عقلِ مصلحت‌اندیش فراتر رفت

اگر به دهه ۲۰۱۰ میلادی بازگردیم آن‌گاه که داعش با حمایت‌های آشکار و پنهان قدرت‌های جهانی چون لکه‌ای سیاه بر نقشه جغرافیا و ایمان سایه انداخت، تنها دغدغه‌اش قتل‌عام نبود؛ هدف هتک حرمت مقدسات و تخریب نمادهای تمدن اسلامی بود. در آن روزهای پر از غبار وقتی نامِ شومِ تخریب حرم‌ها بر سر زبان‌ها افتاد ایده‌ای که توسط سردارِ بی‌بدیل حاج قاسم سلیمانی مطرح شد به روحی تازه در کالبد امت اسلامی بدل گشت. هدف فراتر از مرزهای جغرافیایی بود؛ دفاع از حریم اهل‌بیت(ع) و نجات مردم بی‌گناهِ عراق و سوریه از چنگالِ ددمنشیِ تروریسم.

آنچه جوانانِ ما را به سوریه و عراق کشاند عشقی بود که از عقلِ مصلحت‌اندیش فراتر می‌رفت. نگاه کنید این‌ها مهندس، پزشک، کارگر و کشاورز بودند. پدرانی که بوسه بر صورتِ فرزندِ خردسالشان را به ودیعه گذاشتند تا مبادا دخترانِ امام حسین(ع) دوباره داغِ اسارت و توهین ببینند. داستان شهید «محسن حججی» تنها یک روایت نیست بلکه نمادِ یک مکتب است. جمله‌ای که به مادرش گفت عصاره‌ی این مسیر است: اگر من بروم حضرت زینب(س) مدافعی دیگر دارد، اما اگر نروم... و چه زیبا مادرش پس از شهادت او زینب‌وار ایستاد و نامِ دیگر فرزندش را به یاد او «زینب» گذاشت. این یعنی این مکتب نسل‌به‌نسل تکثیر می‌شود.

مدافعان حرم با دستانی خالی در برابرِ زرادخانه‌های مدرنِ تکفیری‌ها ایستادند، اما ایمانی داشتند که هیچ سلاحی یارای مقابله با آن را نداشت. در میان غبارِ میدان‌های نبرد نغمه‌ی «یا زینب(س)» نه یک شعار، که صدایِ «رضایتِ الهی» بود که از گلویِ شهدای ما در لحظه پرواز به ملکوت شنیده می‌شد. این‌ها نه از مرگ هراس داشتند و نه از زندگیِ دنیایی دلبسته بودند؛ چرا که مرگ در راهِ خدا را «حیاتِ طیبه» می‌دانستند. امروز آمارِ بیش از ۲۰۰۰ شهید ایرانی در این راه گواهی است بر پایداری این آرمانِ بلند.

اگر این دلاوری‌ها نبود، امروز در کدام نقطه از تاریخ ایستاده بودیم؟ شاید حرم‌های مطهر به دست جاهلانِ تاریخ افتاده بود و شاید مرزهای آتش و خون تا نزدیکی ما گسترده می‌شد. مدافعان حرم، مدافعانِ «فیزیکی» حرم‌ها بودند، اما فراتر از آن، پاسدارانِ «ارزش‌های انسانی»، «عدالت» و «انسانیت» باقی ماندند. آن‌ها به جهان آموختند که ایمان، قدرتمندترین سلاحِ بشر است.

امروز که در آرامشِ خانه‌هایمان به دعا و نیایش می‌نشینیم، مدیونِ آن حماسه‌ایم. یادِ مدافعانِ حرم برای ما یک «مسئولیت» است نه یک خاطره‌بازیِ ساده. وظیفه امروزِ ما تداومِ همان راه است؛ پیاده‌سازیِ عدالت، پاسداشتِ مقدسات و یاریِ مظلومان. تا وقتی هر جوانِ ایرانی با شنیدنِ نام «مدافع حرم» احساس غرور می‌کند، این ستون‌های استقلالِ کشور مستحکم باقی خواهد ماند.

هر بار که نگاه‌مان به گنبدِ حضرت زینب(س) گره می‌خورد گوشِ جان‌مان صدای آن کاروانِ آسمانی را می شنود که از کربلا تا دمشق طنین‌انداز است: ای زینب(س) ما برای تو آمدیم و جانِ خویش را سپرِ حریمِ تو کردیم... .

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار