دیپلماسی رسانهای؛ روایتسازی غربی و موضع قاطع ایران در مدیریت بحران
گروه استانهای دفاعپرس- «حسین نورانیان» رسانه نگار؛ عرصه نبرد در خلیج فارس و تنگه هرمز، تنها به تحرکات نظامی و جابهجایی نفتکشها خلاصه نمیشود؛ همزمان با اقدامات میدانی، جنگ رسانهای و دیپلماتیک با شدتی مضاعف دنبال میشود.

سازمانهای امنیت دریایی غربی نظیر «یوکیامتیاو» (وابسته به بریتانیا) با وجود ادعای مرجعیت در پوشش اخبار تنگه، رویکردی گزینشی در انعکاس رویدادها دارند؛ گزارشهای منتشرشده از سوی این نهادها، غالباً هماهنگ با دستگاههای اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا طراحی میشود، بهگونهای که نه تمام حملات یا تحرکات منطقهای را پوشش میدهند و نه هویت کشتیهای هدفگیرنده را شفاف اعلام میکنند.
این رفتار، حلقهای از زنجیره خبرسازی هدفمندی است که با اهداف دوگانهای دنبال میشود: نخست، القای نزدیکی به توافق با ایران برای کاهش قیمتهای آتی نفت و تأمین منافع اقتصادی غرب در بازههای حساس مصرف؛ دوم، حفظ مشروعیت خبری خود به عنوان مرجع اصلی، در حالی که بخش قابلتوجهی از واقعیتهای میدانی (مانند اصابت دقیق پرتابهها به شناورها یا نقض حریمها) را پنهان میکنند.
این روش، نمونهای کلاسیک از بهکارگیری «رسانههای خبرساز» است که در آن خبرنگاران و نشریات معتبر، گاه بدون آگاهی از نقش خود، به ابزاری برای درز اطلاعات گزینشی از سوی نهادهای امنیتی تبدیل میشوند تا مسیر افکار عمومی و معادلات اقتصادی را در جهت منافع غرب هدایت کنند.
در سوی مقابل، جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ موضعی شفاف و مبتنی بر اصول، معادله دیپلماسی را از انفعال خارج کرده است؛ تأکید بر «جبران نقضها» توسط آمریکا به عنوان پیششرط هرگونه مذاکره، نقطه عطفی در این عرصه محسوب میشود. این رویکرد، که از سوی بالاترین مقام دیپلماتیک کشور تبیین شده، صرفاً به بازگشت به برجام محدود نبوده و شامل مطالبات راهبردی نظیر آزادسازی کامل داراییهای بلوکهشده، توقف حملات به متحدان منطقهای ایران و خروج نظامی از پیرامون کشور میشود.
در این چارچوب، موضوعاتی نظیر عدم تحقق عقبنشینی اسرائیل از مناطق اشغالی لبنان و ادامه تخریبهای روشمند در این کشور، بهعنوان مصادیق عینی نقض تعهدات، بهصراحت مورد اشاره قرار گرفته است. این نگاه، نشاندهنده گذار از دیپلماسی صرفاً واکنشمحور به سمت دیپلماسی مبتنی بر مطالبهگری هوشمندانه است که در آن، هرگونه عقبنشینی از منافع ملی، منوط به دریافت امتیازات عینی و قابلرصد از طرف مقابل تعریف میشود.
نکته حائز اهمیت، مدیریت هماهنگ جبهه مقاومت در این عرصه دیپلماتیک است؛ با وجود تلاش رسانههای غربی برای القای فضای سازش یا عقبنشینی ایران، عملکرد میدانی و مواضع رسمی کشور نشان از انسجام راهبردی دارد. همزمان با پیگیری مذاکرات غیرمستقیم از طریق واسطههایی نظیر عمان، توان دفاعی و بازدارندگی کشور در تنگه هرمز با جدیت کامل حفظ شده و هرگونه اقدام برای دور زدن حاکمیت ایران، با رصد و پاسخ متناسب مواجه میشود.
این دوگانگی هوشمندانه، ایران را در موقعیتی قرار داده که هم از ظرفیت گفتوگو برای کاهش فشارهای بینالمللی بهره میبرد و هم با نمایش قدرت میدانی، برگ برنده خود را در برابر هرگونه ماجراجویی احتمالی حفظ میکند. روشن است که این استراتژی، مبتنی بر درک عمیق از معادلات منطقهای و جهانی طراحی شده و هرگونه تحلیل از عقبنشینی ایران، ناشی از نادیده گرفتن مؤلفههای قدرت و ابتکار عمل کشور در مدیریت بحران است.
انتهای پیام/
