ابوشریف: نظر جهاد اسلامی فلسطین درباره ائتلاف عربستان، ترکیه و پاکستان/ خلع سلاح حماس محال است
گروه بینالملل دفاعپرس: «ناصر ابوشریف» نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین در ایران با حضور در خبرگزاری دفاع مقدس ضمن بازدید از این خبرگزاری در رابطه با آخرین تغییر و تحولات سرزمینهای فلسطین اشغالی، روند مذاکرات آتشبس میان جنبش حماش و رژیم صهیونیستی و موضوع خلع سلاح مقاومت توضیحاتی را ارائه کرد که در ادامه آمده است.

ارزیابی خود را از آخرین وضعیت میدانی و انسانی در نوار غزه بیان کنید و بفرمائید که این باریکه در حال حاضر در چه وضعیتی دارد و مهمترین تغییرات اخیر در حوزه میدانی غزه چیست؟
امروز غزه در سطوح میدانی و انسانی با وضعیت دشواری روبهرو است. البته درست است که جنگ از اکتبر سال گذشته تا امروز متوقف شده ولی واقعیت این است که این جنگ به صورت واقعی متوقف نشده است. نمونه آن بیانیه روز گذشته یونیسف بود که اعلام کرد از زمان بر قراری آتشبس تا امروز که حدود ۳۰۰ روز از آن گذشته بیش از ۳۰۰ کودک فلسطینی به شهادت رسیدند و این موضوع نشان میدهد که جنگ غزه به معنی واقعی کلمه متوقف نشده و فقط روند آن مقداری کند شده و کاهش پیدا کرده است.
از زمان آتشبس تا امروز چیزی در حدود ۱۱۰۰ فلسطینی به شهادت رسیدند. همچنین تا امروز همچنان شاهد محدودیتهای فراوانی برای مردم غزه هستیم که این محدودیتها همچنان ادامه دارد. ضمن اینکه خط زردی را که نظامیان اسرائیلی در نوار غزه ایجاد کردند بین ۵۰ تا ۷۰ درصد از نوار غزه را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار داده است.
همانطور هم که قبلا اشاره کردم درست است که از نظر میدانی شاهد آتشبس هستیم ولی عملیات نظامیان اسرائیلی در نوار غزه همچنان متوقف نشده و فقط مقداری کاهش پیدا کرده است. ضمن اینکه ما با تعداد فراوانی از شهدا و مجروحان روبهرو هستیم. البته درست است که فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی دستوراتی را برای آتشبس صادر کرده ولی واقعیت این است که عملیات نظامی «اسرائیل» و وحشیگری رژیم صهیونیستی در غزه همچنان ادامه دارد.
ارتش رژیم صهیونیستی همچنان مناطق مختلف نوار غزه، به خصوص مناطقی را که فقط زنان و کودکان در آن قرار دارند، مورد حملات خود قرار میدهد. یونیسف هم که اعلام کرده در طول ۳۰۰ روز ۳۰۰ کودک به شهادت رسیده است. به عبارتی بهتر از زمان آتشبس تا امروز به صورت متوسط در هر روز یک کودک فلسطینی به شهادت رسیده است. از طرف دیگر ما با تعداد فراوان مجروحان روبهرو هستیم که این جراحات در موارد زیادی به معلولیت آنها منجر شده است.
وضعیت امروز نوار غزه از نظر انسانی اصلا خوب نیست و شرایط کاملا غیرعادی است. مردم غزه تقریبا در ۳۰ درصد از مساحت نوار غزه اسکان داده شدهاند و تراکم جمعیت در این مناطق بسیار زیاد است. ضمن اینکه موئلفههای زندگی اعم از غذا، دارو و بهداشت و سایر موارد دیگر تقریبا وجود ندارند. همچنین متاسفانه شاهد شیوع گسترده بیماریها در سطح نوار غزه هستیم. از طرف دیگر چیزی در حدود ۲۰۰۰ بیمار سرطانی در غزه ساکن هستند که آنها به دلیل نبود امکانات منتظر مرگ تدریجی هستند.
متاسفانه اغلب گذرگاههای غزه بسته شده و فقط یک گذرگاه باز است که آن هم برای پوشش این تعداد از نیازهای مردم واقعا کافی نیست. ضمن اینکه در حال حاضر بیش از یک میلیون و ۷۰۰ هزار فلسطینی در نوار غزه و در نهایت دشواری زندگی میکنند. از طرف دیگر منابع مالی در غزه بسیار اندک است و مردم غزه با مشکلات فراوانی در حوزه درمان، آب شرب سالم و غذا روبهرو هستند.
در یک کلام وضعیت انسانی در نوار غزه بسیار دشوار است ولی به رغم تمامی مسائل موجود، مردم غزه و فلسطین پایدار هستند و همچنان به ایستادگی و مقاومت خودشان بر روی آبشار خون کودکان فلسطینی به زندگی ادامه میدهند. اما در مقابل، آن چیزی را که ما با این میزان از مقاومت با توانستیم در غزه به دست بیاوریم آن است که مولفههای قدرت رژیم صهیونیستی روبه زوال و اضمحلال رفته است.
سوالی که اینجا مطرح میشود این است که آیا فشار اعتراضات اجتماعی و اختلافات در کابینه نتانیاهو میتواند منجر به برگزاری انتخابات زودهنگام بشود؟ و آیا نتیجه انتخابات احتمالی اسرائیل میتواند بر روند مذاکرات آتشبس و تبادل اسرا تاثیر بگذارد؟
در مورد اعتراضات اجتماعی و اختلافات در کابینه نتانیاهو باید بگویم که اعتراضات اجتماعی در جامعه «اسرائیل» به دلایل مختلف زیاد است. حالت چند دستگی و ضعف در جامعه رژیم صهیونیستی فراوان است؛ به ویژه اینکه عملیات هفتم اکتبر و مشکلات پس از آن تاثیرات منفی را بر جامعه صهیونیستی گذاشته است. این تصویر را ما امروز در تمامی سطوح اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و روانی جامعه «اسرائیل» مشاهده میکنیم. ضمن اینکه این موضوعات موجب ایجاد اخلال در جامعه صهیونیستی نیز شده است.
از طرف دیگر شاهد هستیم که عملیات هفتم اکتبر اخلال زیادی را در داخل سطوح جامعه صهیونیستی ایجاد کرده است. ضمن اینکه در کنار آن، ما امروز شاهد خلل وجودی و روانی در جامعه صهیونیستی هستیم. همچنین میتوان به این وضعیت، مشکلات اقتصادی و سیاسی را هم اضافه کرد که بر روی انتخابات آینده این رژیم سایه انداخته است.
تفاوتی که انتخابات پیش روی «اسرائیل» با انتخابات گذشته در این رژیم دارد این است که در گذشته انتخابات اختلاف مابین احزاب چپ و راست بود. این در حالی است که انتخابات فعلی مابین دو طیف از جناح راست برگزار میشود. در حال حاضر شاهد هستیم که دو خط راست ایجاد شده است. خط راست اول، خط راست توراتی که شامل نتانیاهو و اعضای گروه او شامل بنگویر، اسموتویچ و ... است. خط دوم، خط راستگرای تکنوکرات یا سودمدار که به رهبری آیزنکوت و نفتالی بنت و ... است.
نکته دیگر اینکه مسئله فلسطین در فهرست شورای انتخاباتی رژیم صهیونیستی وجود ندارد و این مسئاله برای آنها همانند گذشته است و فقط آنها تلاش میکنند که بیشترین میزان از اراضی فلسطینی را با کمترین جمعیت فلسطینی به رژیم صهیونیستی ملحق کنند.
حالا اگر بخواهیم تفاوت مابین این دو خط جناح راست رژیم صهیونیستی را مورد بررسی قرار بدهیم باید بگوییم که تفاوت این دو خط فقط در شیوه اجرایی آنها است. ضمن اینکه تفاوت آنها در این است که آن خط توراتی به دنبال این است که با اقدامات خشونتآمیز و با استفاده از چهارگانه شهرکنشینان، شهرکسازی، شهرکنشینان تروریست و ارتش و موسسات دولتی همراه با وحشیگری، مسئله انضمام کرانه باختری به رژیم صهیونیستی را نهایی کرده و کار الحاق را با خشونت انجام بدهند.
این در حالی است که خط تکنوکرات جناح راست به دنبال آن است تا با وحشیگری کمتر پروژه الحاق کرانه باختری به اراضی اشغالی را انجام بدهد. البته نتیجه و هدف هر دوی این خطوط یکی است. ضمن اینکه موئلفه اصلی شعارهای انتخاباتی این دو خط از جناح راست فقط شهرکسازی است. این مسئله دیگر امروز علنی شده و احزاب و گروههای صهیونیستی در حال ادامه دادن این خط علیه مردم فلسطین هستند.

البته برای خط تکنوکرات جناح راست، مسائلی همانند راهکار دو دولت فلسطینی و اسرائیلی اهمیتی ندارد و همیاری با تشکیلات خودگردان فلسطین اصلا برای آنها مهم نیست و فقط به دنبال ادامه همکاری امنیتی با این تشکیلات فلسطینی هستند.
نکته دیگر اینکه در حال حاضر جو جامعه رژیم صهیونیستی انتخاباتی است. این جو علل مختلفی دارد که از جمله آنها میتوان به عوامل سیاسی و انتخاباتی اشاره کرد. ضمن اینکه اختلاف بین دو خط جناح راست یک مقدار کم در مورد حقوق مردم فلسطین است و در کنار آن هم به اقداماتی که «اسرائیل» در مناطق مختلف فلسطینینشین در انجام داده پرداخته میشود.
از طرف دیگر، مشکلات جامعه «اسرائیل» بسیار زیاد است؛ موضوعی که بر روی انتخابات این رژیم اثر گذاشته است. از مهمترین مسائلی که احزاب رژیم صهیونیستی بر سر آن درگیر هستند، سربازگیری از «حریدیم» است. زیرا این موضوعی است که تاثیرات فراوانی بر انتخابات رژیم صهیونیستی گذاشته و جزو مشکلات اساسی است که بر سر آن شاهد درگیری بین این دو خط از جناح راست هستیم.
موضوع مهم دیگر این است که در جامعه صهیونیستی مشکلات بنیادین فراوانی وجود دارد که یکی از آنها تیره و تار شدن رابطه رژیم صهیونیستی با یهودیان خارج از مرزهای اراضی اشغالی است. این مسئله که به خصوص پس از هفتم اکتبر بیشتر نمایان شده مشکلات فراوانی را برای این رژیم ایجاد کرده است.
یکی دیگر از چالشهایی که رژیم صهیونیستی با آن مواجه است مسئله مهاجرت معکوس از داخل رژیم صهیونیستی به خارج از این سرزمین است که برای این رژیم مشکلساز شده است. به همین دلیل میتوان گفت که فروپاشی و حالتهای فروپاشی در رژیم صهیونیستی زیاد شده است.
موضوع دیگر وضعیت اقتصادی نابسامان رژیم صهیونیستی است. تخصیص بودجه وزارتخانهها، نهادها و سازمانهای مختلف به فعالیتهای نظامی بر روی وخیمتر شدن وضعیت اقتصادی رژیم صهیونیستی بسیار اثرگذاشته و باعث ناراحتی مردم «اسرائیل» شده است. بر همین اساس باید گفت که بودجه دستگاههایی همانند آموزش و پرورش، بهداشت، رفاه اجتماعی، بیمه تامین اجتماعی و مثال مشابه به نفع تامین بودجه ارتش رژیم صهیونیستی برای ادامه جنگ کاهش پیدا کرده است. این موضوع نیز باعث ایجاد نارضایتی بین مردم رژیم صهیونیستی و بالطبع آن برگزاری تظاهراتها و بروز مسائل و مشکلات دیگری شده است.
اما موضوع مهم در این میان شدت پیدا کردن چالش اقتصادی رژیم صهیونیستی از هفتم اکتبر تا امروز است و به خاطر همین موضوع هم میتوانم بگویم که رژیم صهیونیستی در تمامی سطوح اعم از وجودی، سیاسی، اجتماعی و روانی با مشکلات زیادی روبهرو شده است. بر همین اساس هم باید گفت که در حال حاضر موئلفههای قدرت رژیم صهیونیستی دچار فرسودگی و نابودی شده است.
در حال حاضر رسانهها به خصوص رسانههای مقاومت اقدامات و فعالیتهای فراوانی را انجام میدهند. با وجود اینکه تلاش شده تا خبرنگاران مقاومت وارد غزه نشوند و بهانه آنها هم این بود که میخواهند از جان خبرنگاران حفاظت کنند. این در حالی بود که ادعای آنها سراسر دروغ بود و آنها در واقع قصد داشتند تا از روایت درست خبرنگاران مقاومت به خارج از نوار غزه جلوگیری کنند.
اما با توجه به تمام موانعی که رژیم صهیونیستی بر سر راه خبرنگاران مقاومت ایجاد کردند، روایت فلسطینی توانست حرف خودش را بزند و تغییرات بزرگی را ایجاد کند. البته همانطور که میدانید رژیم صهیونیستی یک نهادی به نام «هاسبارا» دارد و آن را ایجاد کرده تا آن روایت اسرائیلی را آنگونه که اسرائیلیها میخواهند به جهانیان منتقل کنند.
برای آشنایی با نهاد صهیونیستی «هاسبارا» باید توجه کنیم که واژه «هاسبارا» به معنای بهبود وجهه، شفافسازی و پاکسازی چهره است. ولی برعکس شاهد هستیم که کار اصلی نهاد «هاسبارا» دروغپردازی است. در واقع کار این نهاد صهیونیستی این است که خیال را به عنوان واقعیت به مردم جهان نشان بدهد. در اصل صهیونیستها با استفاده از این نهاد تلاش میکنند تا دروغ را به عنوان واقعیت برای جهانیان جا بزنند. اما خوشبختانه اطلاعرسانی مقاومت از همین تصاویر، خون کودکان فلسطینی، وضعیت زنان و کودکان فلسطینی توانست تا واقعیات را به گوش مردم جهان برساند و کاری کند که دنیا واقعیت غزه را درک کند؛ مسئلهای که توانست تاثیر فراوانی بر افکار عمومی مردم دنیا بگذارد.
در واقع میتوانم این جمله را بیان کنم که مقاومت همانند عصای حضرت موسی (ع) بود که آن طنابها و چوبدستیهای ساحران و جادوگران را بلعید. در واقع اطلاعرسانی مقاومت نیز همین کار را انجام داد و دروغپردازی رسانههای صهیونیستی را خنثی کرد و واقعیت را به گوش مردم جهان رساند. اما مسئله اصلی تائید اقدامات درست و اصولی مقاومت در اطلاعرسانی است و دستاوردهای زیادی را هم داشته ولی واقعیت این است که ما در این حوزه نیازمند مستندسازی و یک آرشیو قوی هستیم که بتوانیم تمامی تصاویر و رویدادها را مستند و آرشیو کنیم و آنها را به دست تمام جهانیان برسانیم. درست همانند همان کاری که شما در ایران و در جریان جنگ اخیر انجام دادید. ما در واقع نیازمند موسسات بزرگی هستیم که تمامی این وقایع و رویدادها را مستندسازی کرده و تمامی آنها را آرشیو کند.
البته در این زمینه کارهای زیادی تا امروز انجام شده ولی در حال حاضر نیاز داریم که کشورها و دولتها، سازمانهای مداقع حقوقبشر و سازمانهای بینالمللی مختلف وارد این ماجرا شوند و ندای مردم غزه و فلسطین را به گوش جهانیان برسانند. ضمن اینکه باید گفت که در این زمینه مطالب زیادی وجود دارد که ما میتوانیم آنها را به گوش جهانیان برسانیم و مهمترین کاری که ما میتوانیم در حال حاضر انجام بدهیم این است که این حوادث را به مستندات قانونی تبدیل کنیم تا به اسناد و دستمایههایی برای استفاده و بهرهبرداری در سطوح سیاسی تبدیل شوند.
موضوع مهم دیگر این است که مسئله فلسطین مسئله دردکشیدن، رنجکشیدن، گرسنگی و این قبیل موارد نیست. مسئله فلسطین مسئله وطن و مسئله ملتی است که دشمن تلاش میکند آن را نابود کند. مسئله فلسطین مسئله ملتی است که دشمن میخواهد با روایتهای دروغ آن را نابود و آن را زیر پای خودش له کند. به خاطر همین آنچه را که ما باید انجام بدهیم انتقال روایت درست فلسطین و نابود کردن روایت دروغ رژیم صهیونیستی است.

در برخی طرحهای پیشنهادی غربی و آمریکایی، موضوع «خلع سلاح مقاومت» بهعنوان پیششرط آتشبس مطرح شده است. ارزیابی شما از امکانپذیری، پیامدهای امنیتی و تأثیر این مطالبه بر آینده سیاسی غزه چیست؟ آیا چنین طرحی میتواند به ثبات منجر شود یا خود به عامل جدیدی برای بحران تبدیل خواهد شد؟
درباره مذاکرات باید بگویم که از زمان آغاز مذاکرات مرحله نهایی یک توافق ۱۴ بندی انجام شد، اما مسئله خلع سلاح مقاومت همچنان باقی ماند. علت امر هم این است که ما به هیچ عنوان از سلاح مقاومت عدول نمیکنیم و آن را نه به آمریکا و نه به رژیم صهیونیستی تحویل نمیدهیم. اگر هم قرار باشد که روی سلاح خودمان را هم تحویل بدهیم آن را یا به یک طرف فلسطینی، شورای ملی اداری امور غزه و یا تشکیلات خودگران فلسطین تحویل میدهیم.
این در حالی است که متاسفانه میانجیگران غزه برخی مواقع نقش خودشان را به خوبی ایفا نمیکنند. به این دلیل هم که توانایی روبهرو شدن با رژیم صهیونیستی را هم ندارند به ما زور میگویند. به همین دلیل هم مسئله سلاح مقاومت همچنان حل نشده باقی مانده است. البته موضوع مطرح شده در این میان تحویل سلاح مقاومت نیست، زیرا ما هیچگاه سلاحهای خود را تحویل نمیدهیم. زیرا مسئله نه تحویل سلاح که انبار کردن آن است.
اما متاسفانه آقای «ملادینوف» به عنوان نماینده سازمان ملل متحد در شورای صلح غزه تا امروز یک نقشه راه مشخص و درست برای حل مسئله سلاح و یا مسئله توافق ارائه نداده است. از آن طرف هم آمریکا به رهبری «دونالد ترامپ» هربار تفسیری را ارائه میدهد و کسی هم نمیتواند در مقبال او بایستد. زیرا او فرد بیپروایی است و بر اساس ذهنیات خودش حرفهای متفاوتی را میزند. به همین دلیل هم تا امروز موضوعی مطرح نشده که ما بخواهیم در این زمینه با او موافقت کنیم.
آن چیزی که در این زمینه برای ما مهم است مسئله انبار کردن سلاح، آن هم در چند مرحله است. در واقع باید گفت که در هر مرحله از این انبار کردن سلاح، پس از تحویل آن که به طرف فلسطینی انجام میشود رژیم صهیونیستی هم باید متقابلا عقبنشینی کند. ولی رژیم صهیونیستی تا امروز این توافق را به رسمیت نشناخته است و آن را قبول نکرده است.
رژیم صهیونیستی اخیرا ادعا کرده اگر میخواهید این توافق را به صورت کامل قبول کنیم حماس باید به صورت کامل خلع سلاح شود تا ارتش «اسرائیل» هم از نوار غزه عقبنشینی کند. اما آن چیزی که ما امروز گرفتار آن شدیم این است که طرفهای مختلف هرکدام برای خودشان تفسیرهای مختلفی دارند.
موضوع مهم دیگر این است که مسئله ما دیگر فقط سلاح نیست بلکه مسئله ما حق تعیین سرنوشت خودمان است. ما میخواهیم سرنوست خودمان را خود تعیین کنیم؛ خصوصا در سطوح سیاسی و زندگی این موضوع برای ما بسیار مهم و بااهمیت است.
در حال حاضر آمریکا و رژیم صهیونیستی رویکردهای متفاوتی را در مذاکرات دنبال میکنند که ما اصلا نمیتوانیم آنها را بپذیریم. امروز آن چیزی را که آنها میخواهند این است که بیایند و تمام توانمندیها و قدرت مقاومت را از بین ببرند. این موضوعی است که ما آن را به هیچ عنوان نمیپذیریم.
همانطور که قبلا هم اشاره کردم، رژیم صهیونیستی قصد دارد تا مردم فلسطین را له کند؛ مسئلهای که ما به هیچ عنوان نمیتوانیم آن را قبول کنیم. در حال حاضر موضوع مهم این است که ما با توافق جامعی که دارای یک محور واحد باشد و تمامی این تصورات، رویکردها، دیدگاهها و تفسیرها را یکجا جمع کند روبهرو نیستیم. بر همین اساس هم تا زمانی که ما با توافق واحد و جامعی روبهرو نباشیم نمیتوانیم مسئله خلع سلاح مقاومت را بپذیریم.
آن چیزی که ما قصد داریم انجام بدهیم این است که از امروز تا انتخابات ماه نوامبر میخواهیم هر طور که شده این مرحله را بگذرانیم تا انتخابات ماه نوامبر انجام شود. حال در این میان نکتهای که باید عرض کنم این است که نتانیاهو دیگر آن قدرت سابق و آن وجاهت گذشته را دیگر ندارد. مثال آن هم دو سفر اخیر نتانیاهو به آمریکا است که بر خلاف سفر نخست که نمایندگان کنگره ۱۹ بار برای او دست زدند، این بار شاهد بودیم که چه استقبال سردی از او توسط ترامپ انجام گرفت. استقبالی که گویی از سر اجبار و به زور توسط ترامپ انجام شده است. این مسئله تغییر منفی جایگاه رژیم صهیونیستی و وجهه آن در سطح جهان را به خوبی نشان میدهد.
نکته دیگر اینکه، از تحولاتی که اخیرا در افکار عمومی مردم آمریکا ایجاد شده است نیز نباید غافل شویم و نباید فراموش کنیم که در سال ۲۰۱۸ میلادی تعداد زیادی از اعضای کنگره آمریکا رای به نفع ارسال سلاح برای رژیم صهیونیستی دادند. اما امروز تعداد افراد موافق برای ارسال سلاح به رژیم صهیونیستی بسیار کاهش پیدا کرده است. این مسئله نشاندهنده از بین رفتن جایگاه رژیم صهیونیستی و بویژه شخص نتایناهو است و ما به خوبی میتوانیم از این موضوع استفاده کنیم.
موضوع دیگر مسئله انتخابات ماه نوامبر است. انتخابات ماه نوامبر، بسیار سرنوشتساز است و امروز حتی همان افرادی که مخالف «ایپاک» هستند در حال به قدرت رسیدن هستند و جایگاه خاصی به دست آوردند. امروز حتی در داخل آمریکا افرادی به خصوص در حزب دموکرات علنا میگویند که رژیم صهیونیستی دست به کشتار جمعی زده است و حتی خواستار عدم انتقال و فروش سلاح به رژیم صهیونیستی هستند.
در داخل آمریکا، در افکار عمومی مردم این کشور و همچنین در داخل نهادهای آن رویکرد مخالف و ضدیت با رژیم صهیونیستی را شاهد هستیم. اما نکته جالب اینجاست که در داخل حزب جمهوریخواه آمریکا هم جدیدا این مخالفت با رژیم صهیونیستی را شاهد هستیم.

در حال حاضر حزب جمهوریخواه آمریکا به چهار بخش تقسیم شده است که گروه اول، مسیحیان انجیلی هستند که آنها به شدت از رژیم صهیونیستی حمایت میکنند. گروه دوم، آنهایی هستند که به طور معمول و همانند گذشته از رژیم صهیونیستی حمایت میکنند. گروه سوم را افرادی تشکیل دادند که افراد سنتگرایی هستند و آنها هم از رژیم صهیونیستی حمایت میکنند.
گروه چهارم را افرادی تشکیل میدهند که اخیرا مخالفت خودشان را با رژیم صهیونیستی اعلام کردند و حتی خواستار آن شدند که از حزب جمهوریخواه جدا شوند و یک حزب جدید را ایجاد کنند. از مهمترین این افراد میتوانم به «تاکر کارلسون» مجری سرشناس شبکههای تلویزیونی آمریکایی اشاره کنم که خواستار آن شدند که با رژیم صهیونیستی مقابله شود و مخالفت خودشان را با این رژیم اعلام کردند.
در مورد توافق غزه باید به این نکته اشاره کنم که هنوز تفسیر واضح و روشنی از آن بیان نشده است. حتی خود ما هم که هر روز این مسئله و عمق این تفاهم را دنبال میکنیم آن را به خوبی متوجه نشدیم. تفسیرهای متفاوت در این زمینه وجود دارد ولی همانطور که عرض کردم بهترین راه این است که ما این مرحله را بگذرانیم تا انتخابات آتی در آمریکا و هم در رژیم صهیونیستی انجام شود.
این احتمال وجود دارد نتانیاهو در انتخابات آتی در صهیونیستی شکست بخورد، چرا که بر اساس آخرین نظرسنجیها ممکن است که نتانیاهو فقط ۲۰ کرسی را در انتخابات آینده به خودش اختصاص بدهد. ولی یک خطری که وجود دارد این است که ممکن است نتانیاهو برای اینکه بتواند تعداد آرای انتخابات آینده خود را اضافه کند و وجه خودش را در بین حزب خودش و در بین طرفداران و مردم خودش بالا ببرد در روزهای آینده دست به تشدید حملات خود به مناطق فلسطینی بزند. ولی به نظر من سودی از این مسئله نخواهد برد و هیچ فایده برای او نخواهد داشت.
در مورد انتخابات آمریکا باید اشاره کنم که انتخابات ماه نوامبر سرنوشتساز است، چرا که چهره، ساختار و بافت کنگره و مجلس سنای آمریکا را تغییر خواهد داد و به تبع آن اگر بافت آمریکا تغییر کند مطمئناً به احتمال زیاد سیاستهای آمریکا هم تغییر خواهد کرد و سیاستهای دیگهای را نسبت به مسائل منطقه در پیش خواهد گرفت.
در مورد آخرین وضعیت جنبش جهاد اسلامی در غزه توضیحاتی برای من میدهید؟ این جنبش در حال حاضر در چه فعالیتهایی انجام میدهد؟
ما در جنبش جهاد اسلامی بخشی از مردم فلسطین هستیم و شهداء زیادی را دادیم و جنبش جهاد اسلامی فلسطین همانند مردم آن، در این سالها رنج برده و با کمبود امکانات زیاد مواجه است. اما به عنوان بخشی از مردم فلسطین، ما هم مثل آنها دستاوردهای زیادی را خصوصاً در زمینه روایت توانستیم به دست بیاوریم. ما توانستیم وجهه رژیم صهیونیستی را خصوصاً در خارج و بین نسلهای جوان از بین ببریم. ما باید این دستاوردها را که ما برغم امکانات اندک به دست آوردیم را به یک پروژه سیاسی که در خدمت مردم فلسطین و اهداف مردم فلسطین باشد، تبدیل کنیم؛ خوشبختانه این امر در حال محقق شدن است. ولی در هر صورت ما هرچه بیشتر تلاش کنیم، دستاوردهایی که به دست میآوریم بیشتر خواهد بود و ضرباتی که به رژیم صهیونیستی خواهیم زد مطمئناً بیشتر خواهد بود.
روزهای گذشته اخباری مربوط به توافق سه جانبه بین پاکستان و افغانستان و ترکیه اعلام شده است. نظر شما در این زمینه چه است؟
در پاسخ به این سوال باید عرض کنم که مسئله توافق یا ایجاد ائتلاف، بین کشورها مسئلهای عادی و طبیعی است. ولی در این مرحله، این توافق و این ائتلاف به نظر من مثبت نیست. من نمیخواهم با بدبینی حرف بزنم، ولی به نظر من در این زمان مثبت نیست. مسئله همکاری بین کشورهای اسلامی، در اصل و در جوهره آن مسئله مثبتی است و ما به این قبیل ائتلافها خصوصاً در زمینههای سیاسی، اقتصادی و بقیه سطوح ایمان داریم. اما مسئله این است این ائتلافی که الان ایجاد شده باید ضد دشمنان واقعی و نه دشمنان خیالی باشد.
اگر شما میخواهید با آمریکا و اسرائیل نجنگید و علیه آنها ائتلاف نکنید، پس با کی میخواهید بجنگید؟ در نهایت مشخص است که اگر بخواهند علیه طرفی غیر از آمریکا و «اسرائیل» بجنگند سه طرف ایران، عراق و یمن میمانند. پس مشخص میشود که میخواهند علیه این کشورها بجنگند؛ وگرنه ما در اصل به جوهره ائتلاف بین کشورهای اسلامی کاملاً ایمان داریم.
موضوع مهم دیگر اینکه، این ائتلاف در زمانی انجام شده که چتر حمایت آمریکایی از این کشورها برداشته شده؛ در واقع باید گفت که این کشورها ایدهی اتکا به آمریکا به عنوان حامی را کنار گذاشتند. حالا اگر بخواهیم از این جهت به این توافق نگاه کنیم مثبت است، ولی اگر از طرف دیگه بخواهیم نگاه کنیم و این کشورها نخواهند با آمریکا و رژیم صهیونیستی بجنگند مثبت نیست. ولی اینکه این توافق در این زمان انجام شده سؤالاتی زیادی را ایجاد کرده است.
یکی از سوالات این است که این ائتلاف ضد چه کسی ایجاد شده؟ کشورهای که این ائتلاف و این توافق را امضا کردند خودشان باید پاسخگو باشند. از طرف دیگر صحبت مرحوم شهید رئیسی را نباید فراموش کنیم که در سازمان کنفرانس اسلامی حرف خوبی را زدند. این شهید بزرگوار در آنجا خواستار مقابله با رژیم صهیونیستی در سطوح سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک شدند.
مرحوم رئیسی همچنین خواستار اخراج حامیان رژیم صهیونیستی از نهادهای مختلف شد و توقف عادیسازی رابطه با رژیم صهیونیستی را خواستار شدند. آن حرفی که شهید رئیسی زدند به نظر من یک برنامه واقعاً خوب اسلامی بود در برابر دشمنان واقعی و نه درواقع در برابر دشمنان خیالی. بر همین اساس اگر ائتلاف این کشورها یک اعتلاف درستی نباشد، به جای اینکه کشورهای اسلامی را جمع تجمیع کند، برعکس باعث ایجاد تفرقه در بین امت خواهد شد.
علامتهای سؤال زیادی درباره این توافق مطرح شده؛ چرا که متأسفانه کشورهایی که این توافق را امضا کردند همچون ترکیه و عربستان رابطه خودشان را با رژیم صهیونیستی قطع نکردند. نباید فراموش کنیم که این کشورها با مخفیانه چه اقداماتی را انجام دادند و چه نوع ارتباطاتی را با رژیم صهیونیستی دارند.
در حال حاضر سؤالی که اینجا مطرح میشود این است که «ائتلاف مکه» برضد چه کشوری است و این سه کشور میخواهند علیه چه کشوری با یکدیگر متحد شوند؟ آیا علیه آمریکا و اسرائیل میخواهند متحد شوند یا نه؟ اگر این اتحاد علیه آنها نیست، علیه چه کشوری است؟ نباید این موضوع را فراموش کنیم که ترکیه هر روز از طرف رژیم صهیونیستی تهدید میشود؛ ولی چرا اقدامی انجام نمیدهد؟ در حال حاضر ترکیه و اسرائیل بر سر قضیه سوریه، با یکدیگر درگیر هستند و هر روز اسرائیل ترکیه را تهدید میکند.
از طرف دیگر شاهد هستیم که پاکستان از طرف هند و رژیم صهیونیستی محاصره شده و نخستوزیر هند رابطه تنگاتنگ و خوبی با نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی دارد. در مورد ترکیه هم نباید این موضوع را فراموش کنیم که امنیت ملی آن فقط در داخل مرزهای این کشور نیست و تا مرزهای ایران هم ادامه دارد.
به همین دلیل باید عرض کنم ترکیه، عربستان و پاکستان که قرارداد را امضا کردند، باید این ائتلاف را ضد آمریکا و اسرائیل و به نفع مسائل امت عربی و اسلامی انجام بدهند و اگر قرار است اتحادی هم باشد باید به نفع مسائل امت اسلامی باشد و نه به نفع آمریکا و رژیم صهیونیستی.
انتهای پیام/ ۱۳۴
