حاکم کره شمالی خطای گورباچف را تکرار نمی‌کند

انگیزه راهبردی واشنگتن از نزدیکی به کره شمالی، تضعیف پیوندهای موجود میان پیونگ یانگ با مسکو و پکن است.
کد خبر: ۸۵۷۰۷۸
تاریخ انتشار: ۰۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰ - 25August 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا اعلام كرده است كه رزمایش‌های نظامی مشترك آمریکا با كره جنوبی، سیگنالی خصمانه برای كره شمالی محسوب می‌شود و بنابراین باید دامنهٔ آنها كاهش یابد. وی همچنین افزود كه روابط خوبی با كیم جونگ‌اون، حاکم کره شمالی دارد. این نوع ادبیات، بیانگر «نوسان» همیشگی در دیپلماسی آمریکاست. ترامپ در دورهٔ اول ریاست‌جمهوری خود، مسیری پرنوسان را از تهدید به نابودی كره شمالی و خطاب كردن رهبر آن با عبارت «آدمك موشكی كوچك» تا دیدارهای تاریخی طی كرد. اما چرا رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر به موضوع كره بازمی‌گردد و تاكتیك او در قبال پیونگ‌یانگ و سئول چیست؟

آمریکا و کره شمالی

نخست باید از این واقعیت شروع كرد كه شبه‌جزیرهٔ كره دیگر برای واشنگتن اولویت راهبردی ندارد. راهبرد امنیت ملی دولت دوم ترامپ (۲۰۲۵) عملاً كره شمالی را نادیده گرفته و كره جنوبی را فقط در چارچوب رویارویی ژئواكونومیك با چین و مسئلهٔ تقسیم بار هزینه‌های دفاعی ذكر می‌كند. راهبرد دفاع ملی پنتاگون نیز تنها یك پاراگراف به پیونگ‌یانگ اختصاص داده است. بنابراین اظهارات فعلی ترامپ بیش از هر چیز نشان‌دهندهٔ تمایل به انتقال منابع از جبهه‌های غیراولویت‌دار سیاست خارجی به جبهه‌های دارای اولویت است. همچنین این رویه با منطق همیشگی ترامپ همخوانی دارد كه می‌گوید متحدان آمریکا باید سهم بیشتری از هزینه‌های نظامی را بر عهده گرفته و خود هزینهٔ امنیتشان را بپردازند. ضمن آنكه ترامپ آشكارا از سئول به‌خاطر خودداری از دخالت در جنگ منطقه‌ای ایران گلایه كرده است.

نتیجهٔ این موضع‌گیری دولت آمریکا، تشدید بحث‌ها در نهادهای سیاسی كره جنوبی دربارهٔ ضرورت ساخت سلاح هسته‌ای است. بر اساس برآوردهای كارشناسی، سئول با برخورداری از منابع عظیم علمی و اقتصادی، قادر است در عرض تنها یك سال و نیم، كلاهكی آمادهٔ بهره‌برداری و سازگار با سامانه‌های پرتاب موجود تولید كند.

انگیزهٔ مهم دیگر كاخ سفید برای نزدیکی به پیونگ یانگ، انتخابات پیش‌روی كنگره است كه ضرورت ارائه دستاوردهای قابل توجهی به رای‌دهندگان را برای دولت ترامپ و حزب جمهوری‌خواه پررنگ کرده است. شكست در جنگ منطقه‌ای ایران، واشنگتن را ناچار به جستجوی فعالانهٔ خوراك خبری مثبت می‌كند. پیش‌تر، «لی جه‌میونگ» رئیس‌جمهور كره جنوبی، پیشنهاد امضای پیمان صلح و پایان رسمی جنگی را داده بود كه از دههٔ ۱۹۵۰ به‌ شکلی نمادین ادامه دارد. از نظر حقوقی، پایان درگیری در سال ۱۹۵۳ تنها به‌صورت آتش‌بس ثبت شده است. این ابتكار به‌طور غیرعلنی با آمریکا هماهنگ شده و احتمالاً ترامپ در این ابتکار فرصتی می‌بیند تا بار دیگر خود را بزرگ‌ترین صلح‌طلب جهان معرفی كرده و مانند همیشه از پایان «جنگی چندین‌ساله» سخن بگوید. اما در عمل، امضای توافقنامهٔ صلح واقعی میان دو كره در حال حاضر ناممكن است، زیرا کره شمالی زیر بار شرط خلع سلاح هسته‌ای نمی‌رود.

باید این نکته را نیز در نظر داشت كه ترامپ به رهبری «معاملاتی» شهرت دارد. وی به روابط شخصی اولویت می‌دهد و معتقد است كه تبادل عمل‌گرایانهٔ خدمات، همراه با درك متقابل، می‌تواند تناقض‌های تاریخی، ایدئولوژیك و نهادی انباشته‌شده در چندین‌دهه را حل كند. ترامپ در واقع رویكردهای خود را از كسب‌وكار شخصی به عرصهٔ جهانی منتقل کرده و انتظار دارد كه آن رویکردها در سیاست جهانی هم جواب دهند.

البته شکی نیست که پشت اقدامات ترامپ می‌توان انگیزه‌های ژئوپلیتیك پیچیده‌تری هم دید؛ انگیزه راهبردی واشنگتن از نزدیکی به کره شمالی، تضعیف پیوندهای موجود میان پیونگ یانگ با مسکو و پکن است. در سال ۲۰۲۴، روسیه و كره شمالی پیمان مشاركت راهبردی جامعی را امضا كردند كه حاکی از پذیرش اصل «دفاع جمعی» میان دو کشور بود. این پیمان مبنای اقدامات مشترك برای دفع حملۀ نیروهای اوكراینی به استان كورسك شد. همچنین گمانه‌زنی‌هایی دربارهٔ جهش كیفی فناوری موشكی كره شمالی مطرح می‌شود و كارشناسان، پیشرفت صنایع نظامی پیونگ‌یانگ را به حمایت غیرعلنی روسیه و چین مرتبط می‌دانند. این نزدیکی تسلیحاتی باعث نگرانی واشنگتن شده است.

به احتمال بسیار زیاد، ابتكارات ترامپ در قبال كره شمالی و جنوبی به یك تصویر رسانه‌ای زیبا از دست‌دادن سران دو کشور محدود خواهد شد. پیونگ‌یانگ هرگز علاقه‌ای به گسترش روابط خود با کشورهای غربی ندارد؛ سران کره شمالی خوب می‌دانند كه آغاز اصلاحات سیاسی و اقتصادی مدنظر غرب، برابر با خودكشی و نابودی هویت ملی است. حكومت كره شمالی نظامی اقتدارگرا و بسته دارد كه هیچ نیازی برای تغییر آن حس نمی‌کند.

به‌علاوه، تجربهٔ فروپاشی شوروی نشان داد كه دگرگونی گستردهٔ نهادهای اجتماعی و سیاسی بر اساس الگوی غربی، می‌تواند به فروپاشی كل سیستم منجر شود. طبیعی است كه پیونگ یانگ تكرار این فاجعهٔ ژئوپلیتیك را نمی‌خواهد، بنابراین، حفظ ایدئولوژی و نظام موجود برای کره شمالی اولویت مطلق دارد.

به‌همین‌سان، تمام صحبت‌ها در فضای رسانه‌ای مبنی بر اینكه غرب می‌تواند كره شمالی را به خلع سلاح هسته‌ای وادار كند، آرمان‌گرایانه و ریاكارانه است. پیونگ‌یانگ زرادخانهٔ هسته‌ای را تنها ضامن بقای خود دانسته و هرگز از آن دست نخواهد كشید. در پی آغاز جنگ منطقه‌ای ایران، كیم جونگ‌اون به‌ صورت ویژه تأكید كرد كه این جنگ درستی تصمیم كره شمالی برای ایمن‌سازی كشور با سلاح هسته‌ای را ثابت می‌كند. افزون بر این، پیونگ‌یانگ قانونی را برای حملهٔ هسته‌ای خودكار در صورت ترور خود تصویب كرد. به‌عبارت دیگر، سلاح هسته‌ای برای كره شمالی معنایی وجودی دارد.

از سوی دیگر، دولت فعلی آمریکا نیز بحث خلع سلاح هسته‌ای شبه‌جزیره را از برخی اسناد راهبردی حذف كرده كه می‌توان آن را به‌عنوان به‌رسمیت‌شناسی ضمنی وضعیت هسته‌ای كره شمالی و تسلیم  واشنگتن در مقابل این واقعیت میدانی تفسیر كرد.

به‌همین دلیل، دیدار اعلام‌شدهٔ ترامپ با كیم جونگ‌اون تا پایان سال، به‌احتمال زیاد به رویدادی رسانه‌ای و بدون محتوای عمیق سیاسی تبدیل خواهد شد. سران دو کشور اساساً موضوع قابل‌توافقی ندارند. به‌نظر می‌رسد تنها معنای واقعی چنین رویدادی، ایجاد تنش برای كره جنوبی باشد؛ ترامپ آشكارا از سئول كه از ورود به جنگ منطقه‌ای ایران خودداری كرد، ناراحت است. برای كیم جونگ‌اون نیز این فرصتی است تا به كشور همسایه (كه در پیونگ‌یانگ صرفاً به‌عنوان نمايندهٔ آمریکا دیده می‌شود) یادآوری كند كه چه كسی در شبه‌جزیره صاحب‌اختیار است.

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار