«سیدعلی اندرزگو»؛ مردی که ۱۴ سال ساواک را عاجز کرد

شهید «سیدعلی اندرزگو» از مبارزان برجسته و چهره‌های شاخص هیئت موتلفه اسلامی، صبح روز دوم شهریورماه ۱۳۵۷ در درگیری مسلحانه با عوامل رژیم شاه به شهادت رسید. او که از سال ۱۳۴۳ وارد جهاد مسلحانه شده بود، توانست ۱۴ سال با قوی‌ترین برنامه‌های امنیتی رژیم شاه، ساواک، موساد و اینتلیجنت سرویس مقابله کند و هرگز به دست دشمن نیفتد.
کد خبر: ۸۵۷۳۶۶
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۴ - 24August 2026

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، دوم شهریورماه سال ۱۳۵۷، روز شهادت چهره‌ای کم‌نظیر در تاریخ مبارزات انقلاب اسلامی است. شهید «سید علی اندرزگو» که از سال ۱۳۴۳ وارد جهاد مسلحانه شده بود، پس از ۱۴ سال مبارزه بی‌امان و با وجود تمام قدرت ساواک و سرویس‌های امنیتی دنیا، سرانجام در درگیری مسلحانه با عوامل رژیم شاه به شهادت رسید.

شهید سید علی اندرزگو

او به‌رغم فعالیت گسترده و ارتباط با همه گروه‌های مبارز، هرگز دستگیر نشد و در اوج پوشش اطلاعاتی، زندگی عادی و اجتماعی خود را نیز حفظ کرده بود. آنچه این شهید را از بسیاری از مبارزان هم‌عصر خود متمایز می‌کند، شخصیت چندبعدی و منحصر‌به‌فرد اوست؛ او هم یک عالم دینی بود که در حوزه‌های علمیه قم، نجف و مشهد تحصیل کرده بود، هم یک چریک حرفه‌ای که با ۲۴ شناسنامه جعلی و ده‌ها چهره متفاوت، ساواک را ۱۵ سال سر کار گذاشت. در ادامه، مروری بر زندگی، مبارزات و شهادت این شخصیت کم‌نظیر داریم.

تولد و کودکی در جنوب تهران

شهید سید علی اندرزگو در سال ۱۳۱۶ در یکی از محلات جنوب شهر تهران به دنیا آمد. پدرش سید اسدالله، ابتدا شغل بنایی داشت و سپس به خرده‌فروشی در میدان شوش تهران روی آورد. علی کوچک‌ترین فرزند خانواده بود.

دوران دبستان را در مدرسه فرخی که نزدیک خانه‌شان بود سپری کرد، اما به دلیل تنگدستی خانواده نتوانست ادامه تحصیل دهد. او برای یاری پدرش و کمک به اقتصاد خانواده، درس را رها کرد و نزد برادرش سید حسن که در بازار تهران نجاری داشت، مشغول به کار شد و حدود ده سال در این شغل ماند.

نکته قابل تأمل این که سید علی در ۱۳ سالگی، با هدایت برادرش سید حسین به گروه شهید صادق امانی پیوست و در مسجد قندی نزد آیت‌الله بروجردی، علوم حوزوی را آغاز کرد. اما آنچه مسیر او را برای همیشه تغییر داد، آشنایی با شهید نواب صفوی بود. به روایت اسناد تاریخی، «منش و شخصیت نواب صفوی در ذهن و ضمیر سید علی اثری ژرف گذاشت و او را با تشکیلات فدائیان اسلام و راه مبارزاتی آشنا کرد.»

شهید سید علی اندرزگو

تحصیل علوم حوزوی و علاقه به علم و مطالعه

سید علی حین کار، دروس حوزوی را در مسجد محله‌شان و نزد اساتیدی، چون حجت‌الاسلام بروجردی و میرزا علی اصغر هرندی آموخت و جامع المقدمات، تحف العقول، نهج‌البلاغه، فقه و اصول را فراگرفت.

وی سپس به هیئت مؤتلفه پیوست و با وارد شدن به شاخه نظامی آن، از شغل خود دست کشید. بعد از شرکت در اعدام انقلابی حسنعلی منصور، ابتدا مدتی به قم رفت و پس از دوره کوتاهی، راهی نجف اشرف شد. پس از بازگشت از عراق، دوباره در حوزه علمیه قم مشغول به تحصیل شد و در محضر آیت‌الله مشکینی و مکارم شیرازی، تفسیر و اخلاق و در محضر آقای دوزدوزانی، قوانین و لمعه را آموخت.

اندرزگو که با نام «شیخ عباس تهرانی» در حوزه علمیه قم تحصیل می‌کرد، به دلیل فعالیت‌هایی که داشت، شناسایی شد و مجبور شد لباس روحانیت را درآورد و به چیذر برود. در آنجا در مدرسه‌ای که حجت‌الاسلام سید علی‌اصغر هاشمی تأسیس کرده بود، پناه گرفت و دروس حوزوی را ادامه داد.

به گفته همسرش، او در مشهد به مدت پنج سال در کلاس‌های درس ادیب نیشابوری حاضر شد. در حسینیه اصفهانی‌ها در بازار سرشور نیز در کلاس‌های درس آقای موسوی شرکت می‌کرد. کتب خطی و قدیمی وی که ساواک آنها را ضبط کرده بود، نشان‌دهنده علاقه او به آموختن بود.

ویژگی منحصر‌به‌فرد: شهید اندرزگو تحصیلات حوزوی را پس از ترور منصور و در شرایط اختفا ادامه داد. این نشان می‌دهد که برای او علم و دین‌آموزی حتی در بحرانی‌ترین شرایط، خط قرمز بود. او تلفیقی از عالم دینی و مبارز مسلح بود؛ هم کتاب ولایت فقیه را همراه داشت و هم اسلحه را.

از روضه‌خوانی تا فرش‌فروشی

مهم‌ترین اشتغال اندرزگو در دوران مبارزه، فعالیت برای سرنگونی رژیم بود، اما برای حفظ ارتباط با مردم، هر از گاهی به فراخور محیط و افراد، پوشش شغلی خاصی را انتخاب می‌کرد: روضه‌خوانی، فروش تسبیح و انگشتر، فروش دواجات، طبابت سنتی، ساختمان‌سازی، فرش‌فروشی و...

پوشش‌های شغلی او آن‌قدر زیاد بود که گاهی نزدیکانش را نیز به اشتباه می‌انداخت. یکی از آشنایان او بعد از پیروزی انقلاب، اندرزگو را از تجار بازار و چای‌فروش معرفی کرده بود.

شهید سید علی اندرزگو

باید گفت شهید اندرزگو از پیشگامان مبارزه هوشمندانه و چندلایه بود. شگرد‌های منحصر‌به‌فرد او شامل این موارد بود:

تغییر هویت کامل: ۲۴ شناسنامه جعلی + نام‌های مستعار متعدد از جمله عبدالکریم سپهرنیا، دکتر حسینی، شیخ عباس تهرانی، ابوالحسن نحوی، سید ابوالقاسم واسعی، محمدحسین الجوهرچی و آقای جوادی

تسلط بر لهجه‌های محلی: برای تغییر چهره صوتی

پوشش‌های شغلی متنوع: از نجاری تا طب سنتی و فرش‌فروشی

استفاده از پوشش عامیانه: مانند خروس‌بازی برای پنهان‌سازی اسلحه

این هوشمندی، حاصل ترکیب ایمان عمیق و عقلانیت انقلابی بود.

۱۴ سال جهاد مسلحانه و عجز ساواک

اسدالله بادامچیان، از مبارزان پیشکسوت و عضو ارشد حزب مؤتلفه اسلامی، در این باره می‌گوید: «شهید اندرزگو از سال ۱۳۴۳ که وارد جهاد مسلحانه شد، تا سال ۱۳۵۷، یعنی چهارده سال، چریک بود که با قوی‌ترین برنامه ظاهر شده و رژیم شاه را همراه با موساد و اینتلیجنت سرویس و سایر سرویس‌های امنیتی دنیا عاجز کرده و مهم‌تر اینکه او کسی نبود که در عرصه اجتماع هم نباشد و کاملاً مخفی زندگی کند. در مدرسه علمیه چیذر درس می‌داد و دائماً در حال رفت‌وآمد و مسافرت بود. تنها در یک کشور هم نبود. از مرز بار‌ها عبور می‌کرد و به کشور‌های مختلف رفت‌و برگشت داشت و به‌رغم گستردگی فعالیت با همه گروه‌های مبارز و تأمین بخش عمده‌ای از اسلحه برای مبارزات و همکاری با هیئت مؤتلفه اسلامی به‌عنوان یک تشکیلات گسترده، بازهم رژیم نتوانست او را دستگیر کند.»

شهید سید علی اندرزگو

گستره جغرافیایی مبارزات: شهید اندرزگو یک مبارز فرامرزی بود. مسیر حرکت او از ایران به عراق، سوریه، لبنان، افغانستان و حجاز امتداد داشت. دستاورد‌های این سفر‌ها عبارت بود از:

آموزش نظامی در اردوگاه‌های الفتح در لبنان

ارتباط با امام خمینی (ره) در نجف

واردات اسلحه از افغانستان

انتقال تجربیات مبارزاتی به دیگر کشور‌ها

ترور حسنعلی منصور؛ عملیاتی که تاریخ را تغییر داد

در بهمن ۱۳۴۳، شهید اندرزگو در حالی که تنها ۱۹ سال داشت، در عملیات اعدام انقلابی حسنعلی منصور، نخست‌وزیر وقت، نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرد.

نقش او در این عملیات، مسئول کند کردن اتومبیل منصور در محدوده بهارستان و شلیک تیر خلاص برای اطمینان از مرگ منصور بود.

در تحلیل ابعاد این عملیات باید گفت، از نظر مشروعیت، فتوا از آیت‌الله میلانی اخذ شده بود. از نظر سازماندهی، یک هسته ۵ نفره با تقسیم وظایف دقیق آن را اجرا کرد. از نظر ریسک، عملیات در مقابل مجلس شورای ملی و در روز روشن انجام شد. پس از این عملیات، تمامی همراهانش دستگیر و اعدام شدند، اما سید علی اندرزگو از چنگ ساواک گریخت و زندگی مخفی ۱۵ ساله خود را آغاز کرد.

ارتباط با رهبری شهید

یکی از بخش‌های کمتر شناخته‌شده زندگی شهید اندرزگو، ارتباط نزدیک او با رهبر معظم انقلاب در دوران اختفا در مشهد است.

سید مهدی اندرزگو، فرزند شهید، به نقل از رهبر انقلاب روایت می‌کند: «بار‌ها پدرم را در کوچه و خیابان دیده بودند و متوجه شده بودند که در دست او زنبیلی پر از مهمات و اسلحه است و او با خونسردی کامل آنها را جابه‌جا می‌کرد.»

خاطره خروس‌های تخمگذار! رهبر انقلاب تعریف می‌کنند: «یک روز آقای اندرزگو را در بازار سرشور مشهد دیدم که با یک موتورگازی می‌آمد. چند خروس در عقب موتور داشت. از او درباره خروس‌ها پرسیدم، جواب داد که این خروس‌ها استثنایی‌اند و تخم می‌گذارند! زنبیل را که کنار زدم، دیدم زیر پای خروس‌ها پر از نارنجک و اسلحه است.»

شهید اندرزگو برای رهبر معظم انقلاب، شهید هاشمی‌نژاد و آیت‌الله واعظ طبسی کلاس آموزش اسلحه برگزار می‌کرد.

شهید سید علی اندرزگو

پیشگویی شگفت‌انگیز

خاطره‌ای از همسر شهید اندرزگو ابعاد جدیدی از شخصیت او را آشکار می‌کند. او روایت می‌کند: «یک بار کارتر با همسرش به ایران آمده بود. شهید نشسته بود و نگاه می‌کرد. گفتم: آقا! برای این قضیه هیچ کاری نکردی؟ گفت: پهلوی یا به دست من یا با خون من از بین می‌رود. بعد از آتش قلیان یک ذغال سرخ برداشت و روی دست گرفت... گفتم: دستت نمی‌سوزد؟ گفت: بدن ما به آتش جهنم هم نمی‌سوزد. سپس گفت: دو سال اول انقلاب همه ملت ایران مورد امتحان خدا قرار می‌گیرند و بعد دو سال، سید علی‌ای می‌آید رئیس‌جمهور می‌شود. گفتم: سید علی خودت هستی؟! گفت: آن موقع من نیستم. آن موقع کس دیگری است.»

این پیشگویی که مربوط به سال‌ها پیش از انقلاب است، با ریاست جمهوری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۶۰ تحقق یافت.

شهادت در دوم شهریور ۵۷ 

اندرزگو پس از ترور منصور، دست از مبارزه نکشید. رژیم شاه در دستگیری او ناتوان بود. وی سرانجام در روز دوم شهریورماه ۱۳۵۷، در درگیری مسلحانه با عوامل رژیم به شهادت رسید.

حماسه نهایی

شهید اندرزگو در شب ۱۹ رمضان همزمان با ضربت‌خوردن حضرت علی (ع) به هشادت رسید، پیش از شهادت کاغذ‌های حاوی اطلاعات را برای حفظ امنیت یارانش خورد، از طرفی مدارک باقی مانده را برای نابودی اطلاعات آن با خون خود آغاشته کرد. او زبان روزه به شهادت رسید.

امام خمینی (ره) در این باره فرمودند: «همان شبی که این روحانی مبارز به شهادت رسید، خبر شهادتش را برای من تلگراف کردند و من به شدت ناراحت شدم که محروم ماندیم از نعمت بزرگی مانند شهید اندرزگو.»

خانواده شهید اندرزگو تا ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ و ورود امام خمینی (ره) به ایران از شهادت او بی‌خبر بودند. سید مهدی اندرزگو روایت می‌کند: «روزی که امام وارد کشور شدند، ما تلویزیون را نگاه می‌کردیم و منتظر بودیم پدر همراه امام باشد. حضرت امام فرمودند خانواده آقای اندرزگو را پیدا کنید. مرا نزد امام بردند. ایشان دو برادر کوچکم را روی پا‌های خود نشاندند و پس از مقدمه‌چینی، خبر شهادت پدر را به ما دادند.»

امام خمینی (ره) برای همسر شهید از حضرت زینب (س) و صبر ایشان مثال زدند و او را به بردباری دعوت کردند.

ویژگی‌های اخلاقی و علمی

اندرزگو به شعر و به‌ویژه اشعار مذهبی علاقه وافری داشت. علاوه بر تبلیغ و تحصیل، به تدریس نیز اهتمام می‌ورزید. برای مثال، به بعضی از دانشجویان در مدرسه چیذر و مساجد واقع در بازار سرشور در مشهد، زبان عربی آموزش می‌داد. او در دوران مبارزه، مرتب کتاب می‌خرید که این موضوع باعث تعجب دوستانش شده بود.

انتهای پیام/ 119

نظر شما
captcha
پربیننده ها