بهشت اروپا زیر مشت و لگد ترامپ

دونالد ترامپ در مواضع اخیر خود سوئیس را کشور کوتوله‌ها نامید و آن را به توقف تجارت تهدید کرد. سران اروپا در پاسخ به رفتار‌های کاخ سفید، جز گلایه‌های ذلیلانه واکنشی نشان نمی‌دهند.
کد خبر: ۸۵۷۶۶۴
تاریخ انتشار: ۰۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰ - 29August 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: دونالد ترامپ برای دومین بار در طول یک ماه اخیر به سوئیس حمله لفظی کرد و اظهار داشت که این کشور به‌لطف آمریکا رونق یافته و او حق کامل دارد که هر گونه فعالیت تجاری آمریکا با این «کشور کوتوله‌ها» را متوقف کند. بزرگ‌ترین مسئلهٔ دردسرساز برای کاخ سفید، نرخ بهره پایهٔ بسیار پایین سوئیس (نیم درصد) در مقایسه با مشکلات روزافزون اقتصادی آمریکاست. به‌تازگی بدهی ملی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و هزینهٔ خدمات‌رسانی به آن نیز به‌دلیل نرخ بهرهٔ چندین برابر بالاتر از سوئیس، روزبه‌روز گران‌تر می‌شود. اظهارات ترامپ ادامهٔ مستقیم حملهٔ لفظی قبلی او در اوایل مرداد ماه بود که در آن کسری تجاری ۳۹ میلیارد دلاری آمریکا با سوئیس را مورد انتقاد قرار داد و هشدار داد که می‌تواند با امضای صدور توقف واردات از سوئیس، این کشور را را از سرزمینی ثروتمند به کشوری دچار مشکلات فراوان تبدیل کند.

آمریکا و سوئیس

با تمامی این تفاسیر، این اظهارات ترامپ به‌اندازهٔ تعرفه‌های جدیدی که درتیرماه بر علیه سوئیس وضع کرد، تحقیرآمیز نیست. این تعرفه‌ها به بهانه مضحک ناکافی بودن اقدامات برن در مقابله با کار اجباری در سوئیس اعمال شد. آن‌چه در این میان خودنمایی می‌کرد، وقاحت آمریکا و بهانه‌گیری‌های مضحک این کشور بود. به نظر می‌رسد که ترامپ و هیئت حاکمه آمریکا بی‌حوصله‌تر از آن هستند که برای اعمال مقاصد زورگویانه خود، در تلاش برای دست و پا کردن یک بهانه محکمه پسند باشند. سوئیس همانند سایر کشور‌های آسیب دیده از ترامپ، هم از اتهامات وارده و هم از نقض توافق‌های گمرکی سال گذشته توسط واشنگتن بهت‌زده شد، اما واکنش آنها تنها به ابراز ناراحتی محدود شد.

هنری کیسینجر در جمله معروفی می‌گوید: دشمنی با آمریکا می‌تواند خطرناک باشد، اما دوستی با آن مرگبار است. اگرچه اغلب این نقل‌قول‌های برجسته در برابر زمین سخت واقعیت خاصیت خود را از دست می‌دهند، اما در حال حاضر به‌وضوح مشخص می‌شود که این سخن کسینجر، کاملا مطابق با واقع است.

آمریکا برای غلبه بر بحران شکل گرفته در کشور خود و حفظ هژمونی جهانی و به این امید که کشور‌های دیگر را بترساند و به اطاعت از ارادهٔ خود وادارد، به‌شدت خشن و زمخت رفتار می‌کند؛ اما در بیشتر موارد، نتیجه‌ای از این روند نمی‌گیرد. جنگ تجاری با چین با چنان پاسخ محکمی از پکن مواجه شد که آمریکا را سریعا به فکر آشتی‌جویی انداخت، مهار روسیه از طریق اوکراین ممکن نشد و جنگ منطقه‌ای ایران که با هدف فروپاشی ایران ترتیب داده شد به رسوایی عظیمی منجر شد که آینده سیاسی ترامپ و حتی حزب متبوعش را با خطری جدی مواجه کرد.

تنها کسانی که آمریکا را خوشحال می‌کنند، متحدان و دوستان نزدیک آن هستند که با بزدلی تمام، در مقابل منویات ترامپ سر خم کرده و کاخ سفید نیز با ولع تمام آنها را لگدمال، منابعشان را غارت، پایه‌های رفاهشان را ویران و با طرح خواسته‌های غیرمنطقی همچون واگذاری گرینلند آنها را تحقیر می‌کند.

سران این کشور‌ها نیز در در پاسخ به رفتار‌های آمریکا، جز گلایه‌های ذلیلانه واکنشی نشان نمی‌دهند. جالب اینجاست که نخبگان جوامع این کشور‌ها نیز از دولت خود تقاضا می‌کنند ترامپ را تحریک نکرده و تا پایان دوره او با وی مدارا کنند. اروپا به مخدر «گاز طبیعی مایع» آمریکا معتاد شده؛ ستون فقرات صنعتی اقتصاد آلمان در حال شکستن است و فرانسوی‌ها نیز مانند سوئیسی‌ها با تهدید قطع صادرات به آمریکا مورد باج‌خواهی قرار می‌گیرند.

اروپا این رفتار‌ها را به امید بهبود شرایط پس از دوران ترامپ تحمل می‌کند، این در حالی است که هیچ بهبودی در آینده روابط میان آمریکا و اروپا متصور نیست. حتی اگر دولت در آمریکا عوض شود، قدرت جدید از مزایای به‌دست‌آمده و همچنین جایگاه آماده‌شده برای بهره‌کشی از گاو‌های شیرده چشم‌پوشی نخواهد کرد. بهره‌کشی آمریکا از اروپا در آینده به‌مراتب بی‌رحمانه‌تر از اکنون خواهد بود، زیرا مقاومت کشور‌های مستقل در مقابل واشنگتن، کاخ سفید را وادار خواهد کرد که تصویر پوشالی از ابهت خود را با تحقیر و زورگویی نسبت به اروپا حفظ و تقویت کند.

آیا برای بیدار شدن اروپا و ایستادگی آنان در مقابل رفتار‌های آمریکا شانسی وجود دارد؟ شانس این کار هر روز کمتر می‌شود. سوئیس بیش از ۱۵ سال است که جام مقدس خود یعنی رازداری بانکی را به‌خوبی به آمریکایی‌ها تسلیم کرده‌است. درخواست‌های فعلی ترامپ در مقابل بذل و بخشش‌های پیشین سوئیس، بازیچه‌ای بیش نیست.

نکته دیگری که در این زمینه خودنمایی می‌کند، نوکیسگی و گدامئابی آمریکا در رابطه با کشور‌های مختلف است؛ در برابر رقم نجومی بدهی ملی، ۳۰ تا ۴۰ میلیارد کسری تجاری چیز مهمی نیست که باعث خشم و به‌هم ریختگی کشور مدعی ابرقدرتی شود؛ حقیقت آن است که هیئت حاکمه فعلی آمریکا، برخلاف تلاش برای ارائه ظاهری اصیل و اشرافی از خود، به شدت غرق در عقده‌های شخصیتی فروخفته هستند و در راه ارضای این عقده‌ها، تمامی اصول بنیادین هژمونی آمریکا را به آتش کشیده‌اند.  

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار