هفته دولت از خدمت آغاز میشود و به مردم میرسد
گروه استانهای دفاعپرس- «حدیثه وهابی»؛ هفته اول شهریور نقطهای است برای مکث کردن و نگاه دوباره به رابطه دولت و مردم؛ به اینکه تصمیمهایی که پشت درهای وزارتخانهها گرفته میشود، چگونه در زندگی میلیونها نفر اثر میگذارد.

کارنامه دولت زمانی دیده میشود که یک کارخانه دوباره چراغهایش را روشن کند، یک روستا به جاده و آب و برق دسترسی پیدا کند، جوانی امکان اشتغال پیدا کند و شهروندی احساس کند صدای او در تصمیمهای کشور شنیده میشود.
از همین منظر، هفته دولت را میتوان هفته سنجش فاصله میان «مسئولیت» و «مسئول» دانست؛ فاصلهای که هرچه کمتر شود، اعتماد عمومی نیز فرصت بیشتری برای بازسازی پیدا میکند.
رجایی و باهنر دولت را با خدمت معنا کردند
نام هفته دولت با دو شهید گره خورده است؛ محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر. هر دو در سال ۱۳۶۰ و در شرایطی که کشور درگیر بحرانهای امنیتی و سیاسی بود، به شهادت رسیدند.
رجایی مدت کوتاهی در عالیترین سطوح اجرایی کشور حضور داشت، اما تصویری که از او باقی ماند، بیش از آنکه به طول دوران مسئولیتش وابسته باشد، به نوع نگاهش به مسئولیت مربوط است. سادهزیستی و حضور نزدیک به مردم، بخشی از تصویری است که از رئیسجمهور شهید در حافظه عمومی شکل گرفته است.
باهنر نیز در فاصلهای کوتاه، از عرصه آموزش و فرهنگ تا نخستوزیری پیش رفت و سرانجام در کنار رجایی قربانی یک عملیات تروریستی شد. شهادت این دو مسئول، در نخستین سالهای پس از انقلاب، معنای دیگری نیز به هفته دولت داد؛ اینکه مسئولیت در جمهوری اسلامی با خطرپذیری و هزینه همراه بوده است.
سالها گذشته، اما پرسش اصلی تغییر نکرده است: آیا دولت توانسته است مسئولیت را به خدمت ملموس تبدیل کند؟
این پرسش، اهمیت هفته دولت را فراتر از برگزاری مراسم و ارائه گزارشهای اداری میبرد.
دولت مردمی از دل یک مطالبه قدیمی شکل گرفت
دههها پس از رجایی و باهنر، دولت سیزدهم با عنوان «دولت مردمی» وارد میدان شد؛ عنوانی که بر حضور میدانی، توجه به مناطق مختلف کشور و نزدیک شدن ساختار اجرایی به مسائل واقعی جامعه تاکید داشت.
شهید ابراهیم رئیسی در دوران ریاست جمهوری، سفرهای استانی را به یکی از جلوههای اصلی فعالیت دولت تبدیل کرد. تصاویر حضور مسئولان در شهرها و روستاهای مختلف، در کنار پروژههایی که سالها در انتظار اجرا مانده بودند، بخشی از روایت آن دولت را شکل داد.
اما روایت دولت مردمی فقط در سفر و افتتاح پروژه خلاصه نمیشود. معنای مهمتر آن، مواجهه مستقیم با مسئله است؛ دیدن کارخانهای که تولیدش متوقف شده، شنیدن مطالبه روستایی که زیرساخت ندارد، بررسی پروندهای که سالها میان دستگاههای مختلف مانده و تلاش برای تبدیل تصمیم اداری به نتیجهای قابل لمس.
در همین نقطه، یک تضاد مهم خود را نشان میدهد: مردم ممکن است یک پروژه بزرگ را در اخبار ببینند، اما اثر آن را زمانی باور میکنند که نتیجهاش وارد زندگی روزانه آنها شود.
دولت مردمی زمانی معنا پیدا میکند که «مردم» از یک واژه در سخنرانیها به معیار تصمیمگیری تبدیل شوند.
اقتدار وقتی دیده میشود که مردم پشت دولت بایستند
اقتدار یک کشور فقط در قدرت نظامی یا توانایی سیاسی آن خلاصه نمیشود. پشتوانه هر ساختار حکمرانی، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نیز هست.
کشوری که مردمش احساس مشارکت، امنیت و تعلق داشته باشند، در برابر فشارهای بیرونی ظرفیت بیشتری برای ایستادگی دارد. به همین دلیل، خدمترسانی را نمیتوان موضوعی جدا از اقتدار ملی دانست.
وقتی دولت بتواند مشکلات را بشناسد، تصمیم بگیرد و نتیجه ایجاد کند، اعتماد عمومی تقویت میشود. وقتی یک طرح روی کاغذ باقی بماند یا فاصله میان وعده و اجرا طولانی شود، همین سرمایه اجتماعی آسیب میبیند.
از این زاویه، کارآمدی دولت یک موضوع صرفا اقتصادی یا اداری نیست؛ بخشی از قدرت ملی است.
مردم کارنامه دولت را در زندگی خود میخوانند
برای مردم، ارزیابی دولت با قیمتها، شغل، مسکن، درمان، آموزش، حملونقل و امنیت اقتصادی آغاز میشود.
ممکن است پشت یک پروژه عمرانی، ماهها مطالعه و میلیاردها تومان هزینه وجود داشته باشد، اما شهروند زمانی آن را لمس میکند که جادهای که سالها خطرناک بوده، ایمن شود یا آبی که باید به خانه برسد، واقعا از شیر آب جاری شود.
این همان نقطهای است که دولت باید میان «دستاورد» و «اثر» تفاوت بگذارد. دستاورد آن چیزی است که دولت انجام داده؛ اثر چیزی است که مردم در زندگی خود احساس میکنند.
هفته دولت فرصت مناسبی برای دیدن هر دو است.
یاد شهیدان با کارآمدی زنده میماند
رجایی و باهنر در حافظه تاریخی کشور با مسئولیت کوتاه، اما سرنوشتساز خود باقی ماندهاند. شهید رئیسی نیز پس از شهادت در سانحه بالگرد، به جمع رئیسجمهوران شهید ایران پیوست و نامش با مفهوم دولت مردمی و حضور میدانی گره خورد.
اما بزرگداشت این چهرهها زمانی از قاب مراسم و پوستر فراتر میرود که میراث آنها در رفتار مدیریتی ادامه پیدا کند؛ یعنی مسئول، خود را صاحب میز نداند و جایگاهش را امانتی برای حل مسئله مردم ببیند.
دوم شهریور از همین رو یک یادآوری تاریخی است؛ یادآوری اینکه دولت پیش از آنکه مجموعهای از وزارتخانهها و سازمانها باشد، نهادی برای اداره کشور و پاسخ دادن به نیازهای جامعه است.
هفته دولت باید به مردم ختم شود
شاید بهترین نقطه برای پایان دادن به روایت هفته دولت، همان جایی باشد که همه چیز از آن آغاز شده است: مردم.
دولت مقتدر، دولتی نیست که فقط از بالا دیده شود؛ دولتی است که اثر حضورش از پایین احساس شود. اقتدار زمانی پایدار میماند که در کنار توان دفاعی و سیاسی، چرخ تولید بچرخد، خدمت عمومی درست ارائه شود، مدیر در میدان حاضر باشد و مردم نتیجه تصمیمها را در زندگی خود ببینند؛ و شاید مهمترین معیار نیز همین باشد: دولتی که مردم را مقصد خدمت بداند، از پشت میزها به میدان میآید، از آمار به اثر میرسد و از مسئولیت، اعتماد میسازد.
دوم شهریور، آغاز هفته دولت است؛ اما معنای واقعی آن زمانی آغاز میشود که کارنامه دولت، در زندگی مردم دیده شود.
انتهای پیام/
