سردرگمی واشنگتن در جنگ منطقه‌ای

هدف ترامپ بلکه دستیابی به بی‌ثباتی داخلی است که مکانیسم تغییر دولت، روی کار آمدن نیرو‌های وفادار به واشنگتن و تغییر اساسی سیاست خارجی تهران را آغاز کند.
کد خبر: ۸۶۱۰۱۲
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰ - 11September 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: «لئون پانتا»، وزیر دفاع پیشین آمریکا، اخیراً در مصاحبه با گاردین اظهار داشته که جنگ منطقه‌ای ایران که بیش از شش ماه پیش توسط دونالد ترامپ آغاز شد، ممکن است به «جنگی بی‌پایان» در غرب آسیا تبدیل شود. جنگی که در نهم اسفندماه آغاز شد و قرار بود که به صورتی «برق‌آسا» تمام اهداف خود در ایران را محقق کند، اکنون به جنگی فرسایشی تبدیل شده که هیچ‌یک از طرفین قادر به پیروزی قاطع در آن نیستند.

ایران

دولت ترامپ که با موضع انعطاف‌ناپذیر و مقاومت بی‌سابقه ایران رو‌به‌رو شده و از عقب‌نشینی ایران در مقابل یک کارزار نظامی گسترده ناامید است، در هفته‌های اخیر بر راهبرد ترکیب فشار اقتصادی با حملات مقطعی تکیه کرده است. با این حال، هنوز دلیلی وجود ندارد که تصور کنیم ترکیبِ تحریم‌های شدید و حملات مقطعی، ارادهٔ رهبران ایران را درهم خواهد شکست.

اسرائیل همچنان در ملأ عام به ابراز خوش‌بینی در زمینه اوضاع جنگ منطقه‌ای می‌پردازد. «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر اسرائیل، در ۱۲ شهریور اعلام کرد که تغییر حکومت در ایران هدف اصلی سیاست خارجی اسرائیل است و این هدف «در دسترس» قرار دارد. وی ادعا کرده است که ایران امروز «ضعیف‌تر از همیشه» است و «برای بقا می‌جنگد». در مقابل شعار‌های زرد نتانیاهو، آمریکا به سمت موضعی عمل‌گرایانه‌تر حرکت کرده است. این اختلاف نظر اساسی، تنش‌هایی را در درون ائتلاف واشنگتن-تل‌آویو ایجاد کرده و بر روند عملیات نظامی تأثیر گذاشته است.

نمی‌توان گفت که فشار اقتصادی آمریکا بر ایران کاملاً بی‌نتیجه است. در ۲۸ مرداد، ترامپ از آغاز «روز دی اقتصادی» خبر داد و وعده ایجاد «جنگ اقتصادی در مقیاسی بی‌سابقه» علیه ایران را داد. به گفته کارشناسان، هدف ترامپ، نه فقط تغییر رفتار ایران، بلکه دستیابی به تسلیم یا بی‌ثباتی داخلی است که مکانیسم تغییر دولت، روی کار آمدن نیرو‌های وفادار به واشنگتن و تغییر اساسی سیاست خارجی تهران را آغاز کند. واشنگتن در این راهبرد قصد دارد درآمد‌های ایران را قطع، منابع نظامی و متحدان آن را محدود و سپس خونریزی اقتصادی را به فشار سیاسی تبدیل کند.

طرفداران راهبرد تحریمی در واشنگتن ادعا می‌کنند که همین فشار اقتصادی در کنار حملات نظامی، نهایتاً تهران را به عقب‌نشینی وادار خواهد کرد. به‌زعم آنها، اقتصاد ایران محاصرهٔ طولانی‌مدت را تاب نیاورده و نارضایتی اجتماعی ناگزیر به تغییرات سیاسی منجر می‌شود. اما این منطق، هم تجربهٔ تاریخی ایران و هم سازوکار‌های انطباقی که دولت این کشور طی دهه‌ها تجربه تحریم به‌کار گرفته را نادیده می‌گیرد.

تهران شبکهٔ گسترده‌ای برای دور زدن محدودیت‌ها ایجاد کرده است: تسویه‌های موازی با ارز‌های محلی، مبادلهٔ پایاپای (نفت در برابر کالا)، استفاده از طلا و رمزارزها، ناوگان سایه و زنجیره‌های واسطه در امارات، ترکیه و عمان. تحریم‌های جدید آمریکا که دارایی‌های دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی را هدف قرار داده و تحریم‌های ثانویه را گسترش می‌دهند، درصدد دشوارتر کردن این روش‌ها هستند.

با این حال، اگرچه مسیر‌های سنتی دورزدن تحریم‌ها از جمله شرکت‌های صوری، نفتکش‌های ثبت‌نشده و مسیر‌های قاچاق در حال مسدود شدن هستند، اما در عوض کانال‌های جدیدی برای دور زدن تحریم ظهور می‌کنند: رمزارزها، طرح‌های پیچیده‌تر با طلا، واسطه‌ها و مسیر‌های جدید. به گفته کارشناسان، تهران روش‌های متعددی برای دور زدن تحریم‌ها آموخته و این توانایی تطبیق، عامل کلیدی تاب‌آوری آن به شمار می‌رود.

از سوی دیگر، پس از آغاز جنگ منطقه‌ای، انسجام و اتحاد ملی در ایران به اوج رسیده است؛ حتی مردمی که از شرایط و سیاست‌ها ناراضی بودند، پس از آغاز جنگ، به صورت کاملا یکپارچه مواضعی خصمانه برعلیه واشنگتن و تل‌آویو اتخاذ کردند. ایران تجربه، منابع و ارادهٔ تحمل فشار اقتصادی آمریکا را دارد و آمریکا نیز همان‌طور که تاریخ روابطش با ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی نشان می‌دهد، ابزاری برای شکستن این سیستم از بیرون ندارد.

آمریکا به علت اشتباهات راهبردی فراوان و عدم شناخت دقیق از قدرت نظامی، جغرافیایی و اجتماعی ایران خود را در مخمصه‌ای گرفتار کرده که جز با اعلام شکست رسمی از آن خلاصی نخواهد یافت؛ در غیر این صورت، تمامی تاکتیک‌های آمریکا سرانجامی جز جنگی بی‌پایان و فرسایشی نخواهد داشت.

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار