از والفجر ۴ تا ۵۰ عمل جراحی؛ روایت جانبازی که هنوز پای انقلاب ایستاده است

جانباز ۷۰ درصد هشت سال دفاع مقدس «غلامحسن نام‌آورده ارباب» که با تحمل ۵۰ عمل جراحی، سال‌ها با درد و محدودیت زندگی کرده است، انقلاب را حاصل خون شهدا دانست.
کد خبر: ۸۶۱۷۳۶
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۴ - 12September 2026

جانباز ۷۰ درصد حاج «غلامحسن نام‌آورده ارباب» در گفت‌و‌گو با خبرنگار دفاع‌پرس از زاهدان،، با اشاره به حضور داوطلبانه خود در جبهه‌های حق علیه باطل و تحمل ۵۰ بار عمل جراحی، اظهار داشت: انقلاب اسلامی با خون شهدا آبیاری شده است و مسئولان باید قدر این مردم را بدانند.

جانباز ۷۰ درصد

در کشوری زندگی می‌کنیم که همه جای آن عطر حضور شهیدانی پراکنده است که تاریخ ما را با نثار خون و از خودگذشتگی برای سربلندی ایران عزیز فدا کرده‌اند. درود به روح پاکشان می‌فرستیم و خاضعانه در برابر آرمان‌های بزرگ امام سر فرود می‌آوریم. روحشان شاد و یادشان گرامی باد. در همین رابطه با جانباز ۷۰ درصد حاج غلامحسن نام‌آورده ارباب گفت‌و‌گو کردیم که در ادامه می‌خوانید.

خبرنگار: خودتان را معرفی می‌کنید؟

اینجانب غلامحسن نام‌آورده ارباب هستم.

خبرنگار: شروع تحصیل و منطقه‌ای که سکونت داشتید؟

در شهرستان زاهدان، خیابان امام خمینی، امام خمینی ۲۲ ساکن بودم و تا دوران دوم راهنمایی در زاهدان تحصیلاتم را ادامه دادم و بعد به شهرستان زابل رفتم و ادامه تحصیل دادم و از آنجا به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام شدم.

خبرنگار: در شروع جنگ تحمیلی چند ساله بودید؟

نام‌آورده ارباب: من در شروع جنگ سن کمی داشتم، فکر کنم حدود یازده الی دوازده سال داشتم؛ ولی تلاش کردم برای دفاع از اسلام، کشور و مردم عزیزم به جبهه اعزام شوم که موافقت نمی‌شد.

خبرنگار: چطور به جبهه اعزام شدید؟

با اسرار فراوان و گذراندن دوره‌های آموزشی در سال ۱۳۶۰ از طریق بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعزام شدم و همین شروع به اعزام باعث شد چندین مرحله دیگر در سال‌های ۶۱ و ۶۲ به جبهه بروم و از اسلام، کشور و مردم عزیزم دفاع کنم. مجموعاً یازده ماه و شش روز به‌طور داوطلب بسیجی در جبهه‌های حق علیه باطل حضور داشتم.

خبرنگار: کدام مناطق بودید؟

مناطق جنوب کشور؛ دشت آزادگان، دشت عباس، خط پدافندی پاسگاه زید عراق، تنگه چزابه و شهرک سپنتا در محدوده اهواز و مدتی هم گیلان‌غرب و کردستان، شهرک کامیاران و سپس به مریوان برای آماده شدن عملیات والفجر ۴، ارتفاعات پنجوین و کله‌قندی عراق.

از شرایط جنگی برای خوانندگان بگویید

کم‌سعادت بودم، فقط در یک مرحله عملیات شرکت داشتم، آن هم عملیات والفجر ۴ در لشکر ۴۱ ثارالله که در این عملیات موج انفجار مرا گرفت. در ایام حضورم در جبهه‌های حق علیه باطل مدتی به‌عنوان بی‌سیم‌چی گروهان و مدتی هم به‌عنوان تخریب‌چی و دیگر موارد در لشکر ۴۱ ثارالله خدمت می‌کردم. شرایط جنگ مشکلات و سختی‌های خودش را دارد؛ ولی با همه سختی‌ها و کمبود‌ها خاطرات خودش را داشت؛ صداقت، یک‌رنگی، از خودگذشتگی‌ها و اخلاص بیش از اندازه بین رزمندگان وجود داشت. در همه زمینه‌ها همه نسبت به هم خوش‌رو، مهربان و باگذشت بودند.

جانباز ۷۰ درصد

خبرنگار: کدام عملیات مجروح شدید؟

در دو مرحله مجروح شدم. مرحله اول در شب دوم عملیات والفجر ۴ و مرحله دوم در تاریخ ۱۳۶۸/۰۳/۲۱ که منجر به قطع دست راستم از بالای آرنج و پای راستم از بالای زانو و کم‌بینایی چشم راستم و وجود ترکش‌های ریز در هر دو چشم و بقیه اعضای بدن شد. زمانی بود که به استخدام ژاندارمری سابق درآمده بودم و در منطقه کردستان مشغول خدمت بودم. در حین جمع‌آوری و ترمیم میدان مین بر اثر انفجار دو مین به‌شدت مجروح شدم. از تاریخ ۱۳۶۵/۵/۲۰ لغایت ۱۳۶۸/۰۳/۲۱ در منطقه عملیاتی کردستان حضور داشتم. درست پانزده روز مانده بود که به استان خودم سیستان و بلوچستان منتقل شوم که توفیق جانبازی حاصل گردید و از این بابت خداوند متعال را شاکرم.

خبرنگار: لطفاً از زمان جانبازی تا الان را به طور کامل بفرمایید که چه شرایطی را پشت سر گذاشتید؟

خوب طبیعتاً برای من که در آن زمان جوان حدوداً بیست و یک ساله بودم اولش خیلی سخت بود، چون عملاً با حادثه‌ای که ایجاد شد منجر به قطع دو عضو از اعضای بدنم آن هم از یک طرف شد؛ برایم امکان راه رفتن نبود و باید با ویلچر جابه‌جا می‌شدم. این باعث به‌هم‌ریختگی روحیه‌ام شده بود. بعد از تقریباً نزدیک دو الی سه ماه بستری بودن در بیمارستان ولیعصر تهران که متعلق به ژاندارمری بود، با انجام چندین عمل کم‌کم با استفاده از پای مصنوعی چوبی راه می‌رفتم.

تعادل خودم را نمی‌توانستم حفظ کنم، جثه بسیار ضعیفی داشتم و با کمک یک عدد عصا می‌توانستم راه بروم که این مسئله تا حدودی از نظر روحی شرایطم را بهتر کرد. ولی با توجه به اینکه در گرمای هوا پای مصنوعی خیلی اذیت می‌کند و باعث زخم پا می‌شود، با زخم و عفونت‌ها درگیر بوده و هستم و افزایش وزن و کم‌تحرکی به‌دلیل مشکلات جسمی شرایط را برایم دشوارتر نموده. تا کنون پنجاه بار انواع عمل‌ها را داشته‌ام؛ چشم و دست و پا و غیره. اکنون هم به‌علت استفاده از دست و پای مصنوعی در درازمدت دچار دیسک کمر و گردن شده‌ام و با توجه به اینکه دچار افزایش وزن شده‌ام، عملاً فشار بر روی زانوی پای چپم و دست چپم در هنگام نشست و برخاست زیاد شده و درد شدید در زانوی پا و کف دست و انگشتان دست دارم.

خبرنگار: اگر خدای ناخواسته ضربه‌ای بخوریم، از کجا خواهد بود؟

ما از اول انقلاب اسلامی در تحریم بودیم و مردم پای انقلاب و نظام با همه سختی‌ها و گرانی‌ها ایستاده‌اند. دشمن منتظر است با فشار‌های اقتصادی که به‌وجود می‌آید مردم را از صحنه خارج کنند تا دشمن به اهدافش برسد. در چنین شرایطی بعضی گرانی‌ها مشکوک به نظر می‌رسد. مثال دیگر هم همین سوخت است که اکثر مردم و افرادی نظیر من با خودرو به خیابان‌ها می‌آیند ولی شما با این کار مردم را هم از حضور در میادین حذف کردید.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار