القاعده؛ از ترور بنلادن تا گسترش تشکیلاتی در آفریقا
گروه بینالملل دفاعپرس: بعد از گذشت بیش از ۲۵ سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر و کشته شدن نزدیک به سه هزار نفر در آمریکا، القاعده اگرچه بخش مهمی از ساختار اولیه و رهبران اصلی خود را از دست داده، اما همچنان بهعنوان یک تشکیلات فراملی به فعالیت خود ادامه میدهد و گروههای وابسته به آن در بخشهایی از آفریقا، غرب و جنوب آسیا نفوذ قابل توجهی پیدا کردهاند.

القاعده در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی تحت رهبری «اسامه بنلادن» شکل گرفت و پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ با حمله نظامی آمریکا به افغانستان و از دست دادن پایگاه اصلی خود با ضربه سنگینی مواجه شد. با این وجود، بسیاری از کارشناسان معتقد هستند این گروه نهتنها از بین نرفت، بلکه در سالهای پس از ۱۱ سپتامبر با ایجاد شاخههای منطقهای و تشکیل شبکههای وابسته، شکل فعالیت خود را تغییر داد. این گروه امروز در قاره آفریقا به یکی از منابع مهم حمایت، آموزش و الهام برای گروههای مسلح تبدیل شده است.
چگونگی شکلگیری القاعده
القاعده در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی و در جریان جنگ افغانستان علیه اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفت. «اسامه بنلادن» که از اتباع ثروتمند عربستان سعودی بود، در سازماندهی و حمایت از داوطلبان عربی که برای جنگ با نیروهای شوروی به افغانستان رفته بودند، نقش داشت و خود نیز در این جنگ مشارکت کرد.
اما این تمام ماجرا نبود و این شبکه به تدریج به محلی برای تجمع نیروهای مسلحی تبدیل شد که خواهان برقراری حکومت اسلامی بودند و دشمنی مشترکی با آمریکا، «اسرائیل» و دولتهای همپیمان واشنگتن در منطقه داشتند.
از طرف دیگر، زمینه رشد هرچه بیشتر القاعده زمانی فراهم شد که «اسامه بنلادن» در سال ۱۹۹۴ تابعیت سعودی خود را از دست داد و در سال ۱۹۹۶ نیز سودان را ترک کرد و به افغانستان رفت؛ جایی که زمینه برای توسعه فعالیتهای القاعده و ایجاد اردوگاههای آموزشی این گروه بیش از پیش فراهم شد.
القاعده در سابقه خود پیش از حملات ۱۱ سپتامبر، چندین عملیات علیه منافع آمریکا را دارد. یکی از نخستین حملاتی که دولت آمریکا آن را به این گروه نسبت داد، بمبگذاری سال ۱۹۹۲ در دو هتل در یمن بود که هدف آن نیروهای آمریکایی عازم سومالی اعلام شد.
در ادامه فعالیتهای گروه القاعده شاهد بودیم که بنلادن در سال ۱۹۹۶ علیه حضور نیروهای آمریکایی در عربستان سعودی اعلام جهاد کرد و دو سال بعد نیز از تشکیل جبههای موسوم به «جبهه جهانی اسلامی برای جهاد علیه یهودیان و صلیبیها» خبر داد و خواستار حمله به شهروندان و نیروهای آمریکایی و متحدان آنها شد. ضمن اینکه در همان سال، بمبگذاریهای القاعده در سفارتخانههای آمریکا در کنیا و تانزانیا دستکم ۲۲۴ نفر را به کام مرگ کشاند.
۱۱ سپتامبر نقطه عطف تاریخ القاعده
در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تعداد ۱۹ عضو گروه القاعده چهار فروند هواپیمای مسافربری را ربودند. دو هواپیما به برجهای مرکز تجارت جهانی در نیویورک و یک هواپیما به ساختمان پنتاگون برخورد کرد. هواپیمای چهارم نیز پس از مقاومت مسافران و تلاش آنها برای بازپسگیری کنترل هواپیما در منطقهای در ایالت پنسیلوانیا سقوط کرد. این حملات نزدیک به ۳ هزار کشته بر جای گذاشت و آغازگر جنگ گسترده آمریکا علیه القاعده و متحدان آن در افغانستان شد.
سرنگونی حکومت طالبان در حمله آمریکا به افغانستان
آمریکا در اکتبر ۲۰۰۱ به افغانستان حمله کرد و حکومت طالبان را سرنگون کرد. در دسامبر همان سال، نیروهای مخالف طالبان توانستند مواضع القاعده در منطقه کوهستانی «تورا بورا» را تصرف کنند، اما بنلادن موفق شد از عملیات نیروهای آمریکایی فرار کند. رهبر القاعده برای حدود یک دهه از دست نیروهای آمریکایی گریخت و در این مدت به انتشار پیامها و بیانیههای مختلف ادامه داد. سرانجام نیروهای ویژه آمریکا در ماه مه ۲۰۱۱ در عملیاتی در شهر «ابوتآباد» پاکستان به محل اقامت بنلادن حمله کردند و او را کشتند.
خالد شیخ محمد، یکی دیگر از چهرههای اصلی القاعده، بود که آمریکا او را مغز متفکر حملات ۱۱ سپتامبر میداند. او در سال ۲۰۰۳ در پاکستان بازداشت شد و بعدها در یک جلسه نظامی اعلام کرد که در طراحی حملات ۱۱ سپتامبر از ابتدا تا انتها نقش داشته است.
پس از بنلادن، «ایمن الظواهری» از چهرههای باسابقه القاعده، رهبری این گروه را بر عهده گرفت؛ اما او نیز در سال ۲۰۲۲ در حمله پهپادی آمریکا در کابل کشته شد. اکنون نیز «سیف العدل»، از اعضای باسابقه و مصری القاعده، بهعنوان رهبر بالفعل این گروه شناخته میشود.

گسترش القاعده در جهان
اگرچه حمله آمریکا به افغانستان بخش قابل توجهی از ساختار مرکزی القاعده را نابود کرد، اما این گروه بهتدریج راهبرد خود را تغییر داد و به سمت ایجاد و تقویت شاخههای منطقهای حرکت کرد. ضمن اینکه، گروههای مرتبط با القاعده با الهام گرفتن از ایدئولوژی آن در سالهای پس از ۱۱ سپتامبر، در مجموعهای از حملات مرگبار نقش و مسئولیت مستقیم یا غیرمستقیمی داشتند.
از جمله مهمترین این حملات میتوانیم به حمله سال ۲۰۰۲ در منطقه تفریحی «بالی» اندونزی با ۲۰۲ کشته، بمبگذاریهای سال ۲۰۰۴ در قطارهای مادرید با بیش از ۱۹۰ کشته و حملات سال ۲۰۰۵ در متروی لندن و یک اتوبوس شهری با ۵۲ نفر کشته اشاره کرد.
در همین دوره بود که شاهد شکلگیری شاخههای منطقهای القاعده در غرب آسیا و آفریقا بودیم. بر همین اساس، یکی از قدرتمندترین شاخهها در عراق فعالیت خود را آغاز کرد و در جریان جنگ پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ با نیروهای آمریکایی و ائتلاف بینالمللی وارد نبرد شد.
از طرف دیگر، در سال ۲۰۰۷ شاخه القاعده در شمال آفریقا شکل گرفت و در سال ۲۰۰۹ نیز شاخه القاعده در شبهجزیره عربستان تأسیس شد. ضمن اینکه، پس از آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱، «جبهه النصره» بهعنوان شاخه القاعده در سوریه به یکی از نیروهای مهم در این جنگ تبدیل شد.
ظهور داعش به عنوان رقیب القاعده
ظهور داعش را میتوان یکی از مهمترین تحولات تاریخ القاعده پس از ۱۱ سپتامبر درنظر گرفت. «ابوبکر البغدادی» رهبر داعش، که پیشتر با شبکه القاعده در عراق ارتباط داشت، از القاعده جدا شد و در سال ۲۰۱۴ در بخشهایی از عراق و سوریه تشکیل «خلافت داعش» را اعلام کرد. این اقدام به درگیری میان داعش و جبهه النصره در سوریه انجامید و شکاف میان دو جریان اصلی را تعمیق کرد.
البته اگرچه داعش در نهایت بخش عمده مناطق تحت کنترل خود در سوریه و عراق را از دست داد ولی رقابت میان داعش و القاعده همچنان ادامه دارد. در همین راستا شاهد هستیم که دو گروه داعش و القاعده در غرب آفریقا برای کنترل مناطق و جذب نیرو با یکدیگر رقابت میکنند و در مواردی وارد درگیری مستقیم نیز میشوند.
در تحول دیگری، «جبهه النصره» در سال ۲۰۱۶ رسماً از «القاعده» جدا شد. «احمد الشرع» رهبر این گروه که در آن زمان با نام «ابومحمد الجولانی» شناخته میشد، بعدها به یکی از بازیگران اصلی تحولات سوریه تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ در سرنگونی دولت بشار اسد نقش داشت و سپس به ریاست جمهوری سوریه رسید.
ارتباط القاعده با طالبان پاکستان
یکی دیگر از حوزههای مهم فعالیت شبکههای نزدیک به القاعده، پاکستان است. گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) که علیه دولت «اسلامآباد» شورش مسلحانه دارد، از نظر ایدئولوژیک و عملیاتی با القاعده ارتباط داشته است.
بر اساس گزارش سازمان ملل، القاعده در زمینههای ایدئولوژیک، آموزشی و پشتیبانی با تحریک طالبان پاکستان ارتباط دارد. اسلامآباد نیز بارها مدعی شده است که رهبران و شمار قابل توجهی از اعضای تحریک طالبان پاکستان در افغانستان مستقر هستند؛ جایی که طالبان در سال ۲۰۲۱ پس از خروج نیروهای آمریکایی دوباره قدرت را در دست گرفت.
موضوع حضور القاعده در افغانستان همچنان یکی از مسائل مورد توجه سازمان ملل و دولتهای منطقه است. سازمان ملل متحد در یکی از گزارشهای اخیر خود تأکید کرده که القاعده همچنان از حمایت مقامات حاکم افغانستان برخوردار است و بر خلاف ادعاهای ذکر شده تمایل این گروه برای انجام عملیات خارجی کاهش نیافته است.
القاعده؛ ضعیف، اما همچنان اثرگذار
به گفته آنتونیو جیوستوزی، پژوهشگر ارشد مؤسسه سلطنتی خدمات متحد (RUSI) در لندن، القاعده پس از حمله آمریکا به افغانستان با شکستها و پراکندگی قابل توجهی مواجه شد، اما در سالهای بعد توانست نفوذ خود را به شکل گستردهای افزایش دهد.
به گفته جیوستوزی، نفوذ القاعده حدود سال ۲۰۱۳ به اوج خود رسید؛ پیش از آنکه شاخه این گروه در عراق از القاعده جدا شود و داعش را تشکیل دهد. پژوهشگر ارشد مؤسسه سلطنتی خدمات متحد (RUSI) در لندن معتقد است القاعده امروز دیگر در اوج قدرت خود قرار ندارد، اما همچنان از نفوذ قابل توجهی برخوردار است.
یکی از مهمترین تغییرات در ساختار القاعده در طول ۲۵ سال گذشته، کاهش وابستگی این گروه به رهبران شناختهشده و حرکت به سمت شبکهای از نیروهای کمحاشیه و کمتر شناختهشده بود؛ نیروهایی که شناسایی و هدف قرار دادن آنها برای سرویسهای اطلاعاتی دشوارتر است.
۲۵ سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر، القاعده دیگر همان سازمان متمرکز و تحت رهبری مستقیم اسامه بنلادن نیست. کشته شدن بنلادن و الظواهری، نابودی پایگاههای اصلی در افغانستان و ظهور داعش ضربات مهمی به ساختار این گروه وارد کرده است. با این حال، القاعده توانسته با تغییر ساختار خود از یک سازمان متمرکز به شبکهای از شاخهها و گروههای وابسته، به حیات خود ادامه دهد.
امروز آفریقا، بهویژه سومالی و منطقه ساحل، در کنار افغانستان و پاکستان، مهمترین عرصههای فعالیت گروههای نزدیک به القاعده محسوب میشوند؛ موضوعی که نشان میدهد با وجود کاهش قدرت مرکزی این سازمان، ایدئولوژی و شبکههای وابسته به آن همچنان بخشی از معادلات امنیتی جهان را شکل میدهند.
انتهای پیام/ ۱۳۴
