دویست شب مردم ایران زیر پرچم ایستاد
گروه استانهای دفاعپرس- «پژمان گنجیپور»؛ دویست شب است که در گوشهوکنار کشور، پرچم سهرنگ ایران در دست مردم میچرخد؛ شبهایی که با نگرانی از جنگ آغاز شد، با داغ و انتظار برای آینده کشور گره خورد و بعد از روشن شدن تکلیف رهبری، رنگ دیگری از آرامش را به خود گرفت. در این شبها، مردم آمدند تا ترس را به یکدیگر منتقل نکنند و نشان دهند در سختترین روزها هم میشود کنار ایران ماند.

شبهای جنگ همیشه شبیه هم نیستند. بعضی شبها با خبر یک حمله میگذرد، بعضی با صدای موشک و پهپاد و بعضی با چشمهایی که تا صبح به اخبار دوخته شدهاند. اما در این میان، دو چیز بارها تکرار شد؛ پرچم ایران و مردمی که تصمیم گرفتند در کنار هم بمانند.
جنگ که آغاز شد، نگرانی فقط از آسمان نمیآمد. آینده کشور برای بسیاری روشن نبود و شهادت رهبر شهید، پرسش بزرگی را پیش روی جامعه گذاشته بود؛ چه کسی قرار است سکاندار روزهای سخت پیش رو باشد؟
در آن روزها، جامعه همزمان با سوگ، با اضطراب آینده هم روبهرو بود. خبرها پشت سر هم میرسید و هرکس در ذهن خود آیندهای را تصور میکرد که هنوز پاسخش معلوم نبود.
اما یک شب در یکی از شبهای قدر، انتظار به پایان رسید.
سحرگاه خبر اعلام رهبر جدید انقلاب منتشر شد؛ آیتالله العظمی سیدمجتبی خامنهای (حفظهالله) به رهبری رسیدند و برای مردمی که روزها با دلهره آینده را دنبال کرده بودند، تکلیف یکی از مهمترین پرسشهای آن روزها روشن شد.
از دل اضطراب، شبهایی برای کنار هم ماندن شکل گرفت
بعد از آن، شبها همچنان ادامه داشتند. جنگ متوقف نشده بود و خطر حمله همچنان وجود داشت، اما در شهرهای مختلف، مردم دوباره دور هم جمع میشدند.
پرچمها بالا میرفتند و مردم کنار یکدیگر میایستادند.
گاهی در همان ساعاتی که خبر حمله و شلیک موشک منتشر میشد، مردم در میدانها حضور داشتند. آسمان ناامن بود، اما قرار نبود خیابانها از مردم خالی شود.
در این شبها، پرچم ایران فقط یک تکه پارچه در میان جمعیت نبود. سه رنگی که سالها بر فراز میدانها و ساختمانها دیده شده بود، این بار در دست مردم قرار گرفت و به نشانهای از کنار هم ماندن تبدیل شد.
یکی پرچم را بر دوش میکشید، دیگری آن را در دست گرفته بود و دیگری آمده بود تا در میان جمعیت باشد. شکل حضورها متفاوت بود، اما مقصد یکی بود: برای ایران.
اینجا دیگر شغل و لباس، آدمها را از هم جدا نمیکرد
در این تجمعات، هنرمند، پزشک، وکیل، طلبه، مداح، بازیگر، مشاور و افراد مختلف جامعه، هرکدام از جایی متفاوت خود را به این جمع رساندند.
این حضورها از یک واقعیت ساده حکایت داشت؛ جنگ، مرزهای معمول زندگی روزمره را جابهجا کرده بود. آدمهایی که شاید در روزهای عادی در محیطهای کاملاً متفاوتی زندگی و کار میکردند، شبها در یک نقطه کنار هم قرار میگرفتند.
هیچکدام نمیتوانستند جنگ را یکشبه تمام کنند، اما میتوانستند اجازه ندهند اضطراب، جامعه را از درون فرسوده کند.
برای همین، بخشی از این شبها بیش از آنکه درباره یک تجمع باشند، درباره یک تصمیم جمعی بودند؛ اینکه در روزهای سخت، ترس را به دیگری منتقل نکنیم.
دویست شب، فقط شمارش روزها نیست
وقتی شب اول را پشت سر میگذاری، شاید تصور دویست شب بعد دشوار باشد. اما شبها یکی پس از دیگری آمدند؛ با خبرهای تلخ، حملهها، نگرانیها، دلتنگیها و در کنار همه اینها، مردمی که هنوز پرچم را در دست داشتند.
«جنگ رمضان» برای مردمی که این روزها را زندگی کردهاند، خاطره شبهایی است که جنگ با زندگی روزمره گره خورد و مردم باید همزمان با نگرانی برای آینده، زندگی خود را نیز ادامه میدادند.
در چنین شرایطی، تجمعات شبانه فقط حضور چند نفر در یک میدان نبود. تصویری بود از جامعهای که نمیخواست در برابر فشار و تهدید، پراکنده و بیاعتماد شود.
دویست شب، یعنی دویست بار رسیدن شب و دوباره دیدن همان رنگها؛ سبز، سفید و سرخ.
پرچمی که در میان جمعیت میچرخد، پشت آن، شبهایی از نگرانی و انتظار، داغ و امید و تصمیم برای ماندن قرار دارد.
جنگ هنوز ادامه دارد و قصه این شبها تمام نشده است
حالا دویست شب از آن روزها گذشته است، اما جنگ هنوز برای مردم به یک خاطره دور تبدیل نشده است. هنوز آینده کشور به آرامش، هوشیاری و کنار هم ماندن نیاز دارد.
شاید مهمترین تصویر این دویست شب، نه تعداد آدمهایی باشد که در یک میدان جمع شدند و نه تعداد پرچمهایی که بالا رفت؛ تصویر اصلی، مردمی هستند که در سختترین روزها نخواستند ترس، آخرین حرف را بزند.
ایران روزهای دشواری را پشت سر گذاشته، اما تجربه این شبها یک تصویر روشن برجای گذاشته است؛ وقتی مردم کنار یکدیگر بایستند، هیچ بحران خارجی نمیتواند بهسادگی شکافهای داخلی را به راهی برای نفوذ تبدیل کند.
پرچم ایران دوباره بالا میرود، شب دوباره از راه میرسد و جنگ هرچقدر هم طولانی شود، این قصه هنوز یک پایان قطعی ندارد.
دویست شب گذشته است، اما آنچه اهمیت دارد این است که ایران در پایان این شبها هنوز ایستاده است.
انتهای پیام/
