پشت پرده عملیات «محمد بن زاید» و «محمد دحلان» در هاآرتص/ منطقه برای سرنگونی نتانیاهو آماده میشود
گروه بینالملل دفاعپرس: در همان روزی که انگلیس به همراه ۱۲ کشور غربی اعلام کردند که بر شهرکهای غیرقانونی واقع شده در کرانه باختری اشغالی تحریم اعمال خواهند کرد، روزنامه «هاآرتص» در گزارشی مدعی شد که «محمد بن زاید آل نهیان» رئیس دولت امارات، حدود ۱۰ روز پیش از انجام عملیات طوفانالاقصی توسط حماس، در یک گفتوگوی تلفنی رمزنگاریشده با بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل، به او دربارهٔ این حمله هشدار داده است.

طبق گزارش هاآرتص، یک مقام سفارت امارات برای تأمین محرمانگی این گفتوگو، شخصاً با یک تلفن ویژه به دفتر نتانیاهو رفته است. در این گفتوگو بن زاید به نتانیاهو اطلاع داده که «یحیی سنوار» رهبر حماس، در حال آمادهسازی یک عملیات بزرگ است و آن عملیات را یک «زمینلرزه» توصیف کرده بود. اما نتانیاهو، این مطلب را جدی نگرفته و عملیات احتمالی حماس را به منطقهٔ کرانه باختری مرتبط دانسته و گفته است که اسرائیل برای هر سناریویی آماده است. علاوه بر این، نتانیاهو این اطلاعات حیاتی را با رئیس وقت شینبت، رئیس موساد و رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل به اشتراک نگذاشته است. بنا بر گزارش هاآرتص، بن زاید همین اطلاعات را با «ویلیام ج. برنز»، رئیس وقت سیا نیز در میان گذاشته است.
نتانیاهو این ادعاها را «دروغ مطلق» و «توطئه» دانسته و اعلام کرده که از هاآرتص شکایت خواهد کرد، این در حالی است که حزب لیکود مدعی شده که سیاستمدار فلسطینی مقیم امارات -محمد دحلان- پشت این خبر است. در اینجا این پرسش بسیار مهم است که آیا دحلان این خبر را بهطور خودسرانه افشا کرده است یا از سوی شخص یا جریان دیگری مامور به این افشاگری بوده است؟ این فرد که سابقه انجام دادن عملیاتهای امنیتی برعلیه حماس در نوار غزه را داشته و توسط «محمود عباس» رئیس دولت فلسطین، از فتح تصفیه و مجبور به سکونت در امارات شده و سالهاست که در میان مشاوران ارشد بن زاید قرار دارد، بهعنوان یکی از کلیدیترین حلقههای کانالهای دیپلماتیک میان امارات و اسرائیل شناخته میشود. احتمال اینکه چنین شخصیتی، اطلاعاتی تا این حد حساس را بدون تأیید ضمنی دستکم یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به افکار عمومی منتقل کند، بسیار ضعیف است.

در واقع، موضعی که امارات پس از این خبر اتخاذ کرد، احتمال واقعیت داشتن این خبر را تقویت میکند. در بیانیه منتشر شده توسط امارات، نه تنها این مطلب تکذیب نمیشود، بلکه به صورتی زیرکانه تلاش میشود تا موضوع مسکوت واقع شود. در این بیانیه ذکر شده است: «نهادهای دولتی امارات و اسرائیل از آغاز روابطی که بیش از پنج سال پیش آغاز شد، خطوط ارتباطی آشکار و مستقیم را حفظ کردهاند. در صورت لزوم، تمام اطلاعات مرتبط میان نهادهای مربوطه منتقل شده و همچنان منتقل میشود.» این سکوت گزینشی که با لحنی دیپلماتیک، نه خبر را تأیید میکند و نه تکذیب، به تایید این خبر در نزد افکار عمومی کمک خواهد کرد. این افشاگری که توسط یکی از بازیگران نزدیک به امارات و تنها چند هفته پیش از انتخابات پنجم آبان صورت گرفته، باید بهعنوان تلاش امارات برای هماهنگشدن با وضعیت جدید پدیدآمده در معماری امنیتی منطقه تفسیر شود.
برای درک اینکه چرا این پیام اکنون داده شده، باید به تحرکات خلیج فارس در ماههای اخیر نگاه کرد. در سیزدهم شهریورماه، امارات «عبدالرحمن یوسف قرضاوی» نویسندهٔ مصری را از زندان آزاد کرد. عبدالرحمن قرضاوی، پسر «یوسف قرضاوی» از علمای جهان اسلام، بیش از یک سال در بازداشت بود. او پس از آزادی، در پیام ویدئویی خود بهطور ویژه از ترکیه و رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه تشکر کرد. قرضاوی در پیام خود اردوغان را رهبری توصیف کرد که همیشه در سمت درست تاریخ ایستاده است. همچنین در این بیانیه اعلام شد که وزارت امور خارجه ترکیه و نهادهای اطلاعاتی در این فرایند نقش تعیینکننده داشتهاند.
این اقدامات نه تنها یک ژست انسانی، بلکه نشانههای یک انحراف محور راهبردی را نیز بازتاب میدهد. امارات در شرایطی که جنگ منطقهای ایران معادلات امنیتی منطقه را زیر و رو کرده، تنگهٔ هرمز توسط نیروهای مسلح ایران بسته شده و تأسیسات نفتی خلیج فارس هدف حملات ایران قرار گرفته است، دیگر نمیتواند به یک محور واحد پایبند بماند.
آزاد کردن فردی از مکتب اخوانالمسلمین و تبادل سیگنال با ترکیه را میتوان بهعنوان گامی در جهت نزدیکشدن به «پیمان دفاعی مکه» به عنوان چتر امنیتی جدیدی که ترکیه، پاکستان و عربستان تشکیل دادهاند، یا دستکم باز نگهداشتن این احتمال خواند. پیمان ابراهیم که امارات با اسرائیل امضا کرد، برای ابوظبی هم از نظر اقتصادی و هم از نظر امنیتی یک لنگر امنیتی ایجاد میکرد. اما جنگ مننطقهای ایران این لنگر را متزلزل کرد. اینکه نتانیاهو خودش در اردیبهشتماه خبر سفر مخفیانهاش به امارات را به افکار عمومی اعلام کرد و امارات فوراً آن را تکذیب کرد، تحولی بود که شکنندگی این اتحاد را آشکار کرد.
با نگاه به کل پازل منطقه، میتوان دریافت که هیچیک از آنچه در روزهای و هفتههای اخیر در منطقه رخ داده تصادفی نیست. اینکه تحریمهای کرانه باختری به رهبری انگلیس و با همراهی اسپانیا، فرانسه، هلند و ۸ کشور غربی دیگر دقیقاً با انتشار گزارش هاآرتص همزمان شده، باید بهعنوان بخشی از یک راهبرد فشار دیپلماتیک هماهنگ خوانده شود. علاوه بر این، اظهارات «جیدی ونس»، معاون رئیسجمهور آمریکا نیز بسیار مهم است. وی در سخنان خود تاکید کرد که همانگونه که آمریکا سیاست اروپایی خود را تابع ناتو نمیکند، سیاست خود در غرب آسیا را نیز تابع اسرائیل نخواهد کرد. از یک سو تحریمهای هماهنگ متحدان غربی و فشار دیپلماتیک فزاینده از سوی آمریکا و از سوی دیگر پیام سردی که امارات از طریق دحلان فرستاد و آن را نیز تکذیب نکرد؛ نشان میدهد که نتانیاهو هم از شرق و هم از غرب تحت فشار قرار گرفته است.
آیا انجام همهٔ این اقدامات تنها چند هفته پیش از انتخابات پنجم آبان را میتوان تلاشی برای آمادهسازی زمینهٔ دورهٔ پس از نتانیاهو دانست؟ این تحولات تصویری از سرکرده اسرائیل ایجاد میکند که هشدار اطلاعاتی درباره دشمن دیرینهاش دریافت کرده، اما در جهت مقابله با آن اقدامی نکرده، دستگاه امنیتی را از کار انداخته، بقای اسرائیل را پشت حیات سیاسی خود قرار داده و در واقع با عملکرد خود اسرائیل را در آستانه نابودی قرارداده است. این روایت میتواند بهعنوان یک سلاح سیاسی جامع عمل کند که به نفع اپوزیسیون برای انتخابات پیش رو طراحی شده و بازیگران بینالمللی نیز بهطور غیرمستقیم در آن سهیم شدهاند. در واقع نتانیاهو نیز دقیقا همین تصور را داشته و به همین دلیل است که خبر اطلاع داشتن خود از عملیات طوفانالاقصی را شایعهای برای کمک به پیروزی جناح چپ توصیف کرد. در مقابل، چهار چهرهٔ مهم جبههٔ اپوزیسیون یعنی «گادی آیزنکوت»، «نفتالی بنت»، «آویگدور لیبرمن» و «یائیر گولان» با انتشار بیانیهای مشترک خواستار تحقیق در این رابطه شدند. سران دستگاههای امنیتی رژیم صهیونیستی نیز صراحتاً اعلام کردند که نهادهای امنیتی از این اطلاعات مطلع نشده بودند.
تنهایی نتانیاهو اکنون به واقعیتی قابل توجه تبدیل شده است. تحریمهای هماهنگ از غرب و فشار دیپلماتیک فزاینده از سمت آمریکا، افشاگریهای امارات و درخواست تحقیق جبههٔ اپوزیسیون از داخل، همه گویی محصول یک هماهنگی هستند. وجه اشتراک این هماهنگی این است که نتانیاهو دیگر توسط بازیگران بینالمللی و منطقهای نه بهعنوان شریکی قابل مدیریت، بلکه بهعنوان مانعی که باید از سر راه برداشته شود، دیده میشود. نتیجهٔ انتخابات پنجم آبان هر چه باشد، فرستادهشدن این پیام نشان میدهد که فصل بعدی تعامل با اسرائیل در پایتختهای خارجی در حال نوشتهشدن است. هم پایتختهای غربی و هم شرکای منطقهای، با پیشبینی اینکه نتانیاهو از قدرت کنار زده خواهد شد، در حال آماده شدن برای دولت جدید صهیونیستی هستند. سیگنالهای نزدیکشدن امارات به محور مکه نیز بخشی از همین پازل بزرگ است. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برای دنیای بدون نتانیاهو و احتمالا بدون پیمان ابراهیم آماده میشوند.
انتهای پیام/ 999
