اندیشکده «نشنال اینترست» بررسی کرد؛

تخلیه ذخایر راهبردی نفت و بن‌بست راهبردی واشنگتن

با توجه به ناکامی راهبردی واشنگتن در منطقه غرب آسیا، آمریکا احتیاج فراوانی به تغییر راهبرد‌های خود دارد؛ این در حالی است که رئیس جمهور این کشور قادر به درک ضرورت‌های سیاست بین‌الملل نیست و اطرافیان وی هم قدرت اقناع وی را ندارند.
کد خبر: ۸۶۳۶۳۴
تاریخ انتشار: ۳۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰ - 21September 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: اندیشکده «نشنال اینترست» در تحلیل خود به بررسی پیامدهای ژئوپلیتیک و اقتصادی بحران فزاینده در غرب آسیا، تشدید تنش‌ها در تنگه‌های راهبردی باب‌المندب و هرمز و تاثیر مخرب آن‌ها بر بازارهای جهانی انرژی پرداخته است. این ارزیابی نشان می‌دهد که رویکرد کنونی دولت آمریکا مبتنی بر فشار حداکثری و محاصره دریایی علیه ایران، در کنار پیشروی‌های طوفانی انصارالله در یمن و مختل شدن مسیرهای حیاتی صادرات نفت و فرآورده‌های پالایشی، زنگ خطر را برای کمبود شدید عرضه، جهش قیمت سوخت و پیامدهای تورمی سنگین به صدا درآورده است.

انصارالله

این اندیشکده ابراز نگرانی می‌کند که ادامه این وضعیت نه‌تنها اقتصاد جهانی و امنیت انرژی را به‌شدت تهدید می‌کند، بلکه روابط واشنگتن با متحدان منطقه‌ای‌اش را نیز در معرض آزمونی دشوار قرار داده و ضرورت بازنگری فوری در راهبرد کنونی دولت ترامپ را برجسته می‌سازد.

متن کامل این تحلیل بدین شرح است: با توجه به انسداد تنگه هرمز توسط نیرو‌های مسلح ایران و تسلط جنبش انصارالله یمن بر تنگه باب‌المندب، دولت ترامپ برای کاهش قیمت بنزین پیش از انتخابات به مشکلات متعددی برخورد کرده است.

علاوه بر سالگرد حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر به آمریکا، اخبار در روز‌های اخیر تحت‌الشعاع پیروزی بزرگ جنبش انصارالله یمن بر مزدوران سعودی و اماراتی قرار گرفته است. جنبش انصارالله موفق شد تا تنها در یک شب، بخش وسیعی از قلمروِ امتدادیافته در طول ساحل دریای سرخ یمن را به تصرف خود درآورد؛ با این پیروزی‌ها، انصارالله یمن دامنه مناطق تحت کنترل خود را تا تنگه باب‌المندب گسترش داده و جزیره راهبردی «پریم» را که در میانه این تنگه واقع شده است، به کنترل خود درآورده است.

فروپاشی نیرو‌های مزدور سعودی و اماراتی به‌طرز حیرت‌آوری سریع رخ داد و منجر به تصرف حجم عظیمی از تجهیزاتِ ارائه‌شده توسط عربستان به این مزدور‌ها توسط انصارالله شد؛ رویدادی که مقایسه‌هایی را با شکست مفتضحانه ارتش عراق در موصل به دست داعش در سال ۲۰۱۴ و فروپاشی نیرو‌های بشار اسد در سال ۲۰۲۴ برانگیخت. به نظر می‌رسد حملات موشکی انصارالله به خط لوله «شرق-غرب» عربستان نیز باعث توقف فعالیت این شریان حیاتی شده است؛ خط لوله‌ای که مسیری جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز محسوب می‌شد.

همچنین گزارش منتشر شده در «نیویورک تایمز» نیز افشا کرده بود که صادرات نفت عربستان، حتی پیش از توقف فعالیت خط لوله، به دلیل تهدید‌های انصارالله علیه کشتیرانی عربستان در دریای سرخ، با افت شدیدی مواجه شده بود. در همین حال، روزنامه «وال‌استریت ژورنال» نیز در ۱۱ سپتامبر گزارش داد که حلقه نزدیک مشاوران دونالد ترامپ، این احتمال را با وی مطرح کرده‌اند که راهبرد کنونی آمریکا، مبتنی بر محاصره دریایی توأم با فشار‌های اقتصادی شدید، ممکن است قادر به وادار کردن ایران به تسلیم پیش از پایان دوره ریاست‌جمهوری او در ژانویه ۲۰۲۹ نباشد. با وجود چنین چشم‌اندازی، دستیاران ارشد ترامپ پیشنهاد بازگشت به میز مذاکره با موضعی اصلاح‌شده که بازتاب‌دهنده این واقعیت باشد را مطرح نکرده‌اند.

در واقع، ترامپ همچنان هنگام توصیف نتیجه مورد انتظار خود از فشار آمریکا بر ایران، از واژه «تسلیم» استفاده می‌کند. از سوی دیگر، هیچ گزارشی مبنی بر اینکه ترامپ مقام‌های کابینه را مأمور تدوین یک راهبرد مذاکراتی کارآمدتر کرده باشد، منتشر نشده است و به نظر می‌رسد دستیاران وی معتقدند که وضعیت موجود که ترکیبی از جنگ محدود و فشار اقتصادی است می‌تواند تا هر زمان که لازم باشد، حتی در صورت انتقال قدرت به جانشین او، ادامه یابد. «جی‌دی ونس»، معاون رئیس‌جمهور، ظاهراً دیدگاه متفاوتی با ترامپ دارد، اما به نظر می‌رسد تمایلی به درگیری بارئیس جمهور آمریکا بر سر این موضوع ندارد، چرا که فاقد اختیار لازم برای تصمیم‌گیری است.

این وضعیت باید زنگ خطر را در سراسر واشنگتن به صدا درآورد. اگرچه بازار نفت از رخوت و آسودگی‌خاطرِ فصل تابستان فاصله گرفته و قیمت نفت خام برنت در پی اخبار روز‌های اخیر جهش قابل‌توجهی داشته است، اما بسیاری از افراد همچنان احساس امنیت کاذبی دارند، زیرا با تحلیل‌های کمیِ بازار‌های نفت آشنا نیستند. پس از فروکش کردن شوک اولیه جنگ، باور رایج بازار در اوایل تابستان این بود که جنگ منطقه‌ای ایران در مسیر حل‌وفصل از طریق مذاکره قرار دارد و ذخایر راهبردی و موجودی‌های تجاری برای مهار شوک احتمالی بیش از حدِ نیاز است.

اکنون کاملاً روشن است که راه‌حل سریعی برای ثبات بازار نفت در کار نخواهد بود و بیش از شش ماه کاهش عرضه، ذخایر راهبردی کشور‌ها و شرکت‌های تجاری را به‌شدت تخلیه کرده است. وضعیت ذخایر فرآورده‌های نفتی از ذخایر نفت خام نیز وخیم‌تر است، چرا که ظرفیت پالایش جهانی متحمل دو ضربه ژئوپلیتیک عمده شده است: از دست رفتن ظرفیت پالایشگاه‌های صادرات‌محور در منطقه خلیج فارس که دسترسی آنها به مسیر‌های عادی حمل‌ونقل قطع شده و تعطیلی نزدیک به نیمی از ظرفیت پالایشگاهی روسیه بر اثر حملات پهپادی اوکراین.

عرضه گازوئیل نیز با کمبود مواجه است و میانگین قیمت آن در آمریکا تا ۱۰ سپتامبر به ۶ دلار رسیده است. اگرچه افزایش قیمت بنزین برای مصرف‌کنندگان ملموس‌تر است، اما به اذعان اقتصاددانان، افزایش قیمت گازوئیل نقش مهمی را در افزایش تورم ایفا می‌کند.

اگرچه سران واشنگتن بار‌ها بر فعالیت نفت‌کش‌هایی تأکید کرده‌اند که تحت اسکورت آمریکا در «مسیر موسوم به عمان» و از طریق تنگه هرمز تردد می‌کنند، با این حال، اکثر فعالان بخش خصوصی ارقامِ علنی‌شده توسط آنها را به دیده تردید و تمسخر می‌نگرند؛ چرا که تحلیلگران می‌توانند حتی در صورت خاموش بودن فرستنده‌ها، نفتکش‌ها را از طریق تصاویر ماهواره‌ای ردیابی کنند. افزون بر این، فقدان پوشش بیمه‌ای نیز مانعی بر سر راه این حجم از تردد دریایی است.

بیشتر نفت‌کش‌هایی که در حال حاضر نفت خام را از طریق تنگه هرمز به دریای عمان منتقل می‌کنند، متعلق به شرکت‌های ملی نفت کشور‌های عربی حوزه خلیج فارس هستند و از این رو می‌توانند ریسک این کار را بپذیرند، اما نفت‌کش‌های بخش خصوصی چنین نخواهند کرد. شاید مستاجران فعلی کاخ سفید چندان تمایلی برای رو‌به‌رو شدن با این حقیقت را ندارند، اما اکثر ناظران بخش خصوصی امید ندارند که حجم نفت عبوری از تنگه هرمز در هفته‌ها و ماه‌های آینده نسبت به میانگین فعلی افزایش چندانی داشته باشد. پیشروی‌های اخیر جنبش انصارالله در یمن، همراه با متوقف کردن خط لوله‌ نفت خام عربستان، وضعیت را وخیم‌تر کرده است. این خط لوله تعمیر خواهد شد، اما ممکن است دوباره هدف حمله قرار گیرد.

در نهایت، صرف‌نظر از وضعیت اقتصادی غیرقابل‌تحملی که تداوم این شرایط برای چند سال دیگر ایجاد خواهد کرد، این وضعیت آسیب‌های بسیار بیشتری به جایگاه آمریکا در منطقه وارد می‌سازد. به جز امارات که همچنان از یک خط لوله جایگزین (برای دور زدن تنگه هرمز) استفاده می‌کند، سایر کشور‌های حوزه خلیج فارس متحمل ضربات سنگینی شده‌اند. عراق بخشی از جریان صادرات نفت خود را تغییر مسیر داده و احیا کرده است، اما ظرف چند ماه آینده با وضعیتی بحرانی و غیرقابل‌تحمل در بودجه خود رو‌به‌رو خواهد شد. قطر از ذخایر مالی برخوردار است، اما درآمد بسیار ناچیزی از محل گاز طبیعی مایع (ال‌ان‌جی) یا نفت دارد. مصر نیز تحت تأثیر قیمت بالای نفت و کاهش شدید درآمد‌های کانال سوئز که برای بودجه دولتی‌اش حیاتی است، دچار مشکل شده است. اگر آمریکا همچنان نسبت به مشکلات این کشور‌ها بی‌تفاوت بماند و حفظ فشار بر ایران از طریق محاصره دریایی را در اولویت قرار دهد، این روابط به شدت رو به تیرگی خواهد گرایید.

تردیدی نیست که دولت ترامپ در زمینه غرب آسیا به راهبرد جدیدی نیاز دارد؛ به‌ویژه اکنون که به نظر می‌رسد دریافته است که رویکرد فعلی در بازه زمانی قابل‌قبول نتیجه‌بخش نخواهد بود و آسیب‌های جانبی قابل‌توجهی به آمریکا و شرکایش وارد می‌کند، اما چه کسی در حلقه نزدیکان رئیس‌جمهور حاضر است پیش‌قدم شده و در این‌ باره با دونالد ترامپ گفت‌و‌گو کند؟

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار