روایت خاطره پیشکسوت دفاع مقدس نیروی انتظامی کردستان از روزهای آتش و ایثار
پیشکسوتان دفاع مقدس استان کردستان، خاطراتی از روزهای پرالتهاب جنگ روایت کردند.
به گزارش دفاعپرس از کردستان، دفاع مقدس تنها یک مقطع تاریخی هشتساله در تقویم این سرزمین نیست؛ روایتی ماندگار از ایستادگی ملتی است که در سختترین شرایط، با تکیه بر ایمان، وحدت و روحیه مقاومت، در برابر تجاوزی گسترده ایستاد و اجازه نداد تمامیت ارضی و استقلال کشور خدشهدار شود. این دوران، در حافظه تاریخی ملت ایران به عنوان نمادی از فداکاری، ایثار و مسئولیتپذیری اجتماعی ثبت شده است.

اهمیت بازخوانی خاطرات پیشکسوتان این عرصه، تنها مرور گذشته نیست؛ بلکه فرصتی برای شناخت ریشههای مقاومت و درک ارزشهایی است که در دل آن روزهای دشوار شکل گرفت. هر خاطره از آن دوران، بخشی از تاریخ شفاهی ملتی است که با صبر، فداکاری و ازخودگذشتگی، هزینههای سنگینی را برای حفظ امنیت و آرامش امروز پرداخت کرد.
استان کردستان نیز در این تاریخ پرافتخار، جایگاهی ویژه دارد؛ سرزمینی که همزمان با مقابله با تجاوز خارجی، شاهد ایستادگی مردم و نیروهای مدافع در برابر توطئهها و ناامنیهای گروهکهای ضدانقلاب بود. مردمان این دیار با تقدیم شهدا و تحمل سختیهای فراوان، سهمی بزرگ در دفاع از امنیت، وحدت و عزت ایران اسلامی ایفا کردند.
امروز روایتگری پیشکسوتان دفاع مقدس، پلی میان نسلهای گذشته و آینده است؛ نسلی که خود صحنههای دشوار جنگ را دیده و تجربه کرده است، میتواند با بیان خاطرات خود، حقیقت آن روزها را از دل غبار زمان بیرون آورد و ارزشهایی، چون مقاومت، وفاداری، همبستگی و فداکاری را به نسلهای بعد منتقل کند.
در همین راستا، مراسم تجلیل از پیشکسوتان دفاع مقدس استان کردستان، فرصتی برای پاسداشت مردانی بود که بخشی از عمر خود را در مسیر دفاع از کشور سپری کردند؛ مردانی که خاطراتشان نه فقط روایت یک زندگی شخصی، بلکه بخشی از تاریخ پر فراز و نشیب ایران است؛ تاریخی که با خون شهدا، صبر خانوادهها و ایستادگی رزمندگان ماندگار شده است.
هشت سال دفاع مقدس، تنها روایت عملیاتها و میدانهای نبرد نیست؛ قصه انسانهایی است که در دل آتش و اضطراب، مسئولیت، ایمان و ایستادگی را معنا کردند. روایت آن روزها، گنجینهای از خاطرات مردانی است که در خط مقدم خدمت و دفاع، لحظهبهلحظه با خطر زیستند و شاهد صحنههایی بودند که هنوز پس از سالها، از ذهن و دلشان پاک نشده است.
در مراسم تجلیل از پیشکسوتان دفاع مقدس استان کردستان که در استانداری برگزار شد، سرتیپ دوم ستاد «ناصر روشن» پیشکسوت فراجا دوران دفاع مقدس، بخشی از خاطرات خود از روزهای آغاز جنگ تحمیلی، مقاومت مردم خوزستان و سالهای خدمت در مناطق مرزی را بازگو کرد؛ روایتهایی که تصویری زنده از روزهای سخت، اما پرافتخار آن دوران ارائه داد.
وی با اشاره به آغاز جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ اظهار داشت: در آن زمان سروان بودم و به عنوان رئیس شهربانی شادگان خدمت میکردم؛ با حمله نیروهای عراقی به خوزستان، بهویژه مناطق خرمشهر و آبادان، بسیاری از مردم این مناطق به شادگان پناه آوردند.
روشن افزود: مردم تصور میکردند جنگ چند روزی بیشتر طول نمیکشد و دوباره به خانه و زندگی خود بازمیگردند، اما اینگونه نشد و جنگ هشت سال ادامه پیدا کرد و مردم با تمام وجود پای دفاع از کشور ایستادند.
این پیشکسوت دفاع مقدس با بیان خاطرهای از روزهای پرالتهاب شادگان گفت: هواپیماهای عراقی بارها بر فراز شهر پرواز میکردند و با شکستن دیوار صوتی، موجب ایجاد رعب و وحشت میان مردم میشدند.
وی ادامه داد: ما دو نیروی پاس جبهه داشتیم که مسلح بودند. یکی از آنان به تصور اینکه میتواند یکی از هواپیماهای دشمن را هدف قرار دهد، اسلحه خود را آماده کرد، اما در لحظه شلیک، به دلیل شرایط سخت و اضطراب، کنترل سلاح از دستش خارج شد و گلوله به سینه خودش اصابت کرد.
روشن با بیان اینکه خود را به سرعت به محل حادثه رسانده است، گفت: صدای تیر را شنیدم و بیرون آمدم؛ دیدم آن جوان روی زمین افتاده است. گلوله از پشت بدنش عبور کرده و پس از برخورد به کاپوت جیپ، وارد خودرو شده و باتری آن را از بین برده بود.
وی ادامه داد: به همراه یک سرباز، او را داخل خودرو گذاشتیم و با سرعت حدود ۱۱۰ کیلومتر به سمت ماهشهر حرکت کردیم تا به بیمارستان برسد. این حادثه از نظر روحی بسیار مرا تحت تأثیر قرار داد؛ جوانی حدود ۲۰ ساله بود، تازه ازدواج کرده و صاحب فرزندی چهارماهه شده بود.
این رزمنده دوران دفاع مقدس در ادامه خاطرات خود به روزهای خدمت در اهواز اشاره کرد و گفت: پس از انتقال به اهواز، روزی در اتاق نشسته بودم که صدایی شنیدم و از من خواستند بیرون بروم. چند لحظه بعد، خمسه خمسههای دشمن به محوطه شهربانی اصابت کرد.
وی افزود: یکی از ترکشها از پنجره همان اتاقی که در آن حضور داشتم عبور کرده، به در ورودی و سپس به دیوار راهرو برخورد کرده و متوقف شده بود؛ اگر در آن لحظه از اتاق خارج نشده بودم، احتمالاً همان گلوله با من برخورد میکرد.
روشن با اشاره به انتقال خود به بانه در سال ۱۳۶۲ اظهار کرد: زمانی که به عنوان رئیس شهربانی بانه منصوب شدم، شهر تقریباً خالی از سکنه بود؛ مردم به دلیل بمبارانها و شرایط جنگی شهر را ترک کرده بودند و فضای حاکم بر منطقه بسیار سنگین و اندوهناک بود.
وی گفت: هواپیماهای میگ و میراژ دشمن از فراز ارتفاعات وارد منطقه میشدند و هم مناطق مسکونی و هم ارتفاعات اطراف را بمباران میکردند. کوه اربابا که دارای طبیعت زیبا، باغهای انگور و گلهای رنگارنگ بود، در اثر بمبارانها آسیب دیده بود و دیدن آن صحنهها واقعاً انسان را متأثر میکرد.
این پیشکسوت دفاع مقدس افزود: یک روز هنگام بازدید از منطقه همراه معاونم، با دیدن آثار تخریب و زخمهای جنگ بر پیکره طبیعت، تحت تأثیر قرار گرفتم و چند بیت شعر سرودم که بخشی از آن بیانگر مظلومیت مردم و مقاومت آنان در برابر دشمن بود.
وی در پایان با اشاره به درس بزرگ دوران دفاع مقدس گفت: رمز ماندگاری ملت ایران در آن دوران، اتحاد، مقاومت و ایستادگی بود؛ دشمنان تلاش کردند ایران را به زانو درآورند، اما مردم با ایمان و همدلی از کشور دفاع کردند.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما
