پاییزِ ناتمام
گروه استانهای دفاعپرس- «ایوب کافی»؛ چهارشنبه است و دل در تلاطمِ زیارت راهیِ رواقِ «دارالذکر» رضاست. گویی پاییز پیش از آنکه برگها را به رقصِ زردِ خود درآورد غباری از اندوه بر جانِ زمان نشانده است. اولِ مهر آمده، اما در میناب این آغاز مویهیِ رنجِ ناتمام است. شجرهیِ طیبه هنوز در میانِ آوارِ آن صبحِ غبارآلود صدای ۱۶۸ پروانهای را میشنود که در میانهیِ مشقِ الفبا به پروازِ زودهنگامِ خویش رسیدند.

۱۶۸ دفترِ باز، ۱۶۸ مدادِ دستنخورده و ۱۶۸ آرزویی که زیرِ آوارِ کینه به میعادگاهِ شهادت شتافتند؛ آنان نه در کلاسِ درس که در کلاسِ ایثار نشستند و نامشان در تقویمِ پاییز ناتمام ماند. ما در آینهیِ هر «اولِ مهر» صورتِ معصومِ آنان را میبینیم که در پسِ غبارِ حادثه هنوز چشمبهراهِ زنگِ مدرسه ماندهاند.
دلم میشکند؛ نه از سرِ عادت که از عمقِ این فراقِ ابدی. مگر مهر فصلِ شکوفایی نیست؟ پس چرا برای میناب فصلِ کوچِ دستهجمعیِ پرستوها شد؟ صدایِ خندههایِ آنان در سکوتِ مدارس طنینِ دردیست که تا ابد بر سینه میماند. اماای دشمن! گمان مبر که با فروریختنِ سقفِ مدرسه نامِ آنان در زیرِ آوار مدفون شد. خونِ پاکِ این ۱۶۸ غنچه در رگهایِ غیرتِ این سرزمین جاریست و نامشان بر لوحِ تاریخِ مقاومت حک شده است.
امروز چهارشنبه است و من از دور با زمزمهی «یا رضا» دل به حرمِ امام رضا میسپارم؛ برای ۱۶۸ غنچهای که دیگر در کلاسهایِ خاکی نیستند و در جوارِ رحمتِ الهی آرام گرفتهاند. میناب دیگر تنها یک شهر نیست؛ یادمانِ کودکانیست که نامِ پاکشان از حافظهی این سرزمین هرگز محو نخواهد شد.
خداوند! نامشان را در کتابِ مهر جاودانه بنویس.
که هیچ پاییزی نمیتواند یادِ آن کودکان را از حافظهی تاریخ بزداید.
امروز چهارشنبه است و دلِ ایران در سوگِ آن ۱۶۸ غنچه میتپد، و «پاییزِ ناتمام» هنوز در امتدادِ آن داغِ ماندگار، فریادِ دادخواهی سر میدهد.
انتهای پیام/
