نفرت الجزایر از فتنهانگیزی اولاد زاید در آفریقا
گروه بینالملل دفاعپرس: تنشهای فزاینده در غرب آسیا و شمال آفریقا بهتدریج شکافهای بینکشوری درون منطقه را عمیقتر کرده و به تصویر پیچیده و پرتنش منطقه، رنگهای تازهای افزوده است. در نوزدهم شهریورماه، مقامهای الجزایر تصمیم خود را برای قطع روابط با امارات اعلام کردند. این اقدام اگرچه تا حدی غیرمنتظره بود، اما با بررسی تحولات منطقه و منطق روابط دو کشور عربی در سالهای اخیر میتوان دریافت که این تصمیم قابل پیشبینی بود.

تنش میان الجزایر و امارات از سال ۲۰۲۰ که نقطه عطفی در روابط دوجانبه محسوب میشد، بهطور پیوسته افزایش یافت. در آن زمان «عبدالمجید تبون» رئیسجمهور الجزایر، به انتقاد از عادیسازی روابط برخی کشورهای عربی از جمله امارات با رژیم صهیونیستی (پیمانهای ابراهیم) پرداخت. سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ را میتوان نوعی «جنگ سرد» توصیف کرد که به رسانهها کشیده نمیشد و با لحن تند سیاستمداران دو کشور نیز همراه نبود، هرچند گاهی تبادلنظرهای محتاطانهای دیده میشد؛ مثلاً غیبت «محمد بن زاید آل نهیان» در نشست اتحادیه عرب در الجزایر در سال ۲۰۲۲ اولین نشانهها را از سردی روابط میان دو کشور آشکار ساخت.
از سال ۲۰۲۴، مقامهای الجزایر حملات لفظی منظمی را علیه امارات آغاز کردند. شورای عالی امنیت الجزایر از «اقدامات خصمانه یک کشور عربی برادر» ابراز تاسف کرد و امارات را به تبانی با مراکش و اسرائیل، تأمین مالی رسانههای ضدالجزایری در منطقه ساحل و حمایت از کودتا در نیجر متهم ساخت. اگرچه در بیانیه شورای عالی امنیت ملی الجزایر مستقیما به نام امارات اشاره نشد، اما مفهوم بیانیه به صورت مستقیم به این کشور اشاره داشت. در همان سال، «تبون» در سخنانی، تعابیر شفافتری بر علیه امارات را بر زبان راند: هرجا درگیری وجود دارد پول «آن کشور» نیز حاضر است و صبر الجزایر نیز حدی دارد.
پس از انتخاب مجدد تبون به ریاست جمهوری، خبری رسمی درباره تماس تلفنی میان سران دو کشور به ابتکار حاکم امارات منتشر شد که در آن، محمد بن زاید پیروزی همتای الجزایری خود را تبریک گفته و از تمایل خود برای برگزاری دیدار با تبون خبر داد که میتوان آن را تلاشی برای بازنشانی روابط دوجانبه دانست، اما این دیدار هرگز برگزار نشد.
شدید در وخامت روابط میان دو کشور از سال ۲۰۲۵ آغاز شد. در این سال، روزنامهای نزدیک به دفتر ریاستجمهوری الجزایر، امارات را به بیثباتسازی این کشور و تأمین مالی جنبش تجزیه طلب «کابیل» متهم کرد. در مهرماه همان سال، رئیس جمهور الجزایر یک کشور حوزه خلیج فارس را که نامش را نبرد، به تضعیف ثبات الجزایر متهم کرد و آن را در مقابل قطر، کویت، عمان و عربستان قرار داد.
نهایتاً در سال ۲۰۲۶، تبون در مصاحبه تلویزیونی خود از «دوایله» (به معنای واقعی «دولت کوچک») سخن گفت که به گفته او میکوشد کشور را بیثبات کرده و در انتخابات الجزایر دخالت کند. همان روز، خبرگزاری رسمی الجزایر از آغاز روند لغو قرارداد هواپیمایی امضا شده در ابوظبی در سال ۲۰۱۳ خبر داد. در سال ۲۰۲۶، ملاحظات دیپلماتیک به صورت کامل کنار گذاشته شد. رئیس جمهور الجزایر در مصاحبه خود با انتقاد تند نسبت به ابوظبی گفت: «آنها هرجا قدم بگذارند، خون جاری میشود» و تأکید کرد که اگر الجزایر نمیخواست از تعمیق شکاف در جهان عرب جلوگیری کند، خیلی سریعتر از این با امارات قطع رابطه میکرد.
این اظهارات تند، ابهامی برای کسی باقی نگذاشت، سرانجام ماجرای روابط میان این دو کشور در دو روز به پایان رسید. در هجدهم شهریور، وزارت خارجه الجزایر اعلام کرد که این کشور در برابر «اقدامات تحریکآمیز و خصمانه» فزاینده امارات خویشتنداری و مسئولیتپذیری بالایی از خود نشان داده و پس از تمام شدن همه ابزارهای حفظ روابط دوجانبه، قطع رابطه خود با امارات را اعلام میکند.
سفیر امارات همان روز به وزارت خارجه الجزایر احضار و رسماً از این تصمیم مطلع شد و به وی ۴۸ ساعت مهلت داده شد تا خاک الجزایر را ترک کند. علاوه بر این، مقرر شد که از بیستم شهریور فضای هوایی الجزایر به روی تمام هواپیماهای غیرنظامی و نظامی امارات، به استثنای پروازهای تجاری به فرودگاه «هواری بومدین» و بازگشت از این مسیر بسته شد.
در بیانیه رسمی وزارت خارجه الجزایر، دلایل قطع رابطه مشخص نشده و تنها به عباراتی کلی بسنده شده است. این ابهام نشاندهنده آن است که قطع رابطه نتیجه یک رویارویی دیپلماتیک واحد نیست، بلکه بخشی از مبارزهای گسترده و چندلایه برای نفوذ در شمال آفریقا و منطقه ساحل است. حداقل پنج عامل در این میان دخیل است.
نخست، صحرای غربی: ابوظبی حاکمیت مراکش را به رسمیت میشناسد و از سال ۲۰۲۰ کنسولگری خود را در آنجا مستقر کرده است. دوم، محور «رباط - ابوظبی - تلآویو» که از سوی الجزایر مورد تقبیح و محکومیت قرار گرفته است.
سوم، شکاف در لیبی، سودان و منطقه ساحل که امارات در آنها از حفتر، نیروهای واکنش سریع و جداییطلبان مالی حمایت کرده و الجزایر آن را تهدیدی غیرمستقیم برای امنیت خود میبیند. به این موارد میتوان کودتای نافرجام در نیجر را نیز افزود که الجزایر معتقد است نقش امارات آن غیرقابل انکار است. چهارم، دخالت امارات در امور داخلی الجزایر که از حمایت ابوظبی از جنبش تجزیهطلبانه کابیل تا تأثیرگذاری بر انتخابات الجزایر را شامل میشود و پنجم، بُعد اقتصادی: به عقیده برخی کارشناسان، امارات پروژه خط لوله گاز «ترانسصحرا» را به نفع پروژه رقیب آتلانتیک تضعیف میکند.
پیامدهای منطقهای این بحران دیپلماتیک قابل توجه است. الجزایر میتواند سیاست خود را در قبال لیبی و سودان بهطور قابل توجهی فعال و عینیتر کند، جاهایی که امارات به ترتیب از نیروهای حفتر (ارتش ملی لیبی) و نیروهای واکنش سریع حمایت میکند. منظور از عینیتر شدن، مشارکت مستقیم ارتش الجزایر است که از سال ۲۰۲۰ برای نخستین بار اجازه یافته در خارج از کشور فعالیت کند. به نظر میرسد الجزایر از سیاست سنتی عدممداخله دست خواهد کشید و رویکردی تهاجمیتر در پیش میگیرد.
بدین ترتیب، قطع روابط الجزایر و امارات در نوزدهم شهریور اقدامی ناگهانی یا مستقل از سایر وقایع آفریقا یا غرب آسیا نیست، بلکه آخرین پله از یک روند تشدید تنش است که بر پویایی تحولات، هم در سطح منطقهای و هم در سطح جهانی تأثیر خواهد گذاشت. در این میان، استثنای حفظشده برای پروازهای تجاری تا پایان سال، دستکم پنجرهای باریک برای تماسهای غیرعلنی باقی میگذارد و حداکثر یک مهلت فنی فراهم میکند که پس از انقضای آن، به احتمال زیاد قطع رابطه ابعاد حداکثری خود را پیدا خواهد کرد.
انتهای پیام/ 999
