یادداشت/

وقتی نام شهید از قاب عکس بیرون می‌آید

گاهی یک عکس، سال‌ها گوشه یک کیف پول می‌ماند؛ هر بار کیف باز می‌شود، چهره‌ای آشنا دوباره دیده می‌شود و خاطره‌ای قدیمی جان می‌گیرد. بعضی عکس‌ها اما فقط خاطره نیستند؛ پشتشان قصه آدم‌هایی است که هنوز بخشی از زندگی خانواده‌هایشان هستند.
کد خبر: ۸۶۴۸۱۶
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۳ - 23September 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «پژمان گنجی‌پور»؛ جنگ برای خیلی‌ها با پایان یک عملیات تمام شد، اما برای خانواده‌هایی که عزیزی را از دست دادند، برای جانبازانی که بخشی از سال‌های زندگی‌شان را با آثار جنگ گذراندند و برای آزادگانی که تجربه اسارت را با خود به خانه آوردند، ماجرا ادامه‌دار است.

 

دفاع مقدس

سال‌ها گذشته است، نسل‌ها عوض شده‌اند، کودکانی که روز‌های جنگ را ندیده‌اند، امروز پشت همان نیمکت‌هایی می‌نشینند که شاید زمانی یک شهید، یک جانباز یا یک آزاده روی آن نشسته بود.

اینجاست که مسئله مهم‌تر، چگونگی انتقال یک تجربه تاریخی به نسلی است که آن روز‌ها را ندیده و طبیعی است که برای فهمیدنشان به روایت، خاطره و نشانه نیاز داشته باشد.

نامی که می‌تواند راه را به گذشته باز کند

در میان همه چیز‌هایی که از آن سال‌ها باقی مانده، شاید نام‌ها ساده‌ترین و در عین حال ماندگارترین نشانه‌ها باشند؛ نامی روی یک کوچه، تابلوی یک مدرسه، تصویری در خانه یک خانواده یا سنگ مزاری که هر روز از کنار آن عبور می‌کنیم.

شهید پیش از آنکه شهید شود، یک انسان با خانواده، آرزو، شغل، درس، دوستان و آینده‌ای بوده که برای خود تصور کرده بود. جانباز و آزاده هم هر کدام بخشی از تجربه انسانی یک نسل را با خود حمل می‌کنند.

همین نگاه، فاصله میان «یاد کردن» و «شناختن» را کمتر می‌کند. وقتی یک نوجوان بداند پشت یک نام چه زندگی‌ای قرار داشته، آن نام دیگر فقط یک عنوان در کتاب یا یک تصویر روی دیوار نیست.

روایت وقتی زنده می‌ماند که به زندگی برسد

روز سوم هفته دفاع مقدس امسال با عنوان «شهیدان، جانبازان، آزادگان؛ قهرمانان جاودانه وطن» به همین بخش از تاریخ توجه دارد؛ از دیدار با خانواده شهدا و جانبازان تا برنامه‌های یادبود و فرهنگی که در نقاط مختلف کشور برگزار می‌شود.

حافظه هم مثل یک کتابخانه است؛ اگر کتاب‌ها فقط در قفسه بمانند و کسی سراغشان نرود، به مرور از زندگی حذف می‌شوند. روایت شهدا، جانبازان و آزادگان نیز زمانی زنده می‌ماند که به زبان نسل امروز بیان شود؛ در مدرسه، خانواده، فیلم، کتاب، گفت‌و‌گو و حتی در پرسش‌های ساده یک نوجوان درباره اینکه فرزندان آن نسل چه می‌خواستند و چرا چنین مسیری را انتخاب کردند.

از قاب عکس تا پرسش‌های نسل تازه

کودکی که عکس یک شهید را می‌بیند، حق دارد بپرسد او چند سالش بود؟ چه آرزویی داشت؟ خانواده‌اش چه کسانی بودند؟ چرا رفت؟ چه آینده‌ای برای خودش و کشورش تصور کرده بود؟شاید مهم‌ترین اتفاق، همین پرسش ها باشد.

اگر قرار باشد نسل جدید فقط نام‌ها و تاریخ‌ها را حفظ کند، بخش مهمی از ماجرا از دست می‌رود. تاریخ وقتی برای انسان قابل لمس می‌شود که از میان عدد‌ها و مناسبت‌ها عبور کند و به زیست زندگی آن روز‌ها برسد.

در این میان، جانبازان و آزادگان نیز روایت‌های مستقلی دارند. یکی از آنها از جنگ و مجروحیت بازگشته و دیگری سال‌های اسارت را تجربه کرده است؛ هر دو می‌توانند بخشی از تصویری را روایت کنند که نسل امروز خودش آن را ندیده است.

یادبود‌ها وقتی اثر می‌گذارند که ادامه پیدا کنند

دفاع مقدس را نمی‌توان فقط در یک هفته به یاد آورد؛ همان‌طور که نمی‌توان انتظار داشت یک مراسم یا یک برنامه به تنهایی حافظه یک نسل را به نسل بعد منتقل کند.

شاید معنای «جاودانگی» همین باشد؛ اینکه یک انسان با پایان زندگی‌اش از حافظه جامعه حذف نشود و تجربه‌اش بتواند چیزی به نسل بعد اضافه کند.

انتهای پیام

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار