عمان و دوستی خالهخرسه؛ وقتی همسایه از پیروزی ایران نگران میشود
گروه بینالملل دفاعپرس - دکتر «محمد شاهدی» کارشناس مسائل منطقهای؛ جنگ منطقهای ایران یک واقعیت را آشکار کرد: ایران نهتنها در میدان نظامی ابتکار عمل را از آمریکا و متحدانش گرفته است، بلکه با تسلط و مدیریت مؤثر بر تنگه هرمز نشان داد که بدون درنظرگرفتن حقوق و منافع ملت ایران، جریان عادی انرژی در منطقه نیز تضمینشده نخواهد بود.

کاهش شدید عبور کشتیهای تجاری، افزایش هزینه حملونقل و بیمه و تلاش شتابزده کشورهای غربی و عربی برای یافتن مسیرهای جایگزین، همگی نشانه موفقیت سیاست ایران در تنگه هرمز است. بر اساس اطلاعات کشتیرانی منتشرشده در سی و یکم شهریور، تعداد کشتیهای حامل کالا که در یک روز از تنگه عبور کردند به تنها دو فروند رسید؛ درحالیکه پیش از جنگ، بهطور متوسط روزانه حدود ۱۲۵ کشتی بزرگ تجاری از این آبراه میگذشتند. این اختلاف چشمگیر نشان میدهد که ایران توانسته است مهمترین گلوگاه انرژی جهان را تحت کنترل عملی خود نگه دارد.
تهران نیز بهصراحت اعلام کرده که بازگشایی کامل تنگه هرمز رایگان نخواهد بود. پایان تهدیدهای نظامی آمریکا، رفع محاصره دریایی ایران و پذیرش حقوق مشروع کشور، شروطی است که واشنگتن باید برای بازگشت شرایط عادی در تنگه هرمز را بپذیرد. به بیان روشنتر، اینبار ایران نیست که زیر فشار زمان قرار دارد؛ آمریکا و متحدان آن هستند که برای هر روز ادامه انسداد، هزینه بیشتری میپردازند.
اما درست در همین نقطه، رفتار عمان بعنوان کشور همسایهای که در طول جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و رمضان بطور مستمر رفتار محبت آمیز ایران را تجربه نموده موجب تعجب و گلایه جدی میباشد. عمان سالها خود را دوست ایران، همسایهای قابلاعتماد و میانجی بیطرف معرفی کرده است. تهران نیز با حسن نیت، برای مسقط جایگاهی متفاوت از سایر دولتهای عربی وابسته به آمریکا قائل شده و بارها به میانجیگری آن اعتماد کرده است. انتظار طبیعی ایران این بود که عمان دستکم در میانه جنگی که آمریکا آغازگر آن بوده، اجازه ندهد جغرافیا، امکانات و سیاست آن کشور برای تضعیف اهرم راهبردی ایران یعنی مدیریت و ترتیبات ایرانی برای امنیت تنگه هرمز به کار گرفته شود.
بااینحال، آنچه در عمل مشاهده میشود با این انتظار همخوانی ندارد. درحالیکه عمان در ظاهر از گفتوگو، توافق و آرامسازی اوضاع سخن میگوید، آبهای جنوبی تنگه هرمزرا در راستای تهدیدهای آمریکای جنایتکار به یکی از نقاط مورد توجه برای انتقال و جابهجایی نفت تبدیل کرده است. گزارشها از استفاده عربستان و امارات از عملیات کشتیبهکشتی در نزدیکی سواحل عمان نیز حکایت دارند؛ روشی که در آن نفت پس از عبور محدود از این آبراه، به نفتکشهای دیگری منتقل میشود و این کار باهدف تضعیف موقعیت ایران وهمکاری با آمریکا انجام میشود
این اقدامات شاید با عناوینی مانند فعالیت تجاری، امنیت انرژی یا آزادی کشتیرانی توجیه شوند، اما نتیجه عملی آن روشن است: کمک به آمریکا و متحدانش در ایجاد ناامنی در منطقه و آسیب جدی به سیاست ایران در مدیریت و ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز.
همزمان، واشنگتن از طرح ایجاد یک صندوق دستکم دهمیلیارددلاری با مشارکت دولتهای عربی برای توسعه خطوط لوله و زیرساختهای جایگزین سخن گفته است. هدف این طرح نیز پنهان نیست؛ آمریکا میخواهد وابستگی صادرات انرژی منطقه به تنگه هرمز را کاهش دهد و یکی از مهمترین اهرمهای راهبردی ایران را تضعیف کند. در چنین شرایطی، سکوت، همکاری و یا بی عملی کشور عمان دیگر نمیتواند صرفاً «بیطرفی» نامیده شود.
ایران از عمان انتظار ندارد منافع ملی خود را کنار بگذارد، اما حق دارد بپرسد: چگونه ممکن است مسقط از اعتماد تهران برای ایفای نقش میانجی بهره ببرد، اما همزمان با آمریکا برای دورزدن مدیریت و ترتیبات اعلام شده در تنگه هرمز همکاری نماید؟ چگونه میتوان در جلسات رسمی از دوستی با ایران سخن گفت، اما در پشت صحنه با دشمن ایران یعنی آمریکا همراهی نمود؟
تا این لحظه سند علنی و قطعی درباره طراحی مستقیم این عملیات از سوی دولت عمان یا نقض یک تعهد مکتوب منتشر نشده است؛ اما در سیاست، تنها امضاهای روی کاغذ ملاک قضاوت نیستند. نتیجه رفتار کشورها نیز اهمیت دارد. وقتی امکانات و جغرافیای عمان به ابزاری برای مقابله با راهبرد ایران تبدیل میشود، مسقط نمیتواند خود را کاملاً بیطرف بداند.
با وجود تمام این تلاشها، طرح دورزدن تنگه هرمز نمیتواند محاسبات ایران را برهم بزند. ظرفیت خطوط لوله جایگزین محدود است، انتقال کشتیبهکشتی هزینه و خطر بالایی دارد و مسیرهای دریای سرخ نیز از ناامنی جنگ مصون نیستند. ازسرگیری محدود فعالیت خط لوله شرق به غرب عربستان نیز جایگزین کامل هرمز نیست. همین تقلاها بیش از هر چیز اثبات میکند که سیاست ایران مؤثر بوده و آمریکا برای شکستن آن هنوز راهحل قابلاعتمادی در اختیار ندارد.
مدیریت تنگه هرمز همچنان در اختیار، قدرت دریایی و اراده ایران قرار دارد. آمریکا با وجود برخورداری از بزرگترین نیروی دریایی جهان نتوانسته عبور ایمن و عادی کشتیها را تضمین کند و اکنون به دنبال خطوط لوله، بنادر جایگزین و عملیات پرهزینه انتقال نفت است. این وضعیت نشانه ضعف ایران نیست، بلکه نشانه دست برتر ایران در معادله جنگ و انرژی است.
گلایه تهران از مسقط نیز دقیقاً از همینجا ناشی میشود که ایران در روزهای فشار و جنگ، انتظار رفتار دوستانه و مستقل داشت، اما با نوعی دوستی خالهخرسه روبهرو شد: دوستیای که در ظاهر با لبخند، میانجیگری و پیامهای دیپلماتیک همراه است، ولی در عمل به آمریکا برای کاستن از آثار شکست خود کمک میکند.
عمان باید بداند روابط پایدار با ایران تنها با تکرار واژههایی مانند حسن همجواری و میانجیگری حفظ نمیشود. مسقط باید در این بین یکی از دو مسیر را انتخاب کند: یا شریک قابلاعتماد ایران و میانجی واقعی باشد، یا بخشی از سازوکار آمریکا برای تضعیف اهرمهای راهبردی تهران. ادامه حرکت همزمان در هر دو مسیر، اعتماد ایران را فرسوده خواهد کرد.
ایران ابتکار عمل تنگه هرمز را در اختیار دارد. تلاش آمریکا و برخی همسایگان برای ایجاد مسیرهای فرعی نیز تاکنون نتوانسته این واقعیت را تغییر دهد. عمان باید در دوستی با ایران در عمل ثابت کند که تهران را قربانی فشار واشنگتن و منافع کوتاهمدت نفتی نخواهد کرد.
انتهای پیام/ 999
