خاطره امام جمعه بانه از صبر و استقامت مردم کردستان در دوران دفاع مقدس
خاطرهای از روزهای بمباران مناطق مرزی کردستان در دفاع مقدس؛ روایتی از صبر، همدلی و ایستادگی مردمی که در سایه هدایت روحانیون اهل سنت، سختی جنگ را تحمل کردند و امید را از دست ندادند. جملهای که از آن روزها مانده، هنوز زنده است: «این مقطع هم میگذرد».
به گزارش دفاعپرس از کردستان، ماموستا «جمال کریمی» امام جمعه شهرستان بانه، در یادداشتی به مناسبت فرا رسیدن هفته دفاع مقدس با عنوان «این مقطع هم میگذرد»، از خاطرهای به یاد ماندنی در آن دوران نوشت.

هنوز نوجوان بودم؛ سالهایی که صدای هواپیماهای بعثی و غرش بمبها، بخشی از خاطرات کودکی و نوجوانی مردم مناطق مرزی شده بود.
هرگاه هواپیماهای دشمن در آسمان منطقه ظاهر میشدند، مردم روستا با نگرانی به سوی پناهگاههایی میرفتند که خودشان برای روزهای بمباران آماده کرده بودند؛ پناهگاههایی ساده، اما سرشار از امید به زنده ماندن.
در آن روزهای سخت، پدربزرگم امام جماعت و امام جمعه روستا بود. به یاد دارم که در مسجد، در میان مردمی که نگرانی جنگ را با تمام وجود لمس میکردند، با آرامش سخن میگفت و آنان را به صبر و استقامت دعوت میکرد.
جملهای که از آن روزها هرگز از خاطرم نرفته، این بود: «این مقطع هم میگذرد».
شاید جمله کوتاهی بود، اما برای مردمی که هر لحظه احتمال شنیدن صدای انفجار را داشتند، معنایی بزرگ داشت.
او میخواست به مردم یادآوری کند که هیچ سختی ماندگار نیست و باید با ایمان، صبر و امید از روزهای دشوار عبور کرد.
هر بار که هواپیماهای رژیم بعثی به منطقه نزدیک میشدند، مردم روستا به همان پناهگاهها میرفتند. بسیاری از خانوادهها در کنار خانههایشان غارها و پناهگاههایی ساخته بودند تا در هنگام بمباران، جان خود و فرزندانشان را حفظ کنند.
این تصاویر هنوز در ذهنم زنده است؛ چهرههای نگران مادران، کودکانی که به آغوش خانواده پناه میبردند و مردانی که تلاش میکردند در آن شرایط سخت، آرامش خود را حفظ کنند.
سال ۱۳۶۵ نیز از جمله سالهایی است که خاطرات آن برای من بسیار پررنگ است؛ سالی که در ابتدای دوران طلبگی قرار داشتم.
آن زمان، روستای رشیدقلعه میزبان جمعیت زیادی از آوارگان شهرها بود. روستا مملو از خانوادههایی شده بود که جنگ، خانه و زندگیشان را از آنان گرفته و آنان را به مناطق امنتر کشانده بود.
تقریباً بیشتر خانوادهها در آن روستا پناهگاهی برای روزهای بمباران داشتند. زندگی در چنین شرایطی آسان نبود؛ اما مردم، با وجود همه ترسها و دشواریها، در کنار یکدیگر ایستاده بودند.
هرکس به اندازه توان خود به دیگری کمک میکرد و روحیه همدلی و مقاومت در میان مردم جریان داشت.
در آن روزها، امام جماعت و مدرس روستا نیز نقش مهمی در آرامشبخشی به مردم داشت. او مردم را به صبر، فداکاری، کمک به یکدیگر و حفظ امید دعوت میکرد و در کنار آنان میماند تا نشان دهد روحانی و عالم دینی، در روزهای سخت باید در کنار مردم باشد، نه جدا از آنان.
امروز که سالها از آن روزها گذشته است، وقتی به آن خاطرات فکر میکنم، بیش از هر چیز، روحیه مردم در ذهنم زنده میشود؛ مردمی که جنگ و بمباران را دیدند، آوارگی را تحمل کردند و با وجود همه سختیها، زندگی را ادامه دادند.
دوران دفاع مقدس برای مردم مقاوم کردستان، خاطرهای آمیخته با رنج، فداکاری و سربلندی است؛ مردمی که در خط مقدم حوادث جنگ، هزینههای سنگینی پرداختند و در عین حال، با ایستادگی و همدلی، برگهایی ماندگار از تاریخ این سرزمین را رقم زدند؛ و من هنوز پس از گذشت سالها، وقتی به آن روزهای پراضطراب فکر میکنم، صدای پدربزرگم را به یاد میآورم که در مسجد، با آرامشی وصفناشدنی به مردم میگفت: «این مقطع هم میگذرد».
آن روزها گذشت؛ اما خاطره صبر و استقامت آن مردم، هنوز در ذهن و دل ما باقی است.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما
