جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و منافع رژیم صهیونیستی
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس _ رضا مهرعطا؛ جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ رقم خود و دو کشور قدرتمند ومسلمان منطقه، بواسطه بلند پروازی وجاه طلبی شخص صدام حسین التکریتی ورویکرد ایران ستیزی وشیعه ستیزی وی علیه جمهوری اسلامی ایران، سبب بروز این جنگ خانمانسوز درمنطقه خاورمیانه گردید. جنگی که بدون شک به ضرر ملتها و کشورهای مسلمان منطقه وبه نفع قدرتهای بزرگ یعنی آمریکا، انگلیس وفرانسه وهمچنین به بقای رژیم صهیونیستی کمک کرد.

پس از صلح کمپ دیوید درسال ۱۹۷۸ و کناررفتن مصر از اردوگاه کشورهای عرب ومسلمان منطقه، صدام حسین با سودای رهبری جهان عرب درتیرماه ۱۳۵۸ با یک کودتای نمادین حسن البکر را کنارزد وبه قدرت اول دستگاه حاکمه عراق تبدیل گشت. سودائی که صدام درسر میپروراند، باید بایک جنگ یا یک دست آورد بزرگ مقبولیت ومشروعیت پیدا میکرد وایران اسلامی که دوران پس از انقلاب را پشت سر میگذراند ویک کشورنوپایه محسوب میشد، بهترین گزینه برای صدام برای راه اندازی یک جنگ بزرگ بود تا با اشغال مناطق عرب نشین ونفت خیز خوزستان، این دست آورد بزرگ تکمیل شود.
طبیعتا دراین راه دشوار کمک قدرتهای بزرگ نظیر ایالات متحده آمریکا که درقضیه گروگانگیری (۱۳ آبان ۱۳۵۸) زخم خورده از جمهوری اسلامی ایران بود، میتوانست نقش کاتالیزرو را درراه اندازی یک جنگ بزرگ علیه ایران ایفا کند. دولت کارتر وپس از آن ریگان با فرستادن نمایندگان خود درمذاکرات محرمانه وغیر مستقیم علنا چراغ سبز را به صدام برای راه اندازی این جنگ نشان دادند وشیخ نشینهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نظیر عربستان وکویت با کمکهای مالی واقتصادی بصورت واسطه برای ایالات متحده آمریکا درآغاز این جنگ نقش ایفا کردند.
اما ایالات متحده چه منافعی دراین جنگ کسب میکرد؟ و به عنوان حامی مستقیم رژیم صهیونیستی، با نقشه این جنگ چه کمکی با این رژیم میتوانست انجام دهد؟ ومنافع رژیم درجنگ دو کشورمسلمان وقدرتمند منطقه چه بود؟
ایالات متحده آمربکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا آبان ۱۳۵۸ واشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام (ره) تمام تلاش خود را انجام داد تا بتواند ارتباط مجدد دیپلماتیک با ایران برقرار کند. اما سیاست هوشمندانه امام (ره) وعدم تغییر موضع درشعار نه شرقی ونه غربی ومرگ برآمریکا سبب بحران درروابط ایران وآمریکا گردید وبالاخره دراردیبهشت ۱۳۵۹ قطع روابط دیپلماتیک بین دوکشور صورت گرفت. وبحران گروگانگیری (۴۴۴ روزه) سبب خشم وکینه آمریکائیها نسبت به ایران گردیدوآنان بدنبال راهی بودند تا حکومت جمهوری اسلامی ایران را به هرنحوی ساقط نمایند.
ابتدا با عملیات پنجه عقاب در ۴ اردیبهشت ۱۳۵۹ اقدم به مداخله نظامی کردند وسپس با طراحی کودتای نوزه درتیر ۱۳۵۹ سعی دراقدام این برنامه نمودند که با هردو آنها شکست مواجه گردید. پسازآن با پالس هائی که رژیم بعثی عراق در رفتارها وگفتارهای تهاجمی علیه جمهوری اسلامی ایران انجام میداد، همچنین حملات مرزی که علیه مناطق غربی وجنوب غربی کشور صورت میگرفت، ایالات متحده به این نتیجه رسید که پشتیبانی ازعراق در حمله سراسری علیه جمهوری اسلامی ایران میتواند بهترین گزینه برای تغییر حکومت وانتقام گیری باشد.
در این ارتباط تبادل اطلاعات بین موساد اسرائیل و سی آی ای آمریکا در منافع رژیم منتج به این راه حل رسید که راه افتادن این جنگ وتضعیف دو دولت قدرتمند اسلامی درمنطقه به منافع آمریکا و اسرائیل کمک فراوانی خواهد کرد. استراتژی فروش اسلحه وقراردادهای نظامی تسلیحاتی آمریکا با کشورهای شیخنشین خلیج فارس ازیک طرف و بقاء و تنفس رژیم در تهدید دولتهای اسلامی منطقه و معطوف شدن دراین جنگ بزرگ، راهبرد آمریکا واسرائیل درراه اندازی این جنگ محسوب میشد؛ لذا رژیم صهیونیستی از راه افتادن این جنگ خانمانسوز در منطقه استقبال میکرد وعراق نیز با چراغ سبز آمریکا، از فرانسه به غیر ازاتحاد جماهیر شوروی، تسلیحات و هواپیمای نظامی نیز دریافت کرد تا با آمادگی کامل نظامی به استقبال این جنگ برود.
اسرائیل بدنبال این بود تا رژیم بعث عراق که با جاه طلبیهای منطقهای وشعارهای ضداسرائیلی بدنبال هزمونی منطقهای بود، مهار وتضعیف شود، از منظر مناخین بگین رئیس دولت وقت اسرائیل، عراق بعد از مصر قدرتمندترین دشمن اسرائیل بود و جاهطلبیهای صدام حسین در خرید تسلیحات نظامی و تجهیز ارتش قدرتمند درخاورمیانه خطری برای رژیم محسوب میشد. وبدون شک جنگ علیه ایران ومعطوف شدن توجهات عراق به تنش با ایران میتوانست یک فضای تنفسی برای اسرائیل درمنطقه ایجاد کند.
و از طرف دیگر جمهوری اسلامی ایران که شعارآزادی قدس شریف وآزادی آن ازچنگال رژیم صهیونیستی، ضمن تاکید برقطع رابطه با رژیم صهیونیستی واعلام حالت جنگ بین مسلمانان واین رژیم، تشکیل دولت مستقل فلسطین را سرلوحه برنامههای سیاسی خود قرار داده بود را باراه اندازی این جنگ میتوانست جمهوری اسلامی ایران تضعیف شود.
ادعاهای مرزی عراق علیه ایران که بعد از انقلاب اسلامی با برخوردهای محدود نظامی درمناطق غربی وجنوب غربی همراه بود، همچنین اختلافات سیاسی درداخل ایران بر سر حکومت وفتنه منافقین و تجزیه طلبان، شرایط را برای تجاوز نظامی عراق فراهم ساخت. همچنین بالا رفتن قیمت نفت و خریدهای فراوان نظامی عراق از اتحاد جماهیر شوروی و فرانسه شرایط را برای یک جنگ تمام عیار از سوی عراق تا شهریور ۱۳۵۹ فراهم ساخت.
تا اسرائیل وآمریکا به عنوان کارگردانان پشت صحنه با حمایتهای غیر مستقیم وتلویحی، انگیزه صدام را در آغاز جنگ تحمیلی فراهم کند. اما اسرائیل بدنبال استراتژی جنگ بدون برنده بود همان استراتژی که ایالات متحده آمریکا در منطقه دنبال میکرد؛ لذا هردو نگران بلند پروازیهای عراق درمنطقه بودند و انهدام رآکتور هستهای اوسیراک عراق توسط جنگندههای اسرائیلی جهت مهار رژیم بعثی صدام در رسیدن به قدرت هستهای درمنطقه جزئی ایزاین سیاست بود. تا عراق درطول جنگ بطور فرسایشی تضعیف شود.
از طرفی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک حکومت نوپا با شعارهای ضد آمریکائی واسرائیلی باید توسط عراق تا به دندان مسلح مورد تهاجم قرار گیرد؛ تا دراین جنگ تضعیف شود. تحریمهای اقتصادی ونظامی ایالات متحده آمریکا در دوران جنگ تحمیلی خود مزید برعلت بود که واشنگتن دراین جنگ به نفع عراق بی طرف نبوده است و همواره از طریق شیخنشینهای عرب خلیج فارس یعنی عربستان سعودی وکویت بطورغیر مستقیم به عراق کمک میکرد و در این میان نیز اسرائیل موافق این سیاست علیه ایران بود.
تا با مدیریت واشنگتن وتل آویو این جنگ بدون برنده مدیریت شود، تا به تضعیف دودولت منجرگردد. دراین جنگ عراق نباید درخاورمیانه قدرت میگرفت و ایران اسلامی نیز باید ضعیف وتوسط میانه روها وحتی با راه اندازی یک کودتا، توسط سلطنت طلبها اداره میشد. تااسرائیل در منطقه احساس امنیت کند.
در آخر میتوان به این جمع بندی رسید که پس از دوران جنگ تحمیلی وامضای قرارداد صلح ۵۹۸ که برندهای این جنگ ۸ ساله برای طرفین نداشت، سیاست تضعیف مهاروکنترل کشورهای خاورمیانه وهزمونی هائی مانند ایران، ترکیه عراق، عربستان ومصر توسط رژیم صهیونیستی با مساعدت ایالات متحده آمریکا ادامه پیدا کرد و جمهوری اسلامی ایران که با افزایش توان موشکی خود و برنامه هستهای بهدنبال برهم زدن توازن منطقه برخلاف منافع اسرائیل وایالات متحده بود، با تحریمهای شدید و حتی حمله نظامی از (۲۰۲۴ الی ۲۰۲۶) مواجه گشت، تا توازن دلخواه آمریکائی –اسرائیلی درمنطقه برهم نخورد.
جمهوری اسلامی ایران با خودکفائی دفاعی ونظامی وپیشبرد برنامه هسته اب بطور مستقل بدنبل تبدیل شدن به یک قدرت منطقهای است و رژیم صهیونیستی که بقاء وموجودیت خود را دراین نظم آمریکائی واسرائیلی میبیند؛ با آغازجنگ علیه ایران با مساعدت آمریکا بدنبال مهاروکنترل وحتی تغییر حکومت در ایران است واین سیاست از بعد از انقلاب و از دوران پس ازجنگ تحمیلی تا کنون ادامه داشته است.
انتهای پیام/ 122
