امنیت ایران را چه کسانی نگه داشتند؟
گروه استانهای دفاعپرس- «حدیثه وهابی»؛ مریوان، سالهای نخست جنگ...
جادهای که از میان کوهها میگذرد، برای نیروهایی که از نقاط دیگر کشور آمدهاند یک مسیر ساده نیست؛ شناختن پیچهایش، روستاهای اطرافش و آدمهایی که در آن زندگی میکنند، بخشی از کار است. در چنین فضایی، نامهایی از میان همان مردم محلی وارد میدان میشوند؛ یکی از آنها «عثمان فرشته» است.

عثمان فرشته متولد روستای دلهمرز از توابع سروآباد مریوان بود. زندگیاش پیش از آنکه به جنگ و درگیریهای کردستان گره بخورد، شبیه بسیاری از جوانان همان منطقه بود؛ در خانوادهای کمبرخوردار بزرگ شد، تحصیلش ادامه پیدا نکرد و از کودکی برای کمک به خانواده کار کرد. بعدها به صف نیروهای بومی منطقه پیوست و در شمار پیشمرگان کرد مسلمان قرار گرفت.
نام او در روایتهای مربوط به مریوان، کنار نام نیروهایی قرار میگیرد که برای شناخت منطقه و مقابله با گروههای مسلح در کردستان فعالیت میکردند. در گزارشهای مربوط به آن دوره آمده است که نیروهای سپاه و پیشمرگان کرد مسلمان در کنار یکدیگر در محورهای مختلف منطقه فعالیت داشتند و جاده سنندج ـ مریوان نیز یکی از محورهای مهم درگیری بود.
داستان عثمان فرشته، اما فقط داستان یک رزمنده نیست. نکته مهمتر اینجاست که وقتی درگیری به روستا و شهر و جاده کشیده میشود، مرز میان «میدان جنگ» و «زندگی روزمره» دیگر به روشنی روی نقشه دیده نمیشود.
جاده فقط راه عبور نبود
در مریوان، جاده سنندج به شهر فقط یک مسیر ارتباطی نبود. نیروهای ضدانقلاب در بخشهایی از این محور کمینهایی انجام میدادند و نیروهای نظامی و پیشمرگان برای تأمین امنیت مسیر و روستاهای اطراف آن درگیر بودند. در روایتهای ثبتشده از آن دوره، آزادسازی محور مریوان و همکاری نیروهای سپاه و پیشمرگان کرد مسلمان به عنوان بخشی از این تلاشها آمده است.
برای یک نیروی اعزامی، کوهستان را باید یاد گرفت؛ برای کسی که از همان منطقه آمده، بسیاری از این مسیرها بخشی از زندگی روزانهاش بوده است. همین تفاوت، حضور نیروهای بومی را به یک موضوع عملی در میدان تبدیل میکرد.
عثمان فرشته سالها بعد، در همین درگیریها شهید شد. نام او در فهرست شهدای کردستان ثبت شده و روایتهای مربوط به زندگیاش، مسیر او از یک روستای محروم تا حضور در نیروهای بومی منطقه را شرح دادهاند.
اینجا اگر بخواهیم فقط از «رزمنده» حرف بزنیم، بخشی از داستان را حذف کردهایم. چون همان جایی که یک پیشمرگ محلی درگیر میشود، خانوادهای در روستا زندگی خود را با صدای درگیریها تنظیم میکند، کشاورزی که زمینش در منطقه عملیاتی قرار گرفته با شرایط تازه روبهرو میشود و جهادگری باید برای جابهجایی، راهسازی یا پشتیبانی کاری انجام دهد که در شرایط عادی شاید هیچ ارتباطی با جنگ نداشت.
جنگ خیلی زود وارد زندگی مردم شد
مریوان یکی از نمونههای روشن همین درهمتنیدگی است. این شهر و مناطق اطراف آن در سالهای جنگ بارها هدف بمباران و گلولهباران قرار گرفتند و مردم غیرنظامی نیز قربانی شدند. در گزارشهای تاریخی مربوط به منطقه، از صدها بار بمباران و گلولهباران مریوان و کشتهشدن شمار زیادی از مردم منطقه یاد شده است.
وقتی از «مدافعان» حرف میزنیم، یک تصویر واحد نداریم. در یک قاب، نیروی مسلح قرار دارد؛ در قاب دیگر، پیشمرگ بومی؛ جایی دیگر جهادگری که در شرایط جنگی کار پشتیبانی انجام میدهد و در نقطهای دیگر، روستایی یا عشایری که محل زندگیاش به بخشی از جغرافیای جنگ تبدیل شده است.
۵ مهر امسال دقیقاً همین مجموعه را در عنوان «مدافعان امنیت و عزت ایران» کنار هم قرار داده است؛ نیروهای مسلح، بسیجیان، جهادگران، روحانیت، عشایر، روستاییان و پیشمرگان کرد مسلمان.
این کنار هم قرار گرفتن، اگر از دل داستانهایی مانند مریوان خوانده شود، معنای روشنتری پیدا میکند. قرار نیست همه این گروهها یک کار انجام داده باشند؛ اتفاقاً مسئله همین تفاوت نقشهاست.
هرکس در جایی از این داستان ایستاد
یک نیروی نظامی وظیفهای متفاوت از یک پیشمرگ محلی داشت. جهادگر همان کاری را انجام نمیداد که یک رزمنده انجام میداد و روستایی هم لزوماً در میدان نبرد حضور نداشت. اما جنگ در جغرافیای واقعی اتفاق میافتاد؛ جایی که مردم در آن زندگی میکردند، جادهای برای عبور وجود داشت و نیروها برای ماندن و عملیات کردن به امکانات نیاز داشتند.
حتی در خود مریوان، روایتهای باقیمانده نشان میدهد که همکاری نیروهای نظامی و پیشمرگان محلی در عملیاتها و تأمین امنیت محورهای منطقه، یک بخش مهم از ماجرا بوده است.
شاید به همین دلیل است که برای فهم عنوان «مدافعان امنیت و عزت ایران» بهتر باشد به جای فهرستکردن نام گروهها، سراغ آدمها برویم؛ آدمهایی مثل عثمان فرشته که قصهشان از یک روستا شروع شد و به یکی از سختترین مقاطع تاریخ معاصر ایران رسید.
۵ مهر، فقط درباره کسانی نیست که سلاح در دست داشتند. درباره کسانی است که هرکدام در یک نقطه از آن جغرافیا حضور داشتند و نقشی متفاوت بر عهده گرفتند؛ از نیروی نظامی و پیشمرگ محلی تا جهادگر و مردمی که زندگیشان در همان شهرها و روستاها جریان داشت.
انتهای پی
