محدود کردن نقش زنان به پشت جبهه مانع دیدن بخش بزرگی از واقعیتها است
کردستان؛ سرزمین مجاهدتهای خاموش، هنوز روایتهای ناگفته فراوانی دارد؛ روایت ۵۶۲ زن شهیده، ۷۱ زن ترور شده، ۶۷ خانواده سه شهید به بالا و مادرانی که گاه بیش از یک فرزند خود را در راه دفاع از کشور از دست دادهاند.
به گزارش دفاعپرس از کردستان، در کردستان، جنگ فقط در سنگرها روایت نمیشود؛ پشت هر رزمنده، مادری ایستاده، همسری که چشمانتظار مانده، دختری که لباس رزم دوخته و زنی که در بیمارستان، کارگاه، روستا و حتی خط مقدم، سهم خود را از دفاع ادا کرده است؛ استانی که ۵۶۲ زن شهیده و ۷۱ زن ترور را در حافظه خود ثبت کرده و ۶۷ خانواده سه شهید به بالا، تنها بخشی از عمق مجاهدتهای خاموش این دیار است.

جنگ که آغاز میشود، صدای گلولهها از سنگرها بلند میشود؛ اما همه جنگ در همان سنگرها اتفاق نمیافتد. گاهی میدان نبرد، آشپزخانه یک خانه روستایی است؛ جایی که مادری نان میپزد تا رزمندهای در جبهه گرسنه نماند. گاهی یک چرخ خیاطی، سنگری خاموش میشود و دستهای زنی، لباس رزمندگان را آماده میکند.
گاهی بیمارستان و درمانگاه به خط مقدم تبدیل میشود و زنی، میان مجروحان و آژیرها، برای نجات جان یک رزمنده میدود؛ و گاهی، سهم یک مادر از دفاع، فرستادن عزیزترین دارایی زندگیاش به میدان است؛ فرزندی که شاید دیگر بازنگردد.
کردستان از آن سرزمینهایی است که روایت دفاع در آن تنها به هشت سال جنگ تحمیلی خلاصه نمیشود؛ اینجا از همان روزهای نخست انقلاب، مردم با ناامنی و درگیری مواجه شدند و زنان نیز در کنار مردان، سهمی سنگین از این آزمون تاریخی بر دوش کشیدند.
مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت کردستان با اشاره به شرایط خاص کشور در آغاز جنگ تحمیلی اظهار کرده است: این جنگ در شرایطی به ایران تحمیل شد که انقلاب نوپا بود و ساختار نیروهای مسلح هنوز به انسجام کامل نرسیده بود.
به گفته سرهنگ پاسدار «علی کلوندی»، در کردستان حتی پیش از آغاز رسمی جنگ تحمیلی، درگیریها شکل گرفته بود و یک روز پس از پیروزی انقلاب، با اعلام موجودیت گروههای ضدانقلاب در استان، مرحلهای سخت از ناامنی آغاز شد.
شهرها و روستاهای استان یکی پس از دیگری درگیر شدند و سنندج نیز در بهار سال ۱۳۵۸، به گفته وی، به جز چند نقطه در اختیار گروههای ضدانقلاب قرار گرفت.
در چنین شرایطی، پیشمرگان کرد مسلمان برای دفاع از مردم و سرزمین خود سلاح به دست گرفتند؛ اما پشت بسیاری از این مردان، زنانی ایستاده بودند که خود نیز بخشی از این مقاومت شدند.
در روایت دفاع مقدس، نام رزمندگان بیش از هر چیز با سنگر و میدان نبرد گره خورده است؛ اما اگر به پشت آن سنگرها نگاه کنیم، روایت دیگری آغاز میشود.
زنان کردستان در ستادهای پشتیبانی جبهه، جمعآوری کمکهای مردمی، تهیه لباس، پخت نان، بستهبندی خشکبار و مواد غذایی، تأمین وسایل مورد نیاز رزمندگان و فعالیت در کارگاههای تولیدی حضور داشتند. گروهی نیز به عنوان پزشک، پرستار و امدادگر، در بیمارستانها و درمانگاهها خدمت کردند.
این حضور فقط یک پشتیبانی ساده نبود؛ زنان بخشی از بار جنگ را بر دوش کشیدند؛ در خانه، خانواده را اداره کردند، در غیاب مردان اقتصاد خانه را سرپا نگه داشتند، فرزندان را تربیت کردند و همزمان، روحیه مقاومت و ایستادگی را در خانواده زنده نگه داشتند.
آمارها شاید بتوانند بخشی از این روایت را نشان دهند، اما پشت هر عدد، یک زندگی قرار دارد؛ یک مادر، یک همسر، یک دختر و یک خانواده. در طول جنگ تحمیلی، بنا بر آمارهای ارائهشده، ۷ هزار زن در سطح کشور به شهادت رسیدند که ۵۶۲ نفر از آنان متعلق به استان کردستان بودهاند.
کلوندی همچنین از ۷۱ زن ترور شده در کردستان خبر داده که به گفته وی، ۱۳ نفر از آنان از زنان پیشمرگان کرد مسلمان بودهاند. مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت کردستان همچنین اعلام کرده است که ۱۱ درصد از شهدای استان را بانوان تشکیل میدهند؛ آماری که به گفته او، نشاندهنده عمق حضور و فداکاری زنان این استان در سالهای دفاع و مقاومت است.
این اعداد وقتی در کنار روایت خانوادهها قرار میگیرند، معنای دیگری پیدا میکنند؛ خانوادههایی که تنها یک عزیز را از دست ندادهاند، بلکه گاه چندین فرزند خود را تقدیم کردهاند.
در کردستان خانوادههایی وجود دارند که بنا بر گفته مسئولان، همزمان چند فرزند خود را در راه دفاع از کشور و انقلاب از دست دادهاند که خانواده قادرخانزاده نمونه بارزی از این خانوادههاست که ۶ فرزند خود را در راه دفاع از کشور و انقلاب فدا کردند.
کلوندی با اشاره به وجود ۶۷ خانواده دارای سه شهید و بیشتر در کردستان، این آمار را نشانهای از عمق ایثار و ازخودگذشتگی خانوادههای استان دانسته است.
به گفته وی، در کردستان همچنین ۶۷ خانواده دارای چند شهیده وجود دارد و این خانوادهها ظرفیت مهمی برای انجام کارهای پژوهشی و معرفی الگوهای ایثار زنان به جامعه دارند.
پشت این اعداد، مادرانی ایستادهاند که فرزند تربیت کردند، فرزند به جبهه فرستادند و گاه چند بار با یک داغ بزرگ روبهرو شدند؛ مادرانی که نامشان شاید کمتر در روایتهای رسمی جنگ آمده باشد، اما بخشی از تاریخ مقاومت این سرزمین را ساختهاند.
تصویر زنان در دوران دفاع مقدس اگر فقط به پشت جبهه محدود شود، بخش بزرگی از واقعیت دیده نخواهد شد. زنان در کنار فعالیتهای پشتیبانی و امدادی، در مواردی مستقیماً در میدانهای درگیری حضور یافتند.
بر اساس آمار ارائهشده از سوی مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس کردستان، ۱۳ نفر از شهدای زن استان، مسلح بوده و در میدان رزم به شهادت رسیدهاند.
این یعنی زن کردستانی در روزهای جنگ فقط نان نپخت، لباس ندوخت و مجروح درمان نکرد؛ در برخی موارد، خود نیز سلاح به دست گرفت و در میدان ایستاد.
همین چندوجهی بودن نقش زنان است که روایت آنان را از یک نقش پشتیبانی صرف فراتر میبرد؛ آنان همزمان مادر، همسر، پرستار، امدادگر، پشتیبان، تربیتکننده نسل آینده و در مواردی رزمنده بودند.
پس از دفاع مقدس، زنان در مراقبت از جانبازان و آزادگان، بازسازی خانوادهها، تربیت فرزندان و بازگرداندن آرامش به زندگیهایی که جنگ آنها را تغییر داده بود، نقشآفرینی کردند.
این نقش در سالهای بعد نیز در عرصههای علمی، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و هنری ادامه یافت و زنان نسلهای بعد، بخشی از همان میراث ایستادگی را با خود به جامعه آوردند.
در روایتهای مطرحشده از نقش زنان، تأکید شده است که اگر زنان در خانه، جامعه و پشت جبهه، جنگ را به یک مسئولیت و ارزش تبدیل نمیکردند، بسیاری از مردان نیز انگیزه و اراده حضور در میدان را پیدا نمیکردند.
به همین دلیل، نقش زنان را نمیتوان در یک عنوان خلاصه کرد؛ آنان بخشی از ستون پنهان مقاومت بودند؛ ستونی که کمتر دیده شد، اما وزن سنگینی از جنگ را تحمل کرد.
امروز وقتی از دفاع مقدس سخن میگوییم، نام رزمندگان و شهدا در ذهنمان تداعی میشود؛ اما در کنار هر نام، داستان زنی مانند شهیده فاطمه اسدی وجود دارد که شاید کمتر روایت شده است. زنی که برای نجات جان شوهرش به زندان دموکرات رفت، اما خودش نیز قربانی قساوت و سنگدلی این گروهک شد.
مادری که فرزندش را بدرقه کرد، همسری که سالها چشم به راه ماند، زنی که در بیمارستان از مجروحی پرستاری کرد، دختری که در ستاد پشتیبانی لباس و بسته غذایی آماده کرد و زنانی که خود پا به میدان گذاشتند و جانشان را تقدیم کردند.
کردستان، سرزمین مجاهدتهای خاموش، هنوز روایتهای ناگفته فراوانی دارد؛ روایت ۵۶۲ زن شهیده، ۷۱ زن ترور شده، ۶۷ خانواده سه شهید به بالا و مادرانی که گاه بیش از یک فرزند خود را در راه دفاع از کشور از دست دادهاند.
این روایتها فقط خاطرات گذشته نیستند؛ بخشی از هویت تاریخی کردستاناند؛ میراث زنانی که شاید نامشان کمتر بر سردر خیابانها و کتابها آمده باشد، اما رد پای ایثارشان در خانههای این سرزمین، در تربیت نسلها و در حافظه یک ملت باقی مانده است؛ و شاید بزرگترین ادای دین به آنان، این باشد که مجاهدتهای خاموششان دیگر خاموش نماند.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما
