از سنگرهای «قادر» تا ضاحیه بیروت؛ روایتی از نابغه عملیاتی سپاه و یار همراه سید شهید مقاومت
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس؛ سردار شهید حاج «عباس نیلفروشان»، فرماندهی که مسیر جهاد را از نوجوانی و کف میدان نبردهای دفاع مقدس آغاز کرد، تجلی پیوند بینظیر علم، اخلاق و نبوغ نظامی بود. او که روزگاری در لشکر ۸ نجف اشرف حماسهآفرینی میکرد و با تدبیرش جان دهها رزمنده را نجات میداد، با تدوین دکترین عملیاتی سپاه و حضور مؤثر در جبهه مقاومت، به بازوی توانمند سید حسن نصرالله تبدیل شد. این گزارش، نگاهی است به ابعاد مختلف زندگی فرماندهی که سید شهید مقاومت به او خیلی امید داشت.

نوجوانی که معادلات جنگ را تغییر داد
ورود عباس نیلفروشان به جبهه، تنها حضور یک نوجوان ساده نبود. همرزمانش در لشکر ۸ نجف اشرف، او را جوانی خوشرو اما شجاع، و بیتجربه اما به شدت خلاق توصیف میکنند. سردار مصطفی نصر اصفهانی، از فرماندهان دوران دفاع مقدس، نخستین مجروحیت او را در عملیات «بدر» اینگونه روایت میکند:
«رسیدیم به سنگرهای دشمن... تازه داشت هوا روشن میشد که گفتند نیلفروشان زخمی شده. رفتم بالای سرش، دیدم تیر خورده توی سرش و غرق خون است. گفتم دیگر شهید شده؛ اما خودش با اشاره دستش را آورد بالا که یعنی نه، شهید نشدم!»
اوج نبوغ تاکتیکی حاج عباس در عملیات «قادر» (تیرماه ۱۳۶۴) نمایان شد. زمانی که نیروها در محاصره آتش سنگین تیربارهای دشمن قرار گرفتند، این تدبیر سریع او بود که از یک قتلعام جلوگیری کرد. نصر اصفهانی میگوید:
«حاج عباس واقعاً طراح خوبی بود. آمد پهلوی من و گفت اگر اینجا بمانیم دشمن پاتک میزند و بچهها قتلعام میشوند. پیشنهاد داد به طرف یالی در صد متری برویم. او با این جایابی دقیق، از صبح تا ساعت دو بعدازظهر بدون دادن تلفات، نیروها را حفظ کرد.»
در عملیات «والفجر ۸» نیز، شمّ نظامی او شگفتیساز شد. او با بررسی تحرکات روزانه دشمن، پاتک شبانه آنها را پیشبینی کرد و با درخواست آرپیجی و مهمات مضاعف، تنها با ۳۰ نیرو، در برابر هجوم ۷۰۰ تا ۸۰۰ نیروی بعثی ایستادگی کرد و خط را نگه داشت.
شجاعت در برابر ناوهای آمریکایی
روحیه نترس حاج عباس تنها به جبهههای خاکی محدود نمیشد. پس از عملیات والفجر ۱۰، زمانی که برای بازدید از جزایر خلیج فارس (بوموسی) رفته بود، سوار بر قایقهای تندرو سپاه با بالگردهای آمریکایی مواجه شد. در حالی که بالگرد آمریکایی مدام اخطار میداد، واکنش حاج عباس در نوع خود بینظیر بود. یکی از همرزمانش نقل میکند:
«در همین حین، حاج عباس پرید پشت توپ ۲۳ و شروع کرد به شلیک کردن! رفتم گفتم چهکار میکنی؟ گفت میخوام بزنمش! با وجود اینکه برای اولین بار به دریا میآمد، واکنشی به شدت شجاعانه و تهاجمی داشت.»
پیوند علم و میدان؛ از دافوس تا «جنگهای نوظهور»
شهید نیلفروشان هرگز به تجربیات میدانی اکتفا نکرد. سردار محمد طاهری درباره او میگوید: «حقیقتاً خیلی متفکر بود. کم داریم فردی در این سطح نیروی عملیاتی باشد و بعد به سراغ ادامه تحصیلات برود.» حضور او در دانشکده فرماندهی و ستاد (دافوس) و شاگردی سردار محمدعلی جعفری، از او یک استراتژیست تمامعیار ساخت. او با درک عمیق از تغییرات ژئوپلیتیک، کتاب «جنگهای نوظهور» را به نگارش درآورد و با تدوین «رهنامه عملیاتی سپاه»، تحولات بنیادینی در معاونت عملیات نیروی زمینی ایجاد کرد.
عرفان در میدان نبرد و خدمت گمنام به خلق
در کنار صلابت نظامی، روحیه لطیف در کنار صلابت نظامی، روحیه لطیف، تواضع و مردمداری از ویژگیهای بارز شهید نیلفروشان بود. او عاشقانه به خلق خدمت میکرد و معتقد بود خدمت به مردم از راههای عاقبتبخیری است. در ماجرای سیل امامزاده داوود، گمنام و بیادعا به کمک آسیبدیدگان شتافت.
یکی از آشنایان درباره اهتمام او به حل مشکلات مردم میگوید: «رفتم پیش مسئول دفتر سردار و مشکلم را گفتم. ایشان گفتند سردار پوشهای دارند که نامهها و مشکلات مردم را داخل آن میگذارند و شخصاً پیگیری میکنند؛ مخصوصاً اگر بحث خانواده باشد. در کمال ناباوری، بدون اینکه من را بشناسند، مشکلم را حل کردند.»
او همچنین ارادت و احترام ویژهای برای سادات قائل بود و همواره با افتخار میگفت: «من داماد حضرت زهرا (س) هستم.» تقوای الهی او در صبر بینظیرش هنگام مواجهه با مشکلات و توکل عمیقش به خداوند متجلی بود.
یار وفادار سید مقاومت؛ «دعای شبهای قدر حزبالله»
پس از شهادت رفیق دیرینهاش، سردار محمدرضا زاهدی، حاج عباس نیلفروشان به عنوان جانشینی شایسته راهی لبنان شد. تسلط او به میدان و درک عمیقش از محور مقاومت، باعث شد تا به سرعت پیوندی قلبی میان او و رهبران مقاومت شکل بگیرد.
یکی از همرزمانش از چهره خسته اما نورانی او پس از بازگشت از لبنان یاد میکند و از قول سید حسن نصرالله میگوید: «سید در جمع شورای حزبالله گفت: حاج عباس دعای شبهای قدر ما بود... با توجه به اینکه عید فطر اعزام شدهاید، شما عیدی روز عید فطر ما بودید. حاج عباس هم رفیق، هم شریک در فرماندهی و هم پشتیبان من است.»
حاج عباس با آگاهی کامل از ضعفهای اساسی دشمن، همواره نوید نابودی رژیم صهیونیستی را میداد و تأکید میکرد: «شک نکنید پیروزی از آن ماست؛ وعده خداست که یهود نابود خواهد شد.» نقش اساسی او در طراحی عملیاتهای مهمی چون «عملیات اربعین»، ضربات مهلکی بر پیکره دشمن وارد کرد.
پرواز در ضاحیه؛ پایانی بر یک عمر بیقراری
حاج عباس پیشبینی شهادتش را کرده بود. وقتی یکی از دوستانش از او پرسید که وقتی یکی از دوستانش از او پرسید که: «فکر میکنید نوع شهادت شما چگونه باشد؟» او با یقینی قلبی و آرامشی خاص پاسخ داد: «من که هیچوقت نمیتوانم از سید جدا شوم. در جنگ نابودی رژیم صهیونیستی من شهید میشوم؛ ولی شما نابودی این رژیم را خواهید دید، انشاءالله.»
سرانجام در آن غروب تلخ جمعه، کینه عمیق دشمن صهیونیستی از این طراح قدرتمند محور مقاومت، باعث شد تا او در کنار پرچمدار و سید مقاومت، آیت الله شهید سید حسن نصرالله، در ضاحیه بیروت هدف حمله سنگین و ناجوانمردانه قرار گیرد. همانطور که خودش گفته بود، او نتوانست از سید جدا بماند و با هم قافله شهادت را تکمیل کردند و به آرزوی دیرینهشان رسیدند.
اگرچه فقدان این فرماندهان و رهبران عزیز، داغی بزرگ بر دل جبهه حق گذاشت، اما به قول همرزمانش، برادرانمان در سپاه پاسداران و محور مقاومت با قدرت حضور دارند تا راه این عزیزان سفرکرده را پر کنند و نگذارند کوچکترین آسیبی به بدنه مقاومت وارد شود؛ راهی که پایان آن، محو شدن رژیم جنایتکار صهیونیستی از صفحه روزگار خواهد بود.
انتهای پیام/ 119
