چالش‌های ارتش تروریستی آمریکا برای نوسازی موشک‌های قاره‌پیما

چالش‌های برنامه نوسازی موشک‌های قاره‌پیمای «مینوت‌من ۳» با موشک «سنتینل» ارتش تروریستی آمریکا نشان داد که نوسازی برنامه تسلیحاتی در چنین ابعادی، صرفاً یک پروژه تسلیحاتی در داخل چند پایگاه نظامی نیست؛ بلکه به یک پروژه عمرانی و ارتباطی عظیم در سطح چند ایالت تبدیل می‌شود.
کد خبر: ۸۶۶۱۷۵
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰ - 29September 2026

گروه بین‌‌‌الملل دفاع‌پرس: برنامه موشک بالستیک قاره‌پیمای «سنتینل» آمریکا در ابتدا قرار بود جایگزین نسل قدیمی «مینوت‌من ۳» شود، اما افزایش هزینه‌ها و پیچیدگی‌های فنی این پروژه نشان داد که چالش اصلی این پروژه فقط ساخت یک موشک جدید نیست. بخش قابل توجهی از هزینه و پیچیدگی برنامه به زیرساخت‌های زمینی، شبکه‌های ارتباطی، سیلو‌ها و تأسیسات پشتیبانی مربوط می‌شود؛ زیرساخت‌هایی که بسیاری از آنها ریشه در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ دارند.

موشک قاره‌پیما

یکی از مهم‌ترین اجزای این زیرساخت، شبکه ارتباطی «اچ‌آی‌سی‌اس» است که برای ارتباط میان مراکز کنترل و سایت‌های موشکی ایجاد شد. این شبکه که سابقه آن به اوایل دهه ۱۹۶۰ بازمی‌گردد، بر پایه معماری حلقوی و شعاعی طراحی شده بود تا در صورت از کار افتادن یا آسیب‌دیدن یک مسیر، ارتباط از مسیر دیگری ادامه پیدا کند.

با این حال، ظرفیت انتقال داده این شبکه در مقایسه با استاندارد‌های امروزی بسیار پایین بود و سرعت آن حدود ۱.۳ کیلوبیت بر ثانیه محاسبه می‌شد. در ادامه، برنامه «ری‌اکت» برای نوسازی تجهیزات و کنسول‌های مورد استفاده در مراکز کنترل اجرا شد، اما بخش قابل توجهی از زیرساخت ارتباطی اصلی همچنان بر همان معماری قدیمی متکی باقی ماند.

اکنون برنامه سنتینل نه‌تنها باید یک موشک جدید، بلکه باید شبکه‌ای گسترده از زیرساخت‌های زمینی را نیز وارد عصر جدید کند. همین مسئله یکی از عوامل اصلی افزایش هزینه‌های پروژه شده است.

در سال ۲۰۲۴، برنامه سنتینل مشمول سازوکار «نان-مک‌کوردی» شد؛ سازوکاری که در صورت افزایش قابل توجه هزینه یک برنامه تسلیحاتی نسبت به برآورد اولیه، پنتاگون را ملزم به بررسی و بازنگری آن می‌کند.

با این وجود، پنتاگون پس از بازنگری، ادامه برنامه را تأیید کرد، اما ساختار برنامه و فرایند دستیابی به آن را مورد بازنگری قرار داد. بر اساس برآورد جدید دفتر ارزیابی هزینه و برنامه‌های پنتاگون، هزینه کل برنامه به حدود ۱۴۰.۹ میلیارد دلار افزایش یافته است. این رقم نسبت به برآورد سال ۲۰۲۰، حدود ۸۱ درصد افزایش نشان می‌دهد.

هم‌زمان، هزینه هر فروند موشک نیز به تنهایی رشد قابل توجهی داشته است. برآورد‌ها از افزایش حدود ۳۷ درصدی هزینه هر فروند موشک خبر می‌دهند. البته این دو رقم را نمی‌توان مستقیماً با یکدیگر مقایسه کرد، زیرا افزایش هزینه کل برنامه و افزایش هزینه هر فروند، دو شاخص متفاوت هستند. با این حال، هر دو نشان‌دهنده ابعاد مشکلات مالی برنامه سنتینل هستند.

اما نکته مهم این است که مشکل فقط به خود موشک مربوط نمی‌شود. در واقع، بخش زمینی برنامه به یکی از پرهزینه‌ترین و پیچیده‌ترین قسمت‌های پروژه تبدیل شده است. آمریکا باید صد‌ها سیلو، مرکز پرتاب، مرکز کنترل و مجموعه‌ای از تأسیسات پشتیبانی را که طی چند دهه ساخته شده‌اند، برای استفاده از نسل جدید موشک آماده کند.

این مسئله زمانی پیچیده‌تر شد که بررسی‌های انجام‌شده در تأسیسات «واندنبرگ» نشان داد وضعیت واقعی برخی از زیرساخت‌های قدیمی با اطلاعاتی که در برآورد‌های اولیه مورد استفاده قرار گرفته بود، تفاوت دارد.

در سال ۲۰۲۵، نیروی هوایی آمریکا در پی این بررسی‌ها از تغییر رویکرد نسبت به تبدیل سیلو‌های قدیمی خبر داد. مشخص شد که تبدیل یک زیرساخت حدوداً ۵۵ ساله به تأسیسات مناسب برای سنتینل، ممکن است خطرات و هزینه‌هایی بیش از برآورد‌های اولیه داشته باشد.

به این ترتیب، ساخت سیلو‌های جدید به‌جای تبدیل کامل برخی از سیلو‌های قدیمی، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت. مسئله فقط فرسودگی سازه‌ها نیست؛ وضعیت نامشخص زمین، تأسیسات زیرزمینی، کابل‌ها و سایر اجزای مدفون نیز می‌تواند روند ساخت‌وساز را پیچیده کند.

در این میان، شبکه ارتباطی نیز یکی از بخش‌های اصلی پروژه است که باید نوسازی شود. یکی از گزینه‌های اصلی برای جایگزینی این شبکه، استفاده گسترده‌تر از فیبر نوری است. فیبر نوری در برابر پالس الکترومغناطیسی یا «ای‌ام‌پی» از مصونیت ذاتی برخوردار است، اما این موضوع به معنای مصونیت کامل شبکه نیست. تجهیزات انتهایی، منابع تغذیه، گره‌های ارتباطی و سایر اجزای الکترونیکی همچنان می‌توانند در برابر حملات یا اختلالات مختلف آسیب‌پذیر باشند.

بنابراین، مسئله اصلی فقط انتخاب نوع کابل نیست، بلکه طراحی یک شبکه ارتباطی مقاوم و دارای مسیر‌های جایگزین است؛ همان منطقی که از ابتدا در معماری اچ‌آی‌سی‌اس مورد توجه قرار گرفته بود.

مقیاس زیرساخت زمینی سنتینل نیز بسیار بزرگ است. ساختار مورد نیاز این برنامه شامل حدود ۴۰۰ موشک، ۴۵۰ سیلو و بیش از ۶۰۰ تأسیسات مختلف است که در منطقه‌ای به وسعت بیش از ۴۰ هزار مایل مربع پراکنده شده‌اند.

این گستردگی به آن معناست که نوسازی برنامه سنتینل صرفاً یک پروژه تسلیحاتی در داخل چند پایگاه نظامی نیست؛ بلکه با یک پروژه عمرانی و ارتباطی عظیم در سطح چند ایالت روبه‌رو هستیم.

یکی از نمونه‌های این مسئله، پروژه موسوم به دالان تأسیساتی «مالمستروم» است. در یک بررسی بازار در سال ۲۰۲۶، هزینه احتمالی این پروژه بین حدود ۱.۴ تا ۲ میلیارد دلار برآورد شد. طول مسیر‌های مورد نیاز نیز حدود هزار و ۷۵۰ تا دوهزار و ۲۲۵ مایل، معادل تقریباً دو هزار و ۸۱۶ تا سه‌هزار و ۵۸۱ کیلومتر، برآورد شده است.

این شبکه باید در مناطقی ساخته شود که بخشی از آنها تحت مالکیت خصوصی قرار دارد و مسیر‌ها ممکن است از جاده‌ها، خطوط راه‌آهن، رودخانه‌ها و زمین‌های دارای محدودیت‌های مختلف عبور کنند. مسائل مربوط به حقوق مالکیت، محیط زیست و همچنین مناطق دارای اهمیت فرهنگی و تاریخی برای قبایل بومی نیز بر پیچیدگی پروژه می‌افزاید.

در اسناد زیست‌محیطی سال ۲۰۲۳، یکی از گزینه‌های اصلی برای توسعه این زیرساخت شامل حدود هزار و ۲۷۷ مایل مسیر جدید بود. یک گزینه محدودتر نیز حدود ۲۵۶ مایل مسیر جدید را دربر می‌گرفت. در هر دو حالت، هدف اصلی ایجاد زیرساخت ارتباطی جدید در امتداد یا در ارتباط با شبکه‌های موجود بود.

بخشی از این مسیر‌ها باید در کنار یا روی مسیر‌های قدیمی اچ‌آی‌سی‌اس ایجاد شوند و در برخی مناطق، کابل‌ها باید حداقل در عمق ۶ فوت، یعنی حدود ۱.۸ متر، دفن شوند.

با این حال، اجرای عملیات ساخت‌وساز نمی‌تواند به سادگی فعالیت زیرساخت موجود را متوقف کند. موشک‌های «مینوت‌من ۳» تا زمان جایگزینی کامل همچنان باید در وضعیت عملیاتی و آماده‌باش باقی بمانند. بنابراین، ساخت زیرساخت جدید باید هم‌زمان با حفظ قابلیت عملیاتی شبکه و سامانه قدیمی انجام شود.

این موضوع یکی از تفاوت‌های مهم میان ساخت یک سامانه جدید از نقطه صفر و نوسازی یک شبکه راهبردی موجود است. در حالت دوم، مهندسان باید هم‌زمان با ساخت، از تداوم عملکرد سامانه‌ای اطمینان حاصل کنند که برای دهه‌ها بخشی از ساختار بازدارندگی هسته‌ای آمریکا بوده است.

با این حال، تجربه سنتینل یک نکته مهم را آشکار می‌کند: در سامانه‌های راهبردی، موشک تنها بخشی از هزینه است. برای یک نیروی موشکی قاره‌پیما، موشک باید در سیلو قرار گیرد، سیلو باید به مرکز کنترل متصل باشد، ارتباطات باید در برابر اختلال و حمله مقاوم باشند، مسیر‌های ارتباطی جایگزین وجود داشته باشند، برق و تجهیزات پشتیبانی تأمین شود و تمام این مجموعه باید در شرایط بحرانی همچنان قابلیت عملیاتی خود را حفظ کند.

به همین دلیل، هرچه زیرساخت قدیمی‌تر باشد، هزینه جایگزینی آن نیز می‌تواند به‌مراتب بیشتر از هزینه ساخت خود سلاح باشد. برنامه سنتینل اکنون دقیقاً با چنین مسئله‌ای مواجه است. آمریکا در حال جایگزین کردن یک موشک قدیمی با نسل جدید است، اما برای انجام این کار باید بخش قابل توجهی از زیرساخت زمینی‌ای را که بیش از نیم قرن پیش ساخته شده، بازسازی یا از نو ایجاد کند.

در نتیجه، افزایش هزینه سنتینل را نمی‌توان صرفاً نتیجه گران‌تر شدن یک موشک دانست. بخش مهمی از این افزایش هزینه به شبکه عظیم زیرساختی زیر زمین و روی زمین مربوط است؛ شبکه‌ای که باید هم‌زمان با حفظ آمادگی رزمی سامانه موجود، برای چند دهه آینده ساخته و نگهداری شود.

به بیان دیگر، آنچه در برنامه سنتینل گران‌تر شده، فقط موشکی نیست که قرار است به زیر زمین برود؛ بلکه خودِ «زمین» و زیرساختی است که باید آن موشک را در وضعیت آماده‌باش نگه دارد.

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار