یادداشت/

روایت روز‌های حماسه؛ سبکِ خراسانی جنگیدن

خراسان در ادب فارسی، سبک خراسانی و فردوسی را آفرید تا حماسه را با قلم جاودانه کند؛ و در دفاع مقدس، فرزندان همان دیار برخاستند تا مکتب و سبک حماسه خراسانی را این بار با ایمان، ابتکار و خون خویش بنویسند.
کد خبر: ۸۶۶۶۰۹
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۸ - 30September 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «ابوالقاسم اسماعیلیان» پیشکسوت مهندسی لشکر پنج نصر؛ جنگ برای بعضی‌ها یعنی شمردن کمبودها؛ اما برای شیربچه‌های خراسان، جنگ یعنی ساختن راه از دل بن‌بست‌ها. در سال‌های دفاع مقدس، آن‌قدر ابتکار، ابداع و کار‌های تخصصی و فنی در حوزه ادوات و مهندسی انجام دادیم که به‌تدریج، یک یگان رزمی پویا، زنده، رو به رشد و خلاق شکل گرفت؛ یگانی که اگر وسیله‌ای کم بود، می‌ساخت؛ اگر مشکلی پیش می‌آمد، راهی برای حلش پیدا می‌کرد و اگر نیازی احساس می‌شد، پیش از آنکه کسی دستور بدهد، برایش چاره می‌اندیشید. بچه‌های ادوات خراسان یاد گرفته بودند که در جبهه، نمی‌شود، آخرین جمله نیست؛ آغاز یک فکر تازه است. 

پل بعثت

سال ۱۳۶۵، سمینار سراسری فرماندهان خدمات مهندسی تیپ‌ها، لشکر‌ها و سپاه‌های سراسر کشور در تهران برگزار شد. من، به‌عنوان نماینده لشکر ۵ نصر خراسان، در آن نشست حضور داشتم. فرماندهان و مسئولان خدمات مهندسی، یکی پس از دیگری پشت تریبون می‌رفتند و از کمبود امکانات، مشکلات، نیاز‌ها و دشواری‌های جبهه سخن می‌گفتند؛ حرف‌هایی که همه از نزدیک با آنها زندگی کرده بودیم. سرانجام نوبت من رسید. پشت تریبون رفتم. مدیر جلسه یادداشتی روی میز گذاشت و گفت پانزده دقیقه وقت دارید. اما من تصمیم گرفته بودم از چیز دیگری سخن بگویم. از نداشتن‌ها نگفتم؛ از ساختن‌ها گفتم. از کار‌هایی گفتم که بچه‌های جوان خراسان در سخت‌ترین شرایط انجام داده بودند؛ از ابتکار‌هایی که در میدان جنگ شکل گرفته بود؛ از ابزار‌هایی که با دست‌های توانمند همان رزمندگان ساخته و اصلاح شده بود؛ از تجربه‌هایی که حاصل ساعت‌ها فکر، آزمون، خطا، کار شبانه و ایستادن پای مأموریت بود. هرچه بیشتر توضیح می‌دادم، احساس می‌کردم آن پانزده دقیقه برای گفتن همه آنچه در جبهه اتفاق افتاده، چقدر کوتاه است. هنوز سخنم ادامه داشت که یادداشت دیگری از طرف آقای آتش‌جام از فرماندهی سپاه کل برایم فرستادند. پیام کوتاه بود، اما برای من و همه بچه‌های خراسان معنایی بزرگ داشت؛ محدودیت وقت نداری؛ از این کار‌های خوب و فنی بیشتر بگو! همان‌جا فهمیدم آنچه بچه‌های ما در سکوت سنگر‌ها ساخته بودند، فقط برای خودمان ارزشمند نبود؛ این ابتکارات دیده شده بود.

ادامه دادم. از همه آن چیز‌هایی گفتم که در جنگ، توسط همین جوان‌های کم‌سن‌وسال، اما پرانگیزه، مؤمن و خستگی‌ناپذیر و در دل شرایط سخت به دست آمده بود. جوان‌هایی که شاید بسیاری از آنها در آغاز راه، تجربه امروز را نداشتند؛ اما وقتی پای دفاع از میهن، امام و اسلام به میان می‌آمد، ذهنشان بیدار می‌شد و دستشان به کار می‌افتاد. آنجا بود که برای من روشن‌تر شد؛ خراسان فقط نیروی رزمی به جبهه نفرستاده بود؛ خراسان یک فرهنگِ حل مسئله، ابتکار و خودباوری را نیز به جنگ آورده بود. فرهنگی که در آن، آهن و خاک و ابزار، به دست جوان مؤمن، تبدیل به وسیله‌ای برای دفاع می‌شد. 

پس از مراسم، آقای آتش‌جام مرا خواست. از عملکرد ما تشکر کرد. شاید آن تشکر، در ظاهر چند جمله بیشتر نبود؛ اما پشت آن، ارزش و اعتبار سال‌ها تلاش گمنامانه بچه‌های ادوات و مهندسی خراسان قرار داشت. من آن روز، پشت آن تریبون، به نمایندگی از خودم سخن نمی‌گفتم. پشت سر من، صفی بلند از مردانی ایستاده بود که شب و روزشان را در سنگرها، کارگاه‌ها و مواضع عملیاتی گذرانده بودند؛ مردانی که گاهی تا صبح کار کردند تا صبحِ عملیات، رزمنده‌ای دست خالی نماند. 

امروز که به آن روز‌ها نگاه می‌کنم، به یک حقیقت روشن می‌رسم اسطوره خراسان در دفاع مقدس، فقط در تعداد رزمندگان و شهدا نبود؛ در اندیشه و ابتکار مردانی بود که اجازه ندادند کمبود، شکست معنا شود. آنان از دل خاک، راه ساختند؛ از آهن، ابزار ساختند؛ از محدودیت، فرصت آفریدند؛ و از ایمان، توانایی ساختند. این همان روحی بود که ادوات خراسان را از یک یگان معمولی، به مجموعه‌ای پویا و رو به کمال تبدیل کرد؛ مجموعه‌ای که هر روز چیزی می‌آموخت، چیزی می‌ساخت و چیزی به توان دفاعی کشور می‌افزود.

اگر امروز از اسطوره خراسان در دفاع مقدس سخن می‌گوییم، باید از همین مردان نیز یاد کنیم؛ از جوانانی که نام بسیاری‌شان در هیچ تریبونی شنیده نشد، اما دست‌هایشان در تاریکی سنگرها، آینده پیروزی را می‌ساخت؛ و چه زیباست که تاریخ بداند خراسان در دفاع مقدس فقط با آتش جنگید؛ با فکر جنگید، با ایمان جنگید، با عشق جنگید؛ و گاهی از هیچ، چیزی ساخت که سرنوشت یک میدان را تغییر داد. این است راز ماندگاری مردان خراسان؛ مردانی که کمبود را ندیدند؛ راه را دیدند. خراسان در ادب فارسی، سبک خراسانی و فردوسی را آفرید تا حماسه را با قلم جاودانه کند؛ و در دفاع مقدس، فرزندان همان دیار برخاستند تا مکتب و سبک حماسه خراسانی را این بار با ایمان، ابتکار و خون خویش بنویسند.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار