مردم کردستان از تحمل جنگ و بمباران تا میزبانی آوارگان ستونهای دفاع مقدس بودند
فرمانده اسبق سپاه مریوان و جانشین اسبق سپاه کردستان گفت: مردم کردستان زیر بمباران ایستادند و کنار نیروهای دفاعی از کشور دفاع کردند. مردم مؤمن و پاک منطقه در شرایطی زندگی میکردند که بمباران بخشی از زندگی روزمره آنان شده بود، اما با وجود آوارگی و دشواریهای فراوان، در کنار نیروهای سپاه، ارتش و ژاندارمری ایستادند.
به گزارش دفاعپرس از کردستان، دفاع مقدس در کردستان فقط در خطوط مقدم جبهه روایت نمیشود؛ بخشی از این تاریخ در شهرها و روستاهایی شکل گرفت که مردم عادی، همزمان با زندگی روزمره، صدای بمباران و تهدید را تجربه میکردند و با وجود سختیها، میدان را ترک نکردند.

روایت سالهای جنگ در کردستان، داستان مردمی است که در کنار نیروهای سپاه، ارتش و ژاندارمری، بار سنگین روزهای ناامن را بر دوش کشیدند؛ مردمی که گاه خود قربانی بمباران و آوارگی بودند، اما در همان شرایط، پناه مردم دیگری شدند که از آن سوی مرز به دنبال امنیت بودند.
سردار «عبدالله ملکی» فرمانده اسبق سپاه مریوان و جانشین سابق سپاه استان کردستان، در مراسم یادواره شهدای حوزه بسیج خواهران کوثر شهرستان مریوان، بخشی از خاطرات خود از سالهای دفاع مقدس و حضور در مریوان را بازگو کرد؛ خاطراتی که تصویری از شرایط دشوار آن روزهای منطقه ارائه میدهد.
سردار ملکی با اشاره به ورود خود به مریوان در سال ۱۳۶۲، این شهر را در آن مقطع شهری کوچک با امکانات محدود توصیف کرد و اظهار داشت: مریوان تنها دو موتور برق داشت و به شبکه سراسری برق متصل نبود.
وی افزود: مردم مؤمن و پاک منطقه در شرایطی زندگی میکردند که بمباران بخشی از زندگی روزمره آنان شده بود، اما با وجود آوارگی و دشواریهای فراوان، در کنار نیروهای سپاه، ارتش و ژاندارمری ایستادند.
روایت آن سالها نشان میدهد که جنگ برای مردم مناطق مرزی، مفهومی متفاوت از آنچه در تصاویر جبههها دیده میشود داشت؛ در بسیاری از شهرها، خانه و مدرسه و بازار نیز بخشی از جغرافیای جنگ بود و مردم باید در همان شرایط به زندگی ادامه میدادند.
فرمانده اسبق سپاه مریوان در بخش دیگری از سخنان خود به بمباران شیمیایی حلبچه اشاره کرد؛ حادثهای که موج بزرگی از آوارگی را در مناطق مرزی ایجاد کرد.
ملکی با اشاره به میزبانی مردم کردستان از آوارگان عراقی گفت: مردم مریوان و بانه با وجود اینکه خود با مشکلات و آوارگی ناشی از جنگ مواجه بودند، درهای خانهها و دلهای خود را به روی مردم حلبچه گشودند.
به گفته وی، این رفتار مردم منطقه نمادی از انسانیت و مقاومت آنان در یکی از سختترین مقاطع تاریخ معاصر منطقه بود.
در واقع، روایت حلبچه تنها روایت یک حمله شیمیایی نیست؛ بخشی از آن به روزهای پس از حادثه بازمیگردد، زمانی که هزاران نفر برای نجات جان خود راهی مناطق مرزی شدند و مردم کردستان در حد توان خود به یاری آنان شتافتند.
محور سخنان سردار ملکی، تنها نقش نیروهای نظامی در دفاع از منطقه نبود؛ او زنان و مردان کردستان را از پایههای اصلی مقاومت در دوران دفاع مقدس دانست.
این بخش از روایت دفاع مقدس اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه بخش قابل توجهی از روایت عمومی جنگ معمولاً در میدان نبرد و میان رزمندگان دنبال میشود، در حالی که پشت جبهه نیز میدان دیگری از مقاومت شکل گرفته بود.
زنان در خانوادههای مناطق جنگزده، همزمان با تحمل اضطراب ناشی از بمباران، مسئولیت حفظ زندگی و خانواده را بر عهده داشتند. بسیاری از آنان با شهادت یا مجروحیت اعضای خانواده مواجه شدند و با این حال زندگی را ادامه دادند.
از همین منظر، بازخوانی خاطرات زنان و خانوادههای کردستانی میتواند بخش دیگری از تاریخ دفاع مقدس را روشن کند؛ بخشی که اگر ثبت و روایت نشود، با گذشت زمان بسیاری از جزئیات آن از حافظه جمعی فاصله خواهد گرفت.
ملکی با تأکید بر نقش مردم کردستان در دفاع مقدس، بر این باور است که روایت این فداکاریها هنوز به شکل کامل بیان نشده است.
مریوان، بانه، حلبچه و دیگر مناطق مرزی کردستان تنها نامهایی در نقشه جنگ نیستند؛ هرکدام حامل مجموعهای از خاطرات انسانی، شهادتها، آوارگیها، مقاومتها و همراهی مردمی هستند که بخشی از تاریخ دفاع مقدس را در زندگی روزمره خود تجربه کردند.
ثبت این خاطرات، تنها وظیفه خانواده شهدا یا نهادهای فرهنگی نیست. رسانهها، پژوهشگران و مراکز اسناد نیز میتوانند با گفتوگو با شاهدان عینی، زنان، رزمندگان و خانوادههای شهدا، روایتهای پراکنده را به اسناد ماندگار تبدیل کنند.
آنچه از روایت سردار عبدالله ملکی قابل توجه است، تغییر زاویه نگاه به دفاع مقدس در کردستان است؛ جنگ در این منطقه فقط در سنگرها اتفاق نیفتاد، بلکه خانهها، بازارها، روستاها و شهرهای مرزی نیز بخشی از میدان مقاومت بودند.
مردمی که خود زیر بمباران زندگی میکردند، اما در برابر آوارگان حلبچه درهای خانههایشان را گشودند، بخشی از یک روایت انسانی هستند که ارزش ثبت و بازخوانی دارد.
بهویژه نقش زنان باید با جدیت بیشتری مورد توجه قرار گیرد. بسیاری از زنان کردستانی در سالهای جنگ، بدون آنکه نامشان در گزارشهای رسمی یا کتابهای تاریخی ثبت شود، بار سنگین خانواده و زندگی را در شرایط جنگی به دوش کشیدند.
امروز که بخشی از شاهدان آن دوران در میان ما حضور دارند، فرصت ثبت تاریخ شفاهی محدودتر از گذشته است. هر خاطرهای که ثبت نشود، ممکن است برای همیشه از دست برود.
روایت دفاع مقدس در کردستان زمانی کاملتر میشود که صدای رزمنده، خانواده شهید، مادر، همسر، کودک جنگزده و مردمی که روزهای بمباران را زیستهاند، در کنار یکدیگر شنیده شود؛ چراکه تاریخ مقاومت یک منطقه را فقط با آمار شهدا نمیتوان روایت کرد، بلکه باید زندگی مردمی را نیز دید که در دل جنگ، ایستادند و ادامه دادند.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما
