اصفهان حماسهای به وسعت نصفجهان آفرید
گروه استانهای دفاعپرس- «پژمان گنجیپور»؛ گاهی یک تصویر، بیشتر از صدها تیتر حرف برای گفتن دارد؛ تصویری از خیابانی که مردم در آن کنار هم ایستادهاند، پرچم ایران در میان جمعیت دیده میشود و تصاویر شهدا در دست کسانی است که آمدهاند تا حضور خود را به چشم بیاورند.

اصفهان دیروز یکی از همین تصاویر را ثبت کرد؛ تصویری که خیلی زود از خیابانهای نصفجهان فراتر رفت و به موضوع روایت رسانههایی تبدیل شد که پیش از این، پویش «جانفدا» را از زاویه دیگری دنبال میکردند.
پویش «جانفدا» در روزهای گذشته فقط یک عنوان در فضای رسانهای نبود. پویشی که نام آن در رسانههای مختلف فارسیزبان خارج از کشور بازتاب پیدا کرده بود، همزمان در شهرهای مختلف کشور به برنامهها و اجتماعات میدانی رسید و اصفهان در میان این شهرها، صحنه یکی از گستردهترین اجتماعات جانفدایان بود.
ماجرا از جایی جالبتر میشود که پیش از شکلگیری این تصاویر، بخش قابل توجهی از روایت رسانههای معاند درباره پویش «جانفدا» حول چیز دیگری میچرخید؛ عددها، نحوه ثبتنام، انگیزه افراد و نسبت این پویش با مسائل امنیتی.
رسانهی معاندفکتنامه در مطلبی با عنوان «چرا آمار ۳۰ میلیونی پویش «جانفدا» عددسازی است؟» به سراغ آمار ثبتنام رفت و درباره سازوکار ثبتنام و دادههای سامانه ادعاهایی را مطرح کرد.
ایراناینترنشنال نیز در گزارشهایی، موضوع ثبتنام افراد بدون اطلاع یا رضایت آنان را مطرح کرد و در مطالب دیگری، پیامکهای مرتبط با آموزشهای نظامی و امدادی را مورد توجه قرار داد.
رادیوفردا از زاویهای دیگر وارد شد و با انتخاب عنوان «جانفدا؛ بسیج برای جنگ خارجی یا مهار بحران داخلی؟» تلاش کرد این پویش را در چارچوبی امنیتی تفسیر کند.
اما دامنه این روایتها به رسانههای فارسیزبان محدود نماند.
رسانه صهیونی تایمز اسرائیل نیز در مطلبی درباره معرفی پویش جانفدا به ایرانیان خارج از کشور، ادعاهایی درباره ماهیت این پویش مطرح کرد و آن را در چارچوب «کارزار شهادتطلبی» قرار داد.
هرکدام از این رسانهها از یک زاویه به «جانفدا» نگاه کردند؛ اما یک چیز در میان همه این روایتها مشترک بود: «جانفدا» پیش از آنکه تصویر خیابانهای اصفهان باشد، تبدیل به موضوعی برای روایت رسانهای شده بود.
دیروز، اما نوبت اصفهان بود.
خانوادهها، جوانان و سالخوردگان در کنار یکدیگر ایستاده بودند. پرچم ایران در میان جمعیت دیده میشد و تصاویر شهدا، بخشی از قاب اجتماع جانفدایان اصفهان بود.
این همان نقطهای بود که پویش «جانفدا» از صفحه رسانهها بیرون آمد و به خیابان رسید.
آنچه در اصفهان دیده شد، دیگر برداشت یک رسانه از یک پویش نبود؛ تصویری بود که در برابر دوربینها شکل گرفت و از حضور مردم حکایت داشت.
تصویری که نمیشد آن را در چند خط درباره یک سامانه، یک آمار یا یک تحلیل رسانهای خلاصه کرد؛ و شاید همین تصویر بود که فاصله میان آنچه درباره پویش «جانفدا» نوشته شده بود و آنچه در میدان دیده شد را آشکارتر کرد.
چند ماه بود که رسانهها درباره پویش «جانفدا» حرف میزدند؛ دیروز، اما اصفهان خودش نشان داد.
حرفش را هم با حضور زد.
با پرچمهایی که در میان جمعیت بالا رفتند، با تصاویری از شهدا که در دست مردم بود و با جمعیتی که در کنار یکدیگر ایستاده بودند.
اما قصه اصفهان از دیروز شروع نمیشود.
این شهر پیش از این هم بارها نشان داده است که در روزهای مهم، خیابانهایش میتوانند به بخشی از حافظه تاریخی ایران تبدیل شوند. شهری که بیش از ۲۴ هزار شهید تقدیم ایران کرده، خاطره روزهای دفاع مقدس را هنوز در خود دارد؛ خاطره جوانانی که از همین شهر راهی جبهه شدند و نامشان در تاریخ این سرزمین ماندگار شد.
دیروز، نسل دیگری از اصفهانیها در خیابانهای شهر ایستادند.
نه در جبههای که سالهای دفاع مقدس میشناخت؛ در صحنهای متفاوت، با همان پرچم و همان تصاویر شهدا.
شاید به همین دلیل است که برای اصفهان، «جانفدای ایرانیم» فقط یک شعار نبود.
این جمله در شهری طنین انداخت که هزاران نام شهید را در حافظه خود دارد؛ شهری که بخش بزرگی از تاریخ ایستادگی ایران را با نام خود گره زده است.
دیروز، نصفجهان دوباره یک تصویر ماندگار ساخت.
تصویری از مردم، پرچم ایران و یاد شهدا.
تصویری که اینبار نه یک رسانه، که خود اصفهان آن را ثبت کرد.
اصفهان باز هم حماسه آفرید؛
حماسهای به وسعت نصفجهان، برای ایران.
انتهای پیام/
