حقهبازی جمهوریخواهان برای توجیه فشار اقتصادی در آستانه انتخابات
گروه بینالملل دفاعپرس: در آستانه رقابتهای انتخاباتی در آمریکا، موج جدیدی از نارضایتی عمومی از سیاستهای مداخلهجویانه واشنگتن شکل گرفته است. در شرایطی که بحرانهای منطقهای ناشی از اقدامات و سیاستهای دولت آمریکا در غرب آسیا به بحرانی فراگیر تبدیل شده، افکار عمومی و بهویژه رأیدهندگان آمریکایی شدیدا به هزینههای سنگین اقتصادی، از جمله افزایش سرسامآور بهای سوخت و کالاها، اعتراض دارند.

این وضعیت بحرانی باعث شده تا برخی نامزدهای حزب جمهوریخواه در ایالتهای مختلف، برای کسب آرای شهروندان خسته از جنگ، در اظهارات تبلیغاتی خود مدعی تلاش برای پایان دادن به درگیریها شوند. با این حال، بررسی عملکرد واقعی و سوابق رأیدهی این قانونگذاران در نهادهای قانونگذاری، تصویری کاملاً متناقض را به نمایش میگذارد؛ تناقضی که نشان میدهد شعارهای صلحطلبانه این سیاستمداران صرفاً ابزاری برای فریب افکار عمومی و فرار از پاسخگویی در برابر پیامدهای فاجعهبار سیاستهای خارجی واشنگتن است.
در همین راستا، اندیشکده «آمریکن کانزرواتیو» تحلیلی منتشر کرده است که ابعاد پنهان این دوگانگی و تناقض میان مواضع رسانهای و آرای پارلمانی نامزدهای انتخاباتی را زیر ذرهبین قرار میدهد.
متن کامل این تحلیل بدین شرح است:
زمانی که «جیدی ونس» در سال ۲۰۲۲ از ایالت «اوهایو» به مجلس سنا راه یافت، با اختلاف قابلتوجه ۶ درصدی پیروز شد. چهار سال بعد، «جان هاستد»، کاندیدای حزب جمهوریخواه در همان ایالت، بین ۴ تا ۸ درصد از رقیب خود عقب است.
اگرچه انتخابات میاندورهای همواره برای حزب حاکم دشوار است و نامزدهای حزب جمهوریخواه نیز به همین دلیل کار سختی در پیش دارند، اما حقیقت آن است که جنگ منطقهای ایران باعث شده است که چالشهای حزب حاکم برای جلب آرای شهروندان آمریکایی، بسیار سختتر از دورههای پیشین باشد. رأیدهندگان ایالت اوهایو، همچون رأیدهندگان در سراسر آمریکا، از پرداخت بهای بیشتر برای بنزین (و سایر کالاها) خشمگیناند، چرا که ترامپ به خواست اسرائیل، کشور را درگیر مناقشهای بیسرانجام در غرب آسیا کرده است؛ آمریکاییها از تحمل هزینههای این جنگ و شنیدن دروغ در رابطه با سرانجام این جنگ خسته شدهاند.
از این رو، هاستد در تلاش است تا خود را از این وضعیت فاجعهبار دور نگه دارد. وی همین هفته در مصاحبه با نشریه «پولیتیکو» اظهار داشت: جنگ منطقهای ایران باید هرچه سریعتر پایان یابد تا بتوانیم قیمت بنزین را کاهش دهیم، من کسی را نمیشناسم که خواهان پایان این جنگ نباشد.
البته، هاستد صرفاً یک فرد عادی نیست و نظر وی نیز صرفا یک نظر عادی محسوب نمیشود؛ وی سناتور فعلی آمریکا و عضوی از نهادی است که طبق قانون اساسی، تصمیمگیری درباره ورود یا عدم ورود واشنگتن به جنگ بر عهده آن است.
از قضا، همین نهاد چند روز پیش طرحی را برای پایان دادن به همان جنگی که هاستد مدعی است خواهان خاتمه آن است، در دستور کار خود قرار داده بود؛ طبیعتاً و با توجه به اظهارات هاستد، انتظار میرفت که این سناتور تازهکار اوهایو به این قطعنامه رأی «مثبت» بدهد، اما چنین نشد. هاستد به همراه ۴۸ تن از همحزبیهای جمهوریخواهش (و همچنین «جان فترمنِ» دموکرات) به این قطعنامه قطعنامه رأی منفی داد؛ قطعنامهای که هدفش «ملزم کردن رئیسجمهور به خارج کردن نیروهای مسلح آمریکا از درگیریهای خصمانه علیه ایران» بود.
به عبارت دیگر، هاستد اگرچه در ظاهر میگوید که پایان یافتن جنگ امری حیاتی است، اما در عین حال، قاطعانه با هرگونه اقدامی که منجر به تحقق این پایان شود، مخالف است. البته هاستد تنها کسی نیست که چنین رویکردی دارد، «اشلی هینسون»، نماینده جمهوریخواه از ایالت «آیووا» که نامزد انتخابات سنا در این ایالت است، این هفته با درخواست برای «پایان فوری» جنگ منطقهای ایران خبرساز شد. با این حال، وی نیز از انجام هرگونه اقدامی برای تحقق این هدف سرباز میزند؛ چنانکه همین هفته گذشته در مجلس نمایندگان به قطعنامهای در خصوص سلب اختیارات جنگی ترامپ رأی منفی داد.
«مایک راجرز»، نامزد جمهوریخواه سنا در ایالت «میشیگان»، دستکم این امتیاز را دارد که هنگام آغاز آخرین باتلاق نظامی آمریکا در غرب آسیا، عضو کنگره نبوده است. بنابراین، اظهارات وی در ویدیویی که این هفته منتشر شد، مبنی بر اینکه «جنگ با ایران باید هرچه سریعتر تمام شود.» ممکن است باورپذیر به نظر برسد، اما این سخنان صرفاً بیان یک آرزوی مبهم بود و هیچ شباهتی به آمادگی وی برای یک اقدام عملی نداشت؛ بهعلاوه، راجرز از طرفداران سرسختِ تداوم همیشگی جنگهاست؛ وی حتی پس از حملات سال گذشته علیه ایران، با افتخار گفته بود: «زمانی که حمایت از این اقدامات چندان رایج نبود، من حامی آن بودم».
البته، چند تن از جمهوریخواهان هم بودهاند که در قبال مسئله ایران، شجاعت پایبندی به باورهای خود را نشان دادهاند. در رأیگیری هفته گذشته مجلس نمایندگان، هفت قانونگذار جمهوریخواه عملاً از پایان جنگ حمایت کردند: توماس ماسی (از کنتاکی) و وارن دیویدسون (از اوهایو) که همواره مدافعان سرسخت سیاست «اول آمریکا» بودهاند، به همراه نانسی میس (از کارولینای جنوبی)، برایان فیتزپاتریک (از پنسیلوانیا)، تام بارت (از میشیگان)، ماریانت میلر-میکس (از آیووا) و زک نان (از آیووا).
اما این تعداد، تنها هفت نفر از میان ۲۱۸ نفر جمهوریخواه عضو کنگره را شامل میشود. این آمار نشان میدهد که حتی ۳ درصد از جمهوریخواهان مجلس نمایندگان هم حاضر نیستند دستکم رأیی نمادین برای ردِ اقدام غیرقانونی قوه مجریه در تصاحب اختیارات جنگیِ کنگره و صدور فرمان پایان دادن به منفورترین جنگ تاریخ آمریکا به صندوق بیندازند.
در عوض، رویکرد غالب حزب جمهوریخواه این بوده است که با فریب رأیدهندگان، آنها را متقاعد کنند که کاندیداهای این حزب، با دولت همحزبی خود در زمینه جنگ منطقهای ایران اختلاف نظر دارند. در نتیجه این راهبرد، اعضای این حزب ظاهرا برعلیه جنگ موضعگیری کرده، اما در عمل، حاضر به اقدامی عملی برای پایان دادن به این جنگ و تخریب رابطه خود با کاخ سفید نیستند.
البته تفاوت میان ظواهر و واقعیت، یک ویژگی پایدار سیاست آمریکایی است و فقط به مسئله جنگ منطقهای ایران محدود نمیشود. «کپیتال هیل» بیشتر صحنهای برای شیطنتهای رسانههای اجتماعی است تا مکانی برای انجام امور دولتی، واقعیتی غمانگیز که باعث شده حداقل خبرنگاران و کارشناسان حرفهای متوجه شوند که کنگره اهمیت خود را کاملا از دست داده است.
رایدهندگان آمریکایی نیز احمق نبوده و متوجه تفاوت بین گفتار و عمل کاندیداهای حزب جمهوریخواه شدهاند، انتظار میرود که رای مردم آمریکا در انتخابات میاندورهای، سیاستمداران آمریکایی را متوجه ناکارآمدی حیلههای قدیمی خود کرده و آنها را از ادامه دادن به این بازی کسلکننده بازدارد.
انتهای پیام/ 999
