امنیت؛ اشراف اطلاعاتی و اعتماد عمومی
گروه دفاعی امنیتی دفاعپرسـ رحیم محمدی؛ در روزهای گذشته اخباری مبنی بر عملیاتهای ضدتروریستی در شرق و شمالغرب کشور منتشر شد که صرف نظر از نتیجه و نوع عملیاتهای صورتگرفته، نکته مورد اهمیت علت پیدایش یا افزایش عملیاتهای ضدتروریستی در مناطق یادشده است؛ به عبارت دیگر در این اخبار منتشرشده موضوع قابل بحث فقط تعداد تروریستهای به هلاکت رسیده نیست، بلکه الگوی مقابله با آنهاست؛ زیرا در عملیاتهای اخیر تقریباً همه هستههای تروریستی پیش از اقدام شناسایی و خنثی شدند که این نشان از اشراف اطلاعاتی بر تحرکات دشمن دارد؛ امری که جایگزین واکنش پس از حادثه شده است؛ یعنی تغییر مدل یا روش از مدیریت بحران به پیشگیری از بحران در اقدامات یادشده را شاهد هستیم و این همان موضوعی است که امنیت پایدار را از امنیت موقت متفاوت میسازد.

حال ممکن است این پرسش مطرح شود که چگونه در روزهای اخیر نیروهای امنیتی و اطلاعاتی کشورمان در برخورد با گروهکهای تروریستی قبل از انجام هرگونه اقدامی، درصد بالایی از موفقیت را کسب کردهاند؛ در پاسخ باید به افزایش توانمندی نیروهای مسلح و دستگاههای اطلاعاتی و از سوی دیگر بالارفتن میزان کمک و مشارکت مردم در معرفی تروریستها اشاره کرد که البته شاید بتوان درصد کمکهای اطلاعاتی مردم در افزایش این موفقیتها را بیشتر دانست؛ چرا که هیچ دستگاه اطلاعاتی، هرچند پیشرفته نمیتواند جایگزین اطلاعات مردمی که در شهرها و روستاهای مرزی زندگی میکنند، شود. در واقع گزارشهای مردمی در بسیاری از این عملیاتها حلقه اول زنجیره شناسایی بودند؛ به همین دلیل امنیت در این مناطق نه یک موهبت دولتی، بلکه یک پروژه مشارکتی است که در آن، مردم و نهاد امنیتی همپای هم حرکت میکنند.
از سوی دیگر نباید از این موضوع هم غافل شد که بسیاری از این تهدیدها ریشه در خارج از مرزها دارند؛ لذا آموزش تروریستها در خارج از کشور، تجهیز آنها به سلاحهای پیشرفته و برنامهریزی برای ورود مخفیانه، همگی نشانههایی از یک جنگ ترکیبی و فرامرزی است که هدف آن ناامنسازی مناطق حساس کشور است. این هم صرفاً یک ادعا نیست؛ برای اینکه شواهد و قراین موجود از چنین امری حکایت دارد؛ کشف تجهیزات ارتباطی، سلاح و نحوه جنگ شهری و نیز استفاده از بمبهای کنارجادهای توسط تروریستها حکایت از فراگیری آموزشهای نظامی توسط مربیان با تجربه نظامی دارد.
اما موضوع دیگری که میتوان به آن اشاره کرد، این است که مقابله با چنین شبکهای صرفاً با انجام عملیاتهای نظامی ممکن نیست؛ یعنی آنچه این معادله را پیچیده میکند، حضور بازیگران خارجی است که از بیثباتی منطقه سود میبرند و همواره تلاش دارند تا امنیت ایران را گروگان سیاستهای استکباری خود کنند. با این حال، آنچه در این روزها مشاهده میشود، این است که اینگونه اقدامات دولتهای معاند و بازیگران خارجی در تجهیز و آموزش گروهکهای تروریستی برای انجام عملیاتهای ایذایی علیه کشورمان و نا امن جلوهدادن برخی مناطق ایران اسلامی، تاکنون نتیجهای برای پشتیبانان گروهکهای یادشده در پی نداشته است؛ زیرا کشورمان با وجود تحریمها و فشارهای بینالمللی نهتنها همچنان با اقتدار و استحکام بالا از امنیت خود دفاع میکند، بلکه با تکیه بر توان داخلی، ابتکار عمل را هم در دست گرفته است و این بدان معنی است که امنیت ایران به هیچ بازیگر خارجی وابسته نیست و هر فشار و تهدیدی، اراده ملی برای دفاع از کشور را قویتر میکند.
بنابراین موفقیتهای اخیر در مقابله با گروهکهای تروریستی را نباید یک امر ساده تلقی کرد، بلکه باید آن را بهعنوان یک درس عبرتآموز دید؛ درسی که میگوید امنیت پایدار، حاصل ترکیب هوشمندانه اشراف اطلاعاتی، مشارکت مردمی و عزم ملی است و تا زمانی که این سه ضلع پابرجا باشند، هیچ تهدید خارجی، هرچند سازمانیافته نمیتواند آرامش کشور را بر هم بزند.
انتهای پیام/ 231
