ایرانِ همدل میثاقِ جانفدایان با وطنِ یکپارچه
گروه استانهای دفاعپرس- «پیمان لطیفی» مدرس دانشگاه، حقوقدان و کارشناس مسائل سیاسی در یاداداشتی نوشت؛ در روزگار دشواریهای اقتصادی، فشارهای معیشتی و چالشهای اجتماعی، آنچه بیش از همیشه اهمیت مییابد، بازسازی اعتماد، تقویت همبستگی و ترجیح منافع ایران بر منفعتهای فردی و گروهی است. ملتها در روزهای آسان شناخته نمیشوند؛ روزهای دشوار است که میزان وفاداری، مسئولیتپذیری و بلوغ اجتماعی آنان را آشکار میکند.

ایران امروز در یکی از همان بزنگاههای حساس تاریخی ایستاده است؛ روزهایی که فشارهای خارجی و تحریم های دارویی و غذایی که بلوک غرب بخصوص آمریکای جنایتکار و عمال جنایتکارش نا جوانمردانه به ملت ایران تحمیل تا جایی که زندگی بخشی از جامعه را با دشواریهایی جدی روبهرو کرده است. در چنین شرایطی، کشور بیش از هر چیز به سرمایهای نیاز دارد که نه در خزانهها یافت میشود و نه در جدولهای آماری سنجیده میشود: اعتماد عمومی، احساس تعلق به سرنوشت مشترک و مسئولیتپذیری ملی.
در این میان، کرمانشاه و مردمانش، با پیشینهای بلند از مقاومت، ایثار و دفاع از میهن، بخشی درخشان از این روایت ملیاند؛ مردمانی که در بزنگاههای دشوار، هزینه دادهاند و نشان دادهاند که تعلق به وطن، هنگامی ارزشمند است که از سطح شعار فراتر رود و در رفتار و عمل تجلی پیدا کند.
ایثار؛ از فداکردن جان تا پذیرفتن مسئولیت
جان، عزیزترین سرمایه انسان است؛ اما ارزش ایثار در آنجاست که انسان برای حفظ امنیت، کرامت، آرامش و آینده جامعه، از بخشی از آسایش و منفعت خویش بگذرد.
ایثار تنها در میدانهای نبرد معنا نمییابد. گاهی ایثار، فداکردن جان است و گاهی چشمپوشی از منفعت شخصی؛ گاهی نپذیرفتن فساد و رانت، گاهی رعایت حق دیگری، گاهی راستگویی و گاهی صرف بخشی از آسایش خویش برای آبادانی جامعه. در چنین نگاهی، عشق به ایران از یک احساس، به یک مسئولیت تبدیل میشود.
اما مسئولیت ملی تنها متوجه مردم نیست. هرچه اختیار و قدرت افراد بیشتر باشد، مسئولیت و پاسخگویی آنان نیز باید سنگینتر باشد.
مسئولیت؛ از مردم تا مسئولان
مردمی که در دشواریهای اقتصادی از بسیاری از خواستههای خود میگذرند، انتظار دارند مدیران و مسئولان نیز در مدیریت منابع عمومی، نهایت انضباط، شفافیت، عدالت و پرهیز از تجمل را رعایت کنند.
تصمیمسازان و تصمیمگیران باید فاصله خود را با واقعیت زندگی مردم کاهش دهند؛ آثار سیاستهای اقتصادی و اجتماعی را بر زندگی خانوادهها ببینند و کیفیت زندگی مردم را در مرکز تصمیمگیری قرار دهند. این مطالبه صرفاً اقتصادی نیست؛ بخشی از اخلاق حکمرانی و بنیان سرمایه اجتماعی است.
اعتماد عمومی همچنین بدون مقابله جدی با فساد، رانت و سوءاستفاده از منابع عمومی شکل نمیگیرد. قانون زمانی اعتمادآفرین است که برای همگان یکسان اجرا شود و موقعیت، قدرت یا وابستگیهای سیاسی، برای هیچکس مصونیت ایجاد نکند.
منابع کشور، امانت عمومیاند؛ و امانت، بیش از هر چیز به شفافیت، پاسخگویی و سلامت نیاز دارد.
وحدت؛ نه یکسانی، بلکه همسرنوشتی
وحدت ملی را نباید با یکسانسازی اندیشهها اشتباه گرفت. جامعه زنده، جامعهای است که در آن نقد، گفتوگو و دیدگاههای متفاوت مجال ظهور داشته باشند. اختلاف نظر میتواند سرچشمه اندیشه و اصلاح باشد؛ آنچه خطرناک است، تبدیل اختلاف به خصومت، حذف اجتماعی و تقدم منافع گروهی بر مصالح عمومی است.
ایرانِ همدل، ایرانِ یکصدا نیست؛ ایرانِ همسرنوشت است. ممکن است ایرانیان در دیدگاههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تفاوت داشته باشند، اما میتوانند بر اصولی مشترک گرد هم آیند: حفظ تمامیت ارضی، کرامت انسان، عدالت، امنیت، قانونمداری، آبادانی و ساختن آیندهای شایسته برای نسلهای بعد.
در چنین شرایطی، مرزبندی میان «اختلاف» و «تفرقه» ضرورتی انکارناپذیر است؛ اختلاف میتواند جامعه را به اندیشه و اصلاح برساند، اما تفرقه سرمایه اجتماعی را فرسوده میکند.
ایران برای ساختن فردا به همه نیاز دارد
هیچ کشوری با اتکا به یک گروه، یک قشر یا یک نهاد ساخته نمیشود. ایران به دانش دانشگاهیان، تجربه کارگران و تولیدکنندگان، خلاقیت جوانان، قلم اصحاب فرهنگ و رسانه، تخصص نخبگان و تدبیر مدیرانی نیاز دارد که مسئولیت را امانت بدانند.
هرکس میتواند سهمی در ساختن آینده داشته باشد؛ یکی با دانش، دیگری با کار؛ یکی با تولید، دیگری با خدمت و دیگری با حفظ امید، اخلاق و همبستگی در جامعه.
از همینرو شاید یکی از بنیادیترین پرسشهای امروز این باشد: «من برای ایران چه میتوانم انجام دهم؟». پاسخ این پرسش برای هر انسان متفاوت است، اما اصل آن یکسان است: هیچ سهم صادقانه و مسئولانهای در ساختن آینده ایران کوچک نیست.
ما وارث ایران نیستیم؛ امانتدار فردای ایرانیم
وطن تنها خاک و مرز نیست؛ وطن، مجموعهای از تاریخ، فرهنگ، زبان، خاطره، انسانها و آرزوهایی است که نسلها به یکدیگر سپردهاند. ما وارث ایرانیم، اما مالک فردای آن نیستیم؛ امانتدار فردای آنیم. بنابراین وظیفه ما تنها حفظ آنچه از گذشته به دستمان رسیده نیست؛ باید چیزی شایستهتر به نسل آینده تحویل دهیم.
این نگاه، مفهوم ایثار را نیز گستردهتر میکند. ایثار میتواند در میدان دفاع از وطن باشد، اما میتواند در زندگی روزمره نیز جاری شود: در مبارزه با فساد، در رعایت قانون، در حفظ حق دیگران، در صداقت، در مسئولیتپذیری و در ترجیح خیر عمومی بر منفعت شخصی. آنجاست که وطندوستی از یک شعار به یک منش تبدیل میشود.
آزمون امروز؛ ساختن اعتماد برای فردا
تاریخ ملتها تنها با پیروزیهای آنان نوشته نمیشود؛ روزهای دشوار، عمیقترین معیار شناخت یک جامعهاند.
امروز نیز آزمون ما همین است: آیا میتوانیم با وجود تفاوتها، کنار یکدیگر بمانیم؟ آیا میتوانیم منافع عمومی را بر زیادهخواهیهای فردی و گروهی مقدم کنیم؟ آیا میتوانیم اعتماد و پاسخگویی را میان مردم و مسئولان تقویت کنیم؟ و آیا میتوانیم از دشواریهای امروز، سرمایهای برای ساختن فردایی بهتر بسازیم؟
پاسخ به این پرسشها تنها آینده سیاست یا اقتصاد را رقم نمیزند؛ بلکه بر کیفیت زندگی اجتماعی و جایگاه نسلهای آینده نیز اثر خواهد گذاشت. ایران به امید نیاز دارد؛ اما امیدی که با عمل همراه باشد. به وحدت نیاز دارد؛ اما وحدتی که بر احترام به تفاوتها استوار باشد. به مسئولیت نیاز دارد؛ اما مسئولیتی که از بالاترین سطوح آغاز شود و تا رفتار تکتک شهروندان امتداد یابد.
میثاق ایرانِ همدل
ایران قرنها از فراز و نشیبهای تاریخ عبور کرده است. نسلها آمدهاند، رفتهاند و هر یک بخشی از روایت این سرزمین را نوشتهاند. اکنون نوبت ماست. نه با هیاهو، نه با ادعا بلکه با دانایی، اخلاق، کار، عدالت، همبستگی و مسئولیت. تا فردای ایران، روشنتر از امروز باشد و شاید همه این آرمانها را بتوان در یک عهد کوتاه و ماندگار خلاصه کرد: همه برای ایران؛ و ایران، برای همه ایرانیان.
این، میثاق ایرانِ همدل است؛ میثاقی برای حفظ کرامت انسان، برای پاسداشت تمامیت و سربلندی وطن، برای تقویت اعتماد و همبستگی و برای ساختن فردایی که شایسته ایران و ایرانی باشد.
انتهای پیام/
