مدیریت دفاع مقدس الگوی مدیریت بحران‌های امنیتی امروز است

پژوهشگر و نویسنده دفاع مقدس، با اشاره به تجربه مدیریت بحران در دوران جنگ تحمیلی، گفت: یکی از مهم‌ترین درس‌های دفاع مقدس، توانایی تصمیم‌گیری و اقدام در شرایط بحرانی، حتی در پایین‌ترین سطوح مدیریتی و اجرایی بود.
کد خبر: ۸۶۷۶۱۰
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۵ - 06October 2026

گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس_ مدیریت بحران و نحوه تصمیم‌گیری در شرایط دشوار، یکی از موضوعاتی است که تجربه هشت سال دفاع مقدس می‌تواند برای آن درس‌های قابل توجهی داشته باشد. در آن دوران، کشور با محدودیت‌های مختلف در حوزه نیروی انسانی، تجهیزات، امکانات و زیرساخت‌ها مواجه بود، اما در بسیاری از مقاطع، ابتکار عمل نیرو‌های نظامی، مهندسی، مردم و نهاد‌های مختلف، زمینه حل مسائل پیچیده را فراهم کرد.

حمید بناء

در همین راستا، با «حمید بناء» پژوهشگر و نویسنده دفاع مقدس، درباره تجربه‌های مدیریتی دوران دفاع مقدس، نقش مدیریت جهادی، هماهنگی میان دستگاه‌ها، خودباوری و ظرفیت‌های مردمی در مدیریت بحران و همچنین درس‌های این تجربه برای افزایش آمادگی و تاب‌آوری کشور گفت‌و‌گو کرده‌ایم.

دفاع‌پرس: از منظر شما مهم‌ترین تجربه‌های مدیریتی دفاع مقدس در حوزه تصمیم‌گیری، هماهنگی میان نهاد‌ها و فرماندهی چه بود؟
برای بررسی تجربه مدیریتی دفاع مقدس، ابتدا باید به این نکته توجه کنیم که بحران جنگ را نمی‌توان صرفاً از روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ مورد بررسی قرار داد. پیش از حمله سراسری عراق نیز کشور درگیر مجموعه‌ای از ناامنی‌ها و چالش‌ها بود و با آغاز جنگ، شرایط کشور از وضعیت عادی خارج شد و وارد یک بحران فراگیر شد.

در مدیریت بحران، شرایط با وضعیت عادی تفاوت دارد. در شرایط معمول، مدیریت منابع انسانی، مالی و تجهیزاتی بر اساس برنامه‌های از پیش تعیین‌شده انجام می‌شود، اما در بحران، مدیران و حتی افراد حاضر در میدان باید بتوانند متناسب با شرایط، راهکار‌های جدید پیدا کنند.

دفاع مقدس نمونه‌ای روشن از این مسئله است. جنگ در شرایطی به کشور تحمیل شد که ساختار‌های نظامی و دفاعی کشور در حال تغییر بود. ارتش پس از انقلاب با تحولات گسترده‌ای مواجه شده بود و سپاه نیز سازمانی نوپا بود که هنوز در حال شکل‌گیری بود؛ بنابراین کشور در آغاز جنگ با محدودیت‌های جدی مواجه بود.

از سوی دیگر، به اعتقاد من، برخی کوتاهی‌ها و تصمیم‌های نادرست در آن مقطع نیز بر پیچیده‌تر شدن شرایط تأثیر گذاشت و پیامد‌هایی مانند اشغال برخی مناطق مرزی و شهر‌ها را به دنبال داشت.

تصمیم‌گیری در پایین‌ترین سطوح
یکی از درس‌های مهم دفاع مقدس این بود که برای عبور از بحران، فقط فرماندهان و مدیران ارشد نباید تصمیم‌ساز باشند. گاهی یک رزمنده در خط مقدم یا حتی یک فرد در پشت جبهه، بر اساس مسئله‌ای که با آن مواجه شده، راهکاری پیدا می‌کرد که در ادامه به یک الگو تبدیل می‌شد.

برای مثال، مادر دو شهیدی از سال‌های ابتدایی جنگ خاطره‌ای نقل می‌کرد. او می‌گفت پسرش از جبهه بازگشته و دست‌هایش بر اثر سرما آسیب دیده بود. وقتی علت را پرسیده بود، متوجه شده بود که رزمندگان لباس گرم کافی ندارند. این مادر به همراه زنان محله، بدون اینکه دستور یا برنامه‌ای از سوی سازمان خاصی دریافت کرده باشند، شروع به تهیه نخ و بافتن دستکش، شال و کلاه برای رزمندگان کردند.

این اتفاق ساده، یک نمونه از مشارکت اجتماعی در مدیریت بحران است. یعنی فردی در پایین‌ترین سطح، مسئله را می‌بیند، برای آن راهکار پیدا می‌کند و بدون اینکه منتظر دستور باشد، وارد عمل می‌شود.

این همان چیزی است که امروز در ادبیات مدیریت بحران از آن به عنوان تصمیم‌گیری سریع، استفاده از ظرفیت‌های مردمی و ابتکار عمل در شرایط اضطراری یاد می‌شود.

جاده وحدت؛ نمونه‌ای از مدیریت جهادی
یکی دیگر از نمونه‌های مهم، احداث جاده وحدت در منطقه آبادان است. در شرایطی که آبادان در محاصره قرار داشت، برای پشتیبانی از نیرو‌ها و اجرای عملیات، نیاز به ایجاد مسیر دسترسی وجود داشت.

در این پروژه، حجم زیادی از امکانات و نیروی انسانی بسیج شد و تعداد قابل توجهی کامیون برای انتقال مصالح از مناطق مختلف به کار گرفته شدند. ارتش، سپاه، بسیج و نیرو‌های مختلف در این کار مشارکت داشتند.

این پروژه نشان می‌دهد که در یک بحران بزرگ، هماهنگی میان مجموعه‌های مختلف چگونه می‌تواند یک اقدام پیچیده را عملیاتی کند.

در این میان، مهندسان و نیرو‌های متخصصی حضور داشتند که بخشی از آنها نیز به شهادت رسیدند. افرادی مانند شهید شهشهانی و شهید محمدتقی رضوی از جمله نیرو‌های شاخص در عرصه مهندسی و پشتیبانی بودند.

اگر امروز بخواهیم چنین پروژه‌ای را با همان حجم و در یک شرایط اضطراری اجرا کنیم، بدون شک نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، هماهنگی لحظه‌ای و سازماندهی گسترده هستیم. در دوران دفاع مقدس، این کار با امکانات بسیار محدودتر انجام شد و همین موضوع ارزش تجربه آن دوران را بیشتر نشان می‌دهد.

دفاع‌پرس: چه عاملی باعث می‌شد افراد در آن شرایط سخت، مسئولیت‌های سنگین را بپذیرند و وارد میدان شوند؟

به نظر من ترکیبی از تخصص، تعهد و شجاعت بود. ممکن بود متخصص‌تر از یک فرد حاضر در منطقه، افراد دیگری نیز وجود داشته باشند، اما آنچه باعث می‌شد یک مهندس یا نیروی فنی در شرایط بحرانی مسئولیت بزرگی را بپذیرد، علاوه بر تخصص، احساس تعهد و اعتماد به توانایی خود بود.

در کنار این عوامل، باور و توکل نیز برای بسیاری از نیرو‌ها نقش مهمی داشت. این اعتماد باعث می‌شد فرد از انجام کاری که در نگاه اول بسیار دشوار یا حتی غیرممکن به نظر می‌رسید، نترسد.

نمونه آن را در بازسازی تأسیسات و زیرساخت‌هایی می‌توان دید که در جریان جنگ آسیب می‌دیدند. نیرو‌های فنی و مهندسی گاهی تنها چند ساعت پس از حمله، برای تعمیر و راه‌اندازی مجدد تأسیسات وارد عمل می‌شدند.

در آبادان نیز پس از شکست حصر، تکنسین‌ها و مهندسان برای بازسازی و احیای پالایشگاه وارد میدان شدند. در همان دوران محاصره نیز بخشی از نیاز‌های شهر از طریق ظرفیت‌های موجود در پالایشگاه تأمین می‌شد. این اقدامات نشان‌دهنده نقش نیرو‌های متخصص در حفظ زیرساخت‌های حیاتی کشور در شرایط جنگی بود.

دفاع‌پرس: شما به مدیریت جهادی اشاره کردید. چه نمونه‌هایی از این روحیه در دوران دفاع مقدس وجود دارد که بتواند برای نسل امروز نیز قابل استفاده باشد؟

یکی از مفاهیمی که در ادبیات حضرت امام خمینی (ره) مورد تأکید قرار داشت، روحیه جهادی بود. این روحیه به معنای آن است که فرد در برابر یک مسئله دشوار، صرفاً به محدودیت‌ها نگاه نکند، بلکه برای حل آن مسئله راه پیدا کند.

یکی از نمونه‌های قابل توجه، ماجرای مرحوم حاج فتح‌الله همتی، معروف به «دایی همتی»، است. در جریان تلاش برای شکستن محاصره سوسنگرد، او که یک نجار بود، پیشنهاد ساخت پل بر روی یکی از شاخه‌های کرخه را مطرح کرد.

در ابتدا، برخی با توجه به شرایط منطقه و امکانات موجود، انجام چنین کاری را دشوار می‌دانستند، اما او بر توانایی خود تأکید کرد و با استفاده از امکانات موجود، پلی چوبی ساخت که امکان عبور خودرو از روی آن فراهم شد.

این نمونه نشان می‌دهد که گاهی یک فرد با استفاده از تخصص محدود، اما ابتکار بالا، می‌تواند راهی برای عبور از یک بحران ایجاد کند.

سوسنگرد؛ آغاز تجربه‌هایی که در جنگ توسعه یافت
در جریان حوادث سوسنگرد، چند تجربه مهم شکل گرفت که بعد‌ها در بخش‌های مختلف جنگ مورد استفاده قرار گرفت؛ از جمله ایجاد کانال، ساخت پل و اجرای عملیات‌های محدود و ضربتی علیه دشمن.

این تجربه‌ها به مرور توسعه پیدا کردند و در عملیات‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفتند؛ بنابراین یکی از ویژگی‌های مهم مدیریت دفاع مقدس، یادگیری از تجربه‌ها و تبدیل تجربه‌های کوچک به الگو‌های بزرگ‌تر بود.

این موضوع در مدیریت بحران امروز نیز اهمیت دارد. هر حادثه و بحران می‌تواند یک مدرسه باشد؛ به شرط اینکه تجربه آن ثبت، تحلیل و به دانش قابل استفاده برای آینده تبدیل شود.

پل بعثت؛ نمونه‌ای از کار بزرگ در شرایط محدود
یکی از نمونه‌های برجسته مدیریت و مهندسی دوران دفاع مقدس، پل بعثت است. ساخت چنین سازه‌ای در شرایط جنگی، نیازمند هماهنگی گسترده میان نیرو‌های مختلف بود.

در این پروژه، تعداد زیادی تریلی برای انتقال تجهیزات و لوله‌های مورد نیاز به کار گرفته شد و نیرو‌های جهاد سازندگی و مجموعه‌های مختلف در اجرای آن نقش داشتند. اهمیت این پروژه فقط در خود پل نیست؛ بلکه در روحیه‌ای است که باعث شد افراد در شرایط جنگی، مسئولیت اجرای چنین پروژه‌ای را بپذیرند.

وقتی امکانات محدود است، مدیریت باید بتواند ظرفیت‌های موجود را به‌درستی شناسایی و آنها را حول یک هدف مشخص سازماندهی کند. این همان درسی است که از بسیاری از پروژه‌های مهندسی دفاع مقدس می‌توان گرفت.

در دوران دفاع مقدس، انواع مختلف پل‌ها از پل‌های چوبی و بشکه‌ای تا پل‌های شناور ساخته شد. این روند نشان می‌دهد که نیرو‌ها با توجه به شرایط محیطی و امکانات موجود، راهکار‌های مختلفی را امتحان می‌کردند.

در واقع، مدیریت بحران موفق الزاماً به معنای در اختیار داشتن امکانات نامحدود نیست؛ بلکه به معنای استفاده خلاقانه از منابع محدود، سرعت در تصمیم‌گیری و تبدیل تهدید به مسئله قابل حل است.

این تجربه امروز نیز می‌تواند در حوزه‌های مختلف مورد توجه قرار گیرد؛ از مدیریت زیرساخت‌های حیاتی گرفته تا مقابله با حوادث طبیعی، بحران‌های امنیتی و شرایط اضطراری.

دفاع‌پرس: با توجه به این تجربه‌ها، مهم‌ترین مؤلفه‌هایی که امروز می‌تواند به افزایش آمادگی و تاب‌آوری کشور کمک کند، چیست؟

به نظر من یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌ها، حفظ روحیه خودباوری است. تجهیزات و امکانات اهمیت دارند، اما بدون نیروی انسانی باانگیزه، متخصص و مسئولیت‌پذیر، تجهیزات به‌تنهایی نمی‌توانند بحران را مدیریت کنند. دفاع مقدس به ما نشان داد که تخصص باید در کنار تعهد قرار بگیرد. فرد متخصص باید احساس کند مسئولیتی نسبت به کشور و جامعه دارد و در زمان بحران منتظر نماند تا همه چیز از قبل برای او آماده شده باشد.

مؤلفه دیگر، هماهنگی میان دستگاه‌هاست. در دوران دفاع مقدس، در بسیاری از پروژه‌ها نیرو‌های ارتش، سپاه، بسیج، جهاد سازندگی و مردم در کنار یکدیگر قرار گرفتند. این هماهنگی باعث شد ظرفیت‌های پراکنده به یک توان متمرکز تبدیل شود. مؤلفه سوم نیز ثبت و انتقال تجربه است. نسل جدید اگر نداند کشور در چه شرایطی توانست بسیاری از مشکلات را پشت سر بگذارد، ممکن است اهمیت دستاورد‌های امروز را به‌درستی درک نکند.

دفاع‌پرس: اگر بخواهید در پایان، یک پیام اصلی از تجربه مدیریتی دفاع مقدس برای مدیران و نسل جوان امروز بیان کنید، چه می‌گویید؟

مهم‌ترین پیام این است که بحران را نباید صرفاً به عنوان یک تهدید دید؛ بحران می‌تواند عرصه‌ای برای فعال شدن ظرفیت‌های پنهان جامعه نیز باشد. در دفاع مقدس، بسیاری از افراد در شرایط عادی شاید مسئولیت‌های بزرگی بر عهده نداشتند، اما وقتی کشور با بحران مواجه شد، ظرفیت‌های خود را نشان دادند. مهندس، راننده، کارگر، رزمنده، مادر خانواده و بسیاری از اقشار مختلف، هرکدام به اندازه توان خود وارد میدان شدند.

این روحیه باعث شد پروژه‌هایی اجرا شود که در شرایط عادی شاید بسیار دشوار به نظر می‌رسید. امروز نیز هر اندازه کشور برای بحران‌های احتمالی آماده‌تر باشد، آسیب‌پذیری آن کاهش پیدا می‌کند. آمادگی فقط به معنای افزایش تجهیزات نیست؛ بلکه شامل آموزش، سازماندهی، هماهنگی، اعتماد عمومی، تخصص، روحیه مسئولیت‌پذیری و توان تصمیم‌گیری در شرایط سخت است.

دفاع مقدس یک تجربه تاریخی است، اما اگر این تجربه به‌درستی مطالعه و منتقل شود، می‌تواند برای مدیریت بحران‌های آینده نیز یک سرمایه راهبردی باشد.

در نهایت، باور به توان داخلی و اعتماد به ظرفیت‌های انسانی کشور، در کنار برنامه‌ریزی و مدیریت علمی، می‌تواند زمینه‌ساز افزایش تاب‌آوری ملی باشد. آنچه در دفاع مقدس تجربه شد، نشان داد که در شرایط سخت، انسان‌های مسئولیت‌پذیر و خلاق می‌توانند با امکانات محدود، راهکار‌هایی ایجاد کنند که آثار آن تا سال‌ها باقی بماند.

گفت‌وگو از میثم رشیدی مهرآبادی

انتهای پیام/ 122

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار