شکست «هاسبارا» در برابر بیداری افکار عمومی جهان

ماشین پروپاگاندای فرانهادی و پرهزینه اسرائیل که سال‌ها با دستکاری مفاهیم و مهندسی رسانه‌ای به توجیه جنایات جنگی مشغول بود، پس از طوفان‌الاقصی و شکست الگوریتم‌ها در پلتفرم‌های غربی با بحران کارآمدی مواجه شده است.
کد خبر: ۸۶۷۶۸۸
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۰ - 11October 2026

گروه بین الملل دفاع‌پرس- محمد رزمجو؛ واژه «هاسبارا» که در ادبیات سیاسی عبری به معنای تبیین و دیپلماسی عمومی به کار می‌رود، امروزه از سوی اندیشمندان و منتقدان برجسته رسانه‌ای در سراسر جهان به عنوان شاکله اصلی ماشین پروپاگاندای دولتی رژیم صهیونیستی شناخته می‌شود. هدف اولیه این ساختار فرانهادی، توجیه اقدامات نظامی وحشیانه، مدیریت روایت‌های بین‌المللی و توجیه سیاست‌های تل‌آویو در عرصه افکار عمومی جهان است.

هاسبارا

بررسی‌های منتقدین و نظریه‌پردازان نشان می‌دهد که هاسبارا تنها یک ابزار اطلاع‌رسانی ساده یا اطلاع‌رسانی معمول دیپلماتیک نیست، بلکه سیستمی پیچیده، پرهزینه و چندلایه است که با بهره‌گیری از تکنیک‌های دستکاری رسانه‌ای، قاب‌بندی خبری و کنترل افکار عمومی، نقش پدافند روانی را برای تثبیت پروژه‌های سیاسی و نظامی ایفا می‌کند.

مفهوم هاسبارا به لحاظ ریشه‌شناسی و واژه‌شناختی از فعل عبری «سور» (Savar) به معنای توضیح دادن، فهماندن یا روشن ساختن مشتق شده است. «ناحوم سوکولوف»، از رهبران برجسته جنبش صهیونیسم، نویسنده و روزنامه‌نگار لهستانی‌تبار، برای نخستین بار در اوایل قرن بیستم، این کلمه را وارد ادبیات سیاسی و رسانه‌ای نمود. 

سوکولوف که به عنوان یکی از چهره‌های کلیدی سازمان جهانی صهیونیسم فعالیت می‌کرد، به دنبال واژه‌ای بود که جایگزین اصطلاح «پروپاگاندا» شود؛ چرا که در فضای سیاسی آن دوران، واژه پروپاگاندا بار منفی، تحریف‌گرانه و فریب‌کارانه‌ای به خود گرفته بود و نیاز به واژه‌ای بود که ظاهری موجه، آکادمیک و توجیه‌گر داشته باشد. 

وی مفهوم هاسبارا را توجیه‌گر محق بودن آرمان صهیونیسم برای افکار عمومی غربی تعریف نمود. بدین ترتیب، با آغاز اشغالگری رسمی رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸، این مفهوم به طور تدریجی از یک ایده‌پردازی رسانه‌ای وارد ساختار‌های رسمی حکومتی شد و نهادهایی، چون وزارت امور خارجه، دفتر مطبوعاتی دولت و سخنگویی ارتش را تحت یک چتر غیررسمی دیپلماسی عمومی منسجم کرد.

اگرچه مقامات رسمی و نهاد‌های وابسته به رژیم صهیون، هاسبارا را ابزاری مشروع برای پاسخگویی به اتهامات، مقابله با موج‌های یهودی‌ستیزی و ارائه تصویر واقعی از جامعه خود معرفی می‌کنند، اما عملکرد میدانی و تحلیل‌های ساختاری نشان‌دهنده یک رویکرد تهاجمی و مهندسی‌شده در حوزه ارتباطات است. 

یکی از اصلی‌ترین کارکرد‌های این روش، دستکاری واژگان و جایگزینی مفاهیم در پوشش خبری بین‌المللی است. در این چارچوب، هرگونه اقدام نظامی یا اشغالگری تحت عناوین بازدارندگی، دفاع مشروع یا مبارزه با تروریسم صورت‌بندی می‌شود. هدف اصلی این دستکاری کلامی، زائل کردن پیشینه‌های تاریخی، زمینه‌های حقوقی و بن‌بست‌های سیاسی و در نهایت، فروکاهیدن یک بحران کهنه و پیچیده به یک تقابل آنی و امنیتی است تا مشروعیت اقدامات بعدی تامین شود.

از سوی دیگر، سیاست قربانی‌سازی و معکوس‌سازی روایت از دیگر ابعاد کلیدی و عملیاتی هاسبارا محسوب می‌شود. در این مکانیسم، تمرکز اصلی بر رویدادها، تهدید‌های امنیتی یا آسیب‌های واردشده به طرف خودی قرار می‌گیرد تا توجه جوامع بین‌المللی از ریشه‌ها، ابعاد ساختاری و خسارات انسانی طرف مقابل انحراف یابد. این رویکرد به گونه‌ای طراحی شده است که هرگونه نقد ساختاری یا اعتراض حقوقی به سیاست‌های دولتی را به تمایلات یهودستیزی پیوند بزند و شجاعت نقد را در میان منتقدان بین‌المللی تحلیل ببرد.

از این رو، ابعاد اجرایی هاسبارا تنها به سخنگویان رسمی محدود نمی‌شود، بلکه ساختاری مویرگی و فرانهادی دارد که به وسیله سازمان‌های مردم‌نهاد، تشکل‌های دانشجویی و ارتش‌های آنلاین پشتیبانی می‌شود. گروه‌هایی، چون StandWithUs یا HonestReporting با حضور در دانشگاه‌ها، تور‌های رسانه‌ای و اتاق‌های فکر غربی، مفاهیم مورد نظر را جا می‌اندازند. 

علاوه بر این، با سازماندهی دانشجویان، داوطلبان و تولیدکنندگان محتوا در شبکه‌های اجتماعی، برنامه‌های آموزشی متعددی برگزار می‌شود تا این افراد با هشتگ‌سازی، کامنت‌گذاری انبوه و گزارش دادن یا ریپورت حساب‌های مخالف، فضای مجازی را به نفع روایت رسمی هدایت کنند و توازن بحث‌های موجود در شبکه‌های اجتماعی و بستر اینترنت را تغییر دهند.

با این وجود پس از عملیات طوفان‌الاقصی، ماشین پروپاگاندای هاسبارا با بحرانی بی‌سابقه مواجه شد و بخش عمده‌ای از نفوذ و اعتبار خود را در شبکه‌های اجتماعی نظیر ایکس، اینستاگرام و تیک‌تاک از دست داد، چرا که انتشار لحظه‌ای و سانسورنشده تصاویر واقعی جنایات و فجایع انسانی توسط مردم و خبرنگاران مستقل، روایت‌های سفارشی تل‌آویو را با چالش جدی رو‌به‌رو ساخت. 

با این حال، پلتفرم‌های غربی و مالکان پلتفرم‌های اجتماعی تلاش کردند با به‌کارگیری الگوریتم‌های هوش مصنوعی، اعمال محدودیت‌هایی نظیر «شادو بن» (Shadowban) و فیلتر کردن هوشمند محتوا‌های افشاگرانه و تقابلی با رژیم صهیونیستی، مانع از انتشار گسترده آنها شوند تا این دست ویدیو‌ها و گزارش‌ها به راحتی در بخش اکسپلور و فید اصلی کاربران بین‌المللی در دسترس قرار نگیرد.

بر همین اساس، پژوهشگران و متفکران سیاسی برجسته جهان، نگرشی انتقادی نسبت به ساختار هاسبارا دارند و آن را ابزاری برای پنهان‌سازی واقعیت، توجیه خشونت و انحراف افکار عمومی می‌دانند. «ادوارد سعید»، متفکر و نظریه‌پرداز، هاسبارا را یک ماشین تبلیغاتی عظیم و فوق‌العاده هزینه‌بر می‌دانست که به صورت سیستماتیک برای تبرئه رفتار‌های نظامی طراحی شده است. 

سعید تاکید کرد که هاسبارا ابزاری برای بازتولید روایت‌های استعماری غربی در منطقه است که با تزریق بودجه‌های سنگین تلاش می‌کند چشم جوامع بین‌المللی را بر روی واقعیت‌های روی زمین، سلب مالکیت‌ها و آوارگی فلسطینیان ببندد و مسئولیت‌های اخلاقی و حقوقی را از دوش حاکمیت بردارد.

در همین راستا، «نوآم چامسکی»، زبان‌شناس و نظریه‌پرداز سیاسی آمریکایی، هاسبارا را در چارچوب مدل معروف خود یعنی «مهندسی رضایت» تحلیل می‌کند. به باور چامسکی، هاسبارا با اعمال فشار، ایجاد شبکه‌های نفوذ و بهره‌گیری از روابط نزدیک با رسانه‌های جریان اصلی غرب، فضایی را ایجاد می‌کند که در آن روایت رسمی حاکمیت به‌عنوان تنها واقعیت موجود یا حداقل قابل‌قبول‌ترین آن پذیرفته شود. در این فرآیند، هرگونه روایت جایگزین، حاشیه‌ای، نامعتبر یا حامی تروریسم جلوه داده می‌شود و امکان شکل‌گیری یک بحث عادلانه و بر اساس واقعیت از میان می‌رود.

«جدعون لوی» روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر اسرائیلی و از نویسندگان روزنامه صیونیستی «هاآرتص»، از صریح‌ترین منتقدان داخلی این سیستم است. لوی معتقد است که هاسبارا پیش از آنکه ابزاری برای اغوای افکار عمومی جهان باشد، به ابزاری خطرناک برای شستشوی مغزی و پاک‌سازی ضمیر ناخودآگاه در جامعه خود اسرائیل تبدیل شده است. 

به گفته وی، هاسبارا تلاش می‌کند آنچه را که از نظر اخلاقی کاملا غیرقابل دفاع است را توجیه کند و با حذف واقعیت‌های میدانی، به شهروندان این حس نادرست را بدهد که اقدامات نظامی آنان همواره اخلاقی‌ترین رفتار ممکن است و هرگونه انتقاد جهانی ناشی از خصومت‌های تاریخی و بی دلیل علیه یهودیت است.

لوی در تحلیل‌های عمیق‌تر خود تشریح می‌کند که چگونه جامعه اسرائیل تحت تاثیر دوز‌های سنگین هاسبارا و هجمه‌های رسانه‌های داخلی، به جامعه‌ای به‌شدت کانالیزه‌شده و ایزوله تبدیل شده است. به عقیده وی، سیستم آموزشی و رسانه‌ای اسرائیل نوعی انکار پاولوفی را در افکار عمومی نهادینه کرده است؛ به طوری که حتی مواجهه با مستندات تصویری فجایع، کشتار ده‌ها هزار غیرنظامی و نابودی حیاتی در غزه، هیچ خللی در سد دفاعی و روانی جامعه ایجاد نمی‌کند. 

در این سطح از تحلیل بیمارگونه در میان شهرک‌نشینان، جامعه از مواجهه با حقیقت فرار  و هر تصویر از آلام طرف مقابل را ناشی از ویدیو‌های جعلی، هوش مصنوعی یا پروپاگاندای دشمن تلقی می‌کند. این کانالیزه‌شدن تا جایی پیش رفته‌است که حس قربانی بودن دائمی، جایگزین هرگونه مسئولیت‌پذیری اخلاقی شده و هر جنایت یا فاجعه انسانی با تکرار کلیشه‌هایی نظیر جنگیدن تنها راه حل ممکن یا حق محرز برای دفاع از خود توجیه شود.

همچنین «نورمن فینکلستین»، پژوهشگر و متفکر علوم سیاسی، هاسبارا را تکنیکی برای انحراف بحث از مقررات حقوق بین‌الملل به سمت مباحث عاطفی، تاریخی و ایدئولوژیک می‌داند. وی اشاره می‌کند که فعالان و مناظره‌کنندگان آموزش‌دیده در سیستم هاسبارا یاد می‌گیرند تا در صورت مواجهه با مدارک و واقعیت‌های حقوقی درباره نقض حقوق بشر، اصل موضوع را رها کرده، طرف مقابل را به انگیزه داشتن، بی‌اطلاعی یا انحراف متهم سازند و مباحثه را به شلوغ‌کاری‌های کلامی بکشانند.

در نهایت، هاسبارا امروزه با تشدید فعالیت‌های متمرکز در حوزه‌های فرهنگی، هنری، علمی و بهره‌گیری از تکنیک‌های مظلوم‌نمایی، نومیدانه می‌کوشد تا وجهه بین‌المللی فروپاشیده اسرائیل را بازسازی کند. اما تحولات اخیر نشان داد که افکار عمومی و مخاطبان جهانی دیگر همانند گذشته بی‌خبر و منفعل نیستند و آگاهی فزاینده جوامع، دسترسی به شبکه‌های اطلاع‌رسانی جایگزین و امکان راستی‌آزمایی مستقل موجب شده است که کاربران، دشمن واقعی و واقعیت‌های میدانی را راحت‌تر تشخیص دهند و در نتیجه، پروپاگاندای صهیونیستی کندتر و بی‌اثرتر از هر زمان دیگری در تاریخ کارکرد خود را از دست بدهد.

انتهای پیام/ ۴۶۱

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار