وقتی زاگرس نفس کم میآورد
گروه استانهای دفاعپرس- «زینب هواسی»؛ استان ایلام را میتوان از زاگرس شناخت؛ از کوههایی که سالهاست بر شانههای این سرزمین ایستادهاند و از بلوطهایی که ریشههایشان با خاک این دیار گره خورده است. زاگرس، فقط یک رشتهکوه نیست؛ بخشی از هویت، زندگی و آینده ایلام است و جنگلهای بلوط آن، میراثی طبیعی هستند که نسلهای گذشته به ما سپردهاند تا برای نسلهای آینده حفظشان کنیم.

بلوطهای زاگرس، درختانی معمولی نیستند. هر بلوط، بخشی از چرخه زندگی این سرزمین است؛ در حفظ خاک و آب نقش دارد، پناهگاه گونههای مختلف جانوری است و در پایداری زیستبوم منطقه سهمی جدی دارد. مهمتر از همه، بلوط بخشی از حافظه طبیعی زاگرس است؛ درختی که سالها ایستاده تا ما امروز بتوانیم سایهاش را ببینیم.
اما پرسش مهم این است که آیا ما نیز خواهیم توانست این میراث را به همان اندازه که تحویل گرفتهایم، به آیندگان بسپاریم؟
زاگرس امروز با چالشهای مختلفی روبهروست. خشکسالی، کاهش منابع آبی، گردوغبار، آتشسوزی جنگلها، تخریب پوشش گیاهی، تغییرات اقلیمی و دخالتهای نادرست انسانی، آرامآرام طبیعت این منطقه را تحت فشار قرار داده است. هر کدام از این تهدیدها شاید در ظاهر یک مسئله جداگانه باشند، اما در نهایت یک نتیجه مشترک دارند؛ تضعیف زیستبومی که زندگی مردم این سرزمین به آن وابسته است.
وقتی جنگلی در آتش میسوزد، تنها چند درخت از بین نمیروند؛ سالها زمان برای شکلگیری آن اکوسیستم از دست میرود. یک بلوط کهنسال را نمیتوان با کاشتن یک نهال جبران کرد. نهال امروز شاید سالها زمان نیاز داشته باشد تا به درختی تبدیل شود که بتواند همان نقش را در طبیعت ایفا کند.
اینجاست که حفاظت از محیط زیست، از یک وظیفه اداری فراتر میرود و به یک مسئولیت انسانی و تاریخی تبدیل میشود.
محیط زیست ایلام متعلق به امروز نیست. جنگلهای بلوط، چشمهها، رودخانهها، کوهستانها و دشتهای این استان، سرمایه مشترک نسلها هستند. همانطور که ما امروز از طبیعتی استفاده میکنیم که گذشتگان برایمان باقی گذاشتهاند، نسلهای آینده نیز حق دارند زاگرس را ببینند، زیر سایه بلوطهایش بنشینند و از هوای پاک و طبیعت سالم آن بهره ببرند؛ بنابراین حفاظت از زاگرس، فقط وظیفه ادارهکل محیط زیست یا منابع طبیعی نیست. مسئولیت دستگاههای اجرایی، نهادهای محلی، جوامع روستایی و عشایری، رسانهها و مردم در این زمینه جدی است. هرکس به اندازه جایگاه خود میتواند در حفظ این میراث نقش داشته باشد؛ از مسئولانی که باید برای پیشگیری از تخریب و آتشسوزی برنامه داشته باشند تا مردمی که باید در برابر تخریب طبیعت بیتفاوت نباشند.
رسانه نیز در این میان وظیفهای مهم دارد؛ اینکه صدای زاگرس باشد. زمانی که جنگلی در معرض آتش قرار میگیرد، زمانی که پوشش گیاهی تخریب میشود یا منابع آب کاهش پیدا میکند، رسانه باید مسئله را روایت و مطالبه کند؛ اما در کنار بیان آسیبها، باید اقدامات درست و تلاشهای مؤثر برای حفاظت از طبیعت را نیز ببیند و به جامعه معرفی کند.
فرهنگ حفاظت از محیط زیست نیز باید از همین امروز و از رفتارهای ساده آغاز شود. کودکی که امروز ارزش یک بلوط را میآموزد، فردای این سرزمین را بهتر خواهد ساخت. اگر نسل آینده را با طبیعت آشتی دهیم، اگر به او یاد بدهیم که یک درخت فقط یک تکه چوب نیست، بلکه بخشی از زندگی است، در حقیقت آینده زاگرس را بیمه کردهایم.
شاید مهمترین سؤال این باشد که چند دهه بعد، وقتی فرزندان ما به زاگرس نگاه میکنند، چه چیزی خواهند دید؟
جنگلهایی که همچنان نفس میکشند و بلوطهایی که سایهشان بر سر نسلهای بعدی گسترده است، یا سرزمینی که بخشی از طبیعتش را به دلیل بیتوجهی از دست داده است؟
پاسخ این سؤال را امروز ما مینویسیم؛ با تصمیمهایی که میگیریم، با نظارتی که انجام میدهیم، با رفتاری که با طبیعت داریم و با مطالبهای که از مسئولان مطرح میکنیم.
زاگرس مهد بلوطهاست و ایلام بخشی ارزشمند از این میراث سبز را در خود جای داده است. این جنگلها فقط متعلق به امروز نیستند؛ آنها امانتی هستند که باید به فردا برسند.
اگر امروز از یک بلوط محافظت کنیم، شاید سالها بعد کودکی زیر سایه همان درخت بنشیند و نداند که روزی انسانهایی بودهاند که برای حفظ آن ایستادهاند؛ اما زندگی او، نفس کشیدن او و آرامش او، نتیجه همان مسئولیتپذیری خواهد بود.
محیط زیست، وظیفه همگانی است؛ اما حفظ زاگرس، تعهد ما به نسلهای آینده است.
باید کاری کنیم وقتی آیندگان به ایلام نگاه میکنند، هنوز زاگرس را ببینند؛ هنوز بلوطها را ببینند و هنوز صدای نفس کشیدن طبیعت را بشنوند.
زاگرس را امروز حفظ کنیم تا فردا، نسلهای آینده چیزی برای به ارث بردن داشته باشند.
انتهای پیام/
