یادداشت/

فلسطین؛ تداومِ درد، استمرارِ درمان!

آنچه بعد از طوفان الاقصی اتفاق افتاد، ثابت کرد که حقیقت بنیادین مسئله فلسطین، فراتر از معادلات نظامی و ژئوپلیتیک است. این حقیقتی است که «تا اشغالگری هست، مقاومت نو به نو متولد می‌شود.»
کد خبر: ۸۶۸۱۰۴
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۰ - 07October 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «غلامرضا بنی‌اسدی» پیشکسوت دفاع مقدس؛ گروه استان‌های دفاع‌پرس- «غلامرضا بنی‌اسدی» پیشکسوت دفاع مقدس؛ درد است که هر جانداری را به سوی درمان می‌کشاند. زخم است که انسان را به سوی مرهم، به‌عنوان یک بایسته حیاتی، هدایت می‌کند. درمان و مرهم «همذاتِ» درد و زخم نیستند، اما «همزاد» آن هستند. اولی که بیاید، دومی را هم ناگزیر از آمدن می‌کند. این دقیقاً حکایت درد و زخم «اشغال» و درمان و مرهم «مقاومت» است.

طوفان الاقصی

حرف دین و مذهب و قومیت و امروز و این سرزمین و آن سرزمین نیست؛ تاریخ، دفتر قطور حافظه بشری است که هیچ ستمی را بی‌جواب نمی‌گذارد، حتی اگر به قیمت خون باشد. فلسطین، تصویر روشن این واقعیت است؛ تصویری که در همه روز‌های قریب به هشت دهه تکرار شده است؛ تا اشغالگری هست، دست‌ها به سنگ مقاومت قلاب می‌شود.

فلسطین نهالی نورسته نیست که درختی ریشه‌دار است. زیتون‌ها در این سرزمین صلح را به یاد ندارند. اصلاً کلمه «صلح» غریب‌ترین کلمه در واژگان این دیار است. واقعیت دیار زیتون، روایتی از یک جراحی بزرگ تاریخی است؛ از «نکبت» تا اردوگاه‌های آوارگان، از تبعید‌های اجباری تا کوچ مستمر.

فلسطین دیروز، تصویری از ملتی بود که خانه‌هایشان بر سرشان آوار شد و کلید‌های خانه‌های ویران، تنها دارایی‌شان گشت. جهان غرب و شرق، در پی تقسیم غنایم پس از جنگ جهانی دوم، سرزمینی را که صاحبان اصیل داشت، به کام پروژه‌ای استعماری فرو بردند.

دیروز فلسطین، روزگار سکوت سنگین مجامع بین‌المللی بود؛ دورانی که در آن، حق با قدرت تعریف می‌شد، نه با عدالت. فریاد خون هم گوش‌های سنگین را شنوا نکرد تا رسیدیم به امروز.

فلسطین امروز، دیگر آن تصویر انفعالی گذشته نیست. اگر دیروز، فلسطین در بن‌بست سازش‌های بی‌فرجام و دیپلماسی‌های لبخندمحور گرفتار بود، امروز این ملت به این باور سخت و سرد دست یافته‌اند که «حق گرفتنی است، نه دادنی». پس دست‌های خود را با قدرت برای گرفتن دراز کردند.

«طوفان الاقصی» در این میان، نه یک حادثه ناگهانی و بریده از تاریخ، بلکه «فرزند طبیعی» ستم‌ستیزی تاریخی یک ملت است. این رخداد، خروجی محتوم سال‌ها محاصره، تحقیر، شهرک‌سازی‌های جنون‌آمیز و نادیده گرفتن ابتدایی‌ترین حقوق انسانی بود.

وقتی تمام در‌ها به روی ملتی بسته می‌شود و سقف آرزوهایش به مرز‌های باریک یک باریکه محدود می‌گردد، طبیعی است که خشم، آتشفشان‌وار سر برآورد. طوفان الاقصی، فریاد نسلی بود که دیگر نمی‌خواست زیر سایه «وضع موجود» خفه شود.

اشتباه است اگر برای شناسنامه آن به دنبال محل صدور دیگری بگردند. طوفان الاقصی فرزند مشروع و قانونی فلسطین است، با شناسنامه‌ای صادره از غزه. این معتبرترین سجلی است که در این سرزمین صادر شده است. اعتبارش را هم از خون شهدایش گرفته است.

اما فردا را همین امروز می‌شود دید. در فردا، نسخه‌های کهنه صلح تحمیلی که همواره «امنیت اشغالگر» را مقدم بر «حیات مظلوم» می‌شمردند، دیگر خواننده‌ای نخواهد داشت. مردم امروز، آن را در زیر آوار‌های غزه دفن کردند.

آنچه بعد از طوفان الاقصی اتفاق افتاد، ثابت کرد که حقیقت بنیادین مسئله فلسطین، فراتر از معادلات نظامی و ژئوپلیتیک است. این حقیقتی است که «تا اشغالگری هست، مقاومت نو به نو متولد می‌شود.»

مقاومت در فلسطین، یک انتخاب سیاسی نیست؛ یک «غریزه حیاتی» است. هر کودکی که در سایه پهپاد‌ها بزرگ می‌شود، هر مادری که عزیز خود را به خاک می‌سپارد و هر جوانی که به جای مدرسه، طعم زندان را می‌چشد، بذری برای شکوفایی «غیرتستان مقاومت» است.

اشغالگر شاید بتواند زمین را بمباران کند، خانه را ویران سازد و حتی جان‌ها را بگیرد، اما هرگز نخواهد توانست «ایده آزادی» را در اندیشه نسلی که طعم مقاومت را چشیده، بکشد.

فردای فلسطین، نه در اتاق‌های تاریک مذاکرات نابرابر، که در عزم راسخ کسانی نوشته می‌شود که آموخته‌اند وقتی چاره‌ای جز ایستادن نیست، تاریخ، نام آنهایی را که ایستاده‌اند، با خطی سرخ بر پیشانی ابدیت حک خواهد کرد.

به آنانی که با عینک به دنبال آخر خط می‌گردند بگویید: فلسطین، رمانی نیست که پایان یابد؛ حکایتی است که تا طلوع رهایی، هر روز به حکمت، از نو آغاز می‌شود.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار