بازسازی تروریسم تکفیری در پوشش پیمان مکه

عربستان برای شکستن محاصره تعز و تصرف دوباره بندر مخا دشت به دامن تروریست‌های تکفیری و داعشی شد. با این حال ارتش مقتدر یمن با قاطعیت این جنایتکاران چندملیتی را تار و مار کرد.
کد خبر: ۸۶۸۲۴۵
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۰ - 08October 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس - محمد رزمجو؛ شکست‌های متوالی مزدوران عربستان در جبهه‌های غرب و جنوب یمن و تسلط و اشراف کامل نیرو‌های ارتش یمن بر استان استراتژیک تعز، ائتلاف سعودی را در یک بن‌بست کامل میدانی و راهبردی قرار داده است. در شرایطی که استان تعز و شاهراه‌های حیاتی آن به طور کامل تحت کنترل نیرو‌های انصارالله قرار دارد، امنیت این حوزه کلیدی تثبیت شده و تمام طرح‌های ائتلاف برای تغییر موازنه قوا در مرکز یمن به شکست انجامیده است.

پیمان مکه

فرماندهی ائتلاف سعودی برای رهایی از این محاصره سنگین میدانی، ایجاد باریکه نجات برای یگان‌های خود و کاستن از فشار سنگین بر تعز، اقدام به طراحی و اجرای عملیات پرحجم و گسترده در محور‌های حاشیه‌ای از جمله سواحل غربی و اطراف تنگه باب‌المندب کرد تا تمرکز عملیاتی نیرو‌های یمنی را منحرف کرده و مناطق از دست‌رفته را بازپس گیرد؛ اما تسلط و پایداری ساختار دفاعی انصارالله این هجوم را نیز به بن‌بستی دوباره تبدیل ساخت. 

در پی این ناکامی‌های پیاپی، نیرو‌های وابسته به ریاض به تاکتیک‌های مأیوسانه‌ای، چون نمایش رفتار‌های تکفیری روی آوردند و با انتشار ویدیو‌ها و تصاویری شوک‌آور از جمله عبور خودرو‌های نظامی از روی پیکر نیرو‌های انصارالله، تلاشی حقیرانه برای ایجاد رعب و وحشت روان‌شناختی و ساختن یک موفقیت مصنوعی در فضای رسانه‌ای بودند تا سرپوشی بر اضمحلال ساختار عملیاتی آنها در صحنه نبرد باشد. 

هم‌زمان، تحرکات سیاسی و امنیتی جدید منطقه‌ای، از جمله تقویت روابط ریاض با دمشق و سفر اخیر جولانی، رئیس رژیم خودخوانده سوریه به عربستان، در کنار تعمیق مفاد پیمان‌های سه‌جانبه میان عربستان، پاکستان و ترکیه، ابعاد تازه‌ای به گمانه‌زنی‌ها درباره بازتعریف شبکه ترانزیت نیرو‌های تکفیری و حضور مستقیم‌تر نظامی اسلام‌آباد در صحنه یمن داده است.

ریشه‌های ساختاری، ایدئولوژیک و رفتاری رفتار‌های خشونت‌آمیز مشاهده‌شده در جبهه‌های یمن را باید در الگو‌های سازماندهی جریان‌های تکفیری و همکاری‌های چندجانبه میان عربستان، ترکیه و پاکستان جست‌و‌جو کرد. این سه کشور که طی سنوات گذشته از کانون‌های اصلی پرورش، تسلیح، پشتیبانی و ترانزیت جریان‌های تکفیری در سطح منطقه بوده‌اند، تجربه نهادینه‌شده خود در گسیل نیرو‌های تروریستی به بحران‌های سوریه و عراق را که به ظهور پدیده‌هایی نظیر داعش و جبهه‌النصره انجامید، اکنون به صحنه نبرد یمن منتقل کرده‌اند. 

انتقال عناصر آموزش‌دیده و مزدوران باسابقه جنگ‌های نیابتی به سواحل غربی یمن، بخشی از تقاطع مصالح این قدرت‌ها در قالب پیمان‌های امنیتی مشترک محسوب می‌شود. در همین راستا، رایزنی‌ها و دیدار اخیر احمد الشرع در مقام رئیس خودخوانده رژیم سوریه طی سفر به ریاض، توجه را به بازآرایی زنجیره تامین نیروی انسانی تکفیری و آرایش جدید نظامی عربستان و حامیان آن جلب کرده است. 

این رفت‌وآمد‌ها و تقارن‌های سیاسی، گویای سناریوی ادغام عملیاتی میان گروه‌های تروریستی-تکفیری شمال سوریه و اتاق‌های فرماندهی ائتلاف در یمن است که طی آن تجارب جنگ‌های شهری، تاکتیک‌های انتحاری و شیوه‌های ایجاد ارعاب روان‌شناختی به شبه‌نظامیان وابسته به ریاض منتقل می‌شود تا خلاء انگیزه و افت توان رزمی در میان نیرو‌های محلی جبران گردد.

از سوی دیگر، مداخله‌های منطقه‌ای در پرونده یمن با ورود مستقیم‌ پاکستان از سطح هماهنگی‌های امنیتی به حوزه پشتیبانی میدانی ابعاد پیچیده‌تری به خود گرفته است. بر اساس مفاد پیمان‌های جدید دفاعی و امنیتی میان ریاض، اسلام‌آباد و آنکارا، پاکستان گام را از همکاری‌های مستشاری و آموزشی فراتر گذاشته  اقدام به گسیل مستقیم تجهیزات پدافندی، سامانه‌های تسلیحاتی و پرسنل نظامی به بندر عدن و پایگاه‌های ائتلاف در جنوب یمن کرده است.

بررسی گزارش‌ها و ارزیابی‌های منتشرشده نشان می‌دهد که اسلام‌آباد تحت پوشش آموزش یگان‌های محلی و استقرار سامانه‌های پدافند هوایی، نیرو‌های عملیاتی خود را در جبهه‌های جنوبی مستقر ساخته تا از سقوط کامل خطوط دفاعی نیرو‌های وابسته به عربستان جلوگیری کند. ارزیابی‌ها گویای آن است که این تحرک‌ها در امتداد صادرکردن ظرفیت‌های نظامی پاکستان در ازای دریافت امتیازات مالی و سوختی از عربستان است؛ امری که وابستگی میدانی حیات ائتلاف در برابر ارتش یمن را بیش از گذشته به شریان‌ها و متغیر‌های خارجی گره زده است.

با این حال، وجود تمامی این برنامه‌ریزی‌ها، شامل گسیل نیرو و تجهیزات نظامی از سوی پاکستان به عدن، بازفعال‌سازی شبکه‌های ترانزیت تکفیری با همکاری ترکیه، پاکستان و سویه و اتکا به رفتار‌های وحشیانه برای ایجاد ارعاب، داده‌ها و شواهد میدانی نشان می‌دهند که ارتش یمن همچنان تسلط استراتژیک، پایش هوشمندانه و اشراف کامل خود را بر تمامی گلوگاه‌های کلیدی و محور‌های حساس تنگه باب‌المندب حفظ کرده‌اند. 

این ایستادگی میدانی اثبات کرده است که ورود متغیر‌های جدید خارجی و تلاش برای بازسازی توان عملیاتی ائتلاف از طریق جریان‌های تکفیری و نیرو‌های مزدور خارجی، نتوانسته روند پیشروی یمنی‌ها را متوقف کند یا موازنه نبرد را به سود عربستان و مزدوران آن تغییر دهد.

انتهای پیام/ ۴۶۱

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار