تزلزل در تمدن غربی با مقاومت افسانه‌ای ایران

این واقعیت که ایران در مقابل دو قدرت اتمی جهان سر خم نکرده، تأثیر عظیمی بر روحیه کشور‌های جنوب جهانی گذاشته و آنها را به دفاع از حقوق قانونی و مشروع خود تشویق می‌کند.
کد خبر: ۸۶۸۳۱۹
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰ - 11October 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: بدون شک دونالد ترامپ سیاست جهانی را تغییر داده است. بسیاری وی را به اقدامات بی‌خردانه و غیرمنطقی متهم و او را عامل اصلی افول تمدن غربی معرفی می‌کنند، اما آنچه در جهان می‌گذرد تا حد زیادی بازتاب تغییر عینی در توازن نیروهاست که با تضعیف غرب (پیش از همه آمریکا) و حرکت به سوی عدم تمرکز قدرت در جهان مشخص می‌شود.

مجسمه آزادی

دولت کنونی آمریکا به هر شکل می‌کوشد که روند بازسازی روابط بین‌المللی در جهت چندجانبه‌گرایی را کند کند و در این راه از اهرم‌های فشار اجباری (تحریم، حملات نظامی مستقیم، باج‌گیری، فشار اقتصادی، دستگیری یا کشتن رهبران و مانند آن) استفاده و این اهرم‌ها را با دست‌کاری راهبردی رسانه‌ها ترکیب می‌کند.

با این وجود، تمامی این تلاش‌ها در نهایت تنها به تسریع شکل‌گیری جهان چندقطبی منجر می‌شود. این امر به‌ویژه در این واقعیت بروز می‌کند که قدرت‌های میانی و بلوک‌های منطقه‌ای هرچه بیشتر ابتکار پر کردن خلأ‌های حکمرانی در نظام تک‌قطبی را بر عهده می‌گیرند.

در شرایط کاهش نفوذ آمریکا که خود را بیش از همه در جنگ منطقه‌ای ایران نشان داده است، کشور‌های جنوب جهانی به شکلی فعالانه خواستار برابری در روابط بین‌الملل و همچنین تسریع سازماندهی مجدد نهاد‌های جهانی سیاسی و اقتصادی می‌شوند.

چیدمان جدید نیرو‌ها در جهان با تقویت نفوذ اتحادیه‌هایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای مشخص می‌شود که پژواکشان در سیاست بین‌الملل روز به روز بلند‌تر می‌شود. این فرایند در سایه پراکندگی فزاینده درون تمدن غربی رخ می‌دهد، جایی که آمریکا و کشور‌های اروپای غربی در بسیاری از مسائل در تعارض قرار داشته و هر یک از این مراکز قدرت مواضع متضادی اتخاذ می‌کند. این امر به‌ویژه در اقدامات رهبران اتحادیه اروپا دیده می‌شود که در بسیاری از مسائل با حزب دموکرات آمریکا متحد می‌شوند تا ترامپ را آزار دهند؛ تردیدی نیست که بسیاری از رهبران کشور‌های اروپای غربی خواهان شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات دوازدهم آبان کنگره آمریکا هستند.

بسیاری از کارشناسان به این امر باور دارند که در حال حاضر قدرت جهان در میان سه کشور چین، آمریکا و روسیه تقسیم شده است. در این میان، امکان برگزاری نشستی سه‌جانبه در آبان امسال میان سران این سه کشور در چین وجود دارد. دیداری که می‌تواند مقدمه‌ای بر تثبیت نظمی نوین در جهان امروز باشد.

در شرایط کنونی جهان، می‌توان سه عامل مشخص‌کننده در تغییر نظم جهانی را برجسته کرد:

۱. پایان نزدیک درگیری در اوکراین: اوکراین به لحاظ نظامی در وضعیت دشواری قرار داشته و نزدیکی فصل سرما نیز زلنسکی را به یک بن‌بست تمام عیار نزدیک می‌کند. با وجود مقاومت چندساله اوکراین و کمک‌های غرب به این کشور، شکست‌های اخیر در میدان نبرد، رسوایی فساد‌های اقتصادی در سیستم مدیریتی و اختلاف نظر میان نهاد‌های این کشور، کی‌یف را در آساتانه تمکین در مقابل شرایط روسیه قرار داده است. این تمکین احتمالی، روسیه زخم خورده را دارای اعتماد به نفسی بی‌سابقه کرده و مسیر را برای نقش‌آفرینی بیش از پیش مسکو در فرایند‌های جهانی باز می‌کند.

۲. ایستادگی ایران در مقابله آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ منطقه‌ای و این واقعیت که تهران ماه‌ها در مقابل دو قدرت اتمی جهان سر خم نکرده است، تأثیر عظیمی بر روحیه کشور‌های جنوب جهانی گذاشته و آنها را به دفاع از حقوق قانونی و مشروع خود تشویق می‌کند. در همین زمینه، اخیرا صدا‌ها برای ایجاد اصلاحات جدی در نهاد‌های سیاسی و اقتصادی جهانی هرچه بلندتر می‌شود. همزمان در بسیاری از دولت‌ها محکومیت سیاست توسعه‌طلبانه اسرائیل شدت می‌گیرد و در آمریکا خواسته‌ها برای محدود کردن یا حتی ممنوع کردن کمک به اسرائیل، به‌ویژه در زمینه نظامی، رشد می‌کند.

۳. تزلزل در صفوف ائتلاف غربی حامی اوکراین. در سایه انتقادات واشنگتن به سران اروپای غربی، جبهه متحد حامی اوکراین در جهان غرب، دچار انشقاق و تزلزل شده است. همچنین هر یک از کشور‌های متحد اوکراین خود دچار مشکلات داخلی شده که امکان تمرکز کامل را از پرونده اوکراین سلب کرده است.

انگلیس با بحران سیاسی فزاینده‌ای رو‌به‌روست و کشور‌های ایرلند شمالی، ولز و اسکاتلند در آستانه استقلال از این کشور هستند. پیروزی حزب اپوزیسیون «آلترناتیو برای آلمان» در انتخابات اخیر پارلمانی زلزله عظیمی را در سیاست آلمان ایجاد کرده است. احزاب سنتی اعتماد رأی‌دهندگان را از دست داده‌اند و بسیاری از کارشناسان معتقدند که «فریدریش مرتس» صدراعظم کنونی این کشور، قدرت را تا پایان امسال واگذار خواهد کرد.

از سوی دیگر، بحران در تمدن غربی به‌روشنی و برجستگی خود را در منازعات و اختلافات درون جامعه آمریکایی نشان می‌دهد، اختلافاتی که در جامعه این کشور روز به روز در حال افزایش است. در چند هفته اخیر، تقریباً تمام مطبوعات آمریکا به این نکته اشاره کرده‌اند که حزب جمهوری‌خواه در انتخابات دوازدهم آبان کنگره دست‌کم در مجلس نمایندگان و احتمالاً در سنا شکست خواهد خورد. با توجه به روند جنگ منطقه‌ای ایران، حتی مطبوعات اروپای غربی نیز پیروزی بزرگ دموکرات‌ها را پیش‌بینی می‌کردند. چنین نتیجه‌گیری‌هایی بر افت محبوبیت ترامپ (۳۳ درصد) و همچنین دو برابر شدن قیمت گازوئیل و بنزین در پمپ بنزین‌های آمریکا نسبت به آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری وی استوار بود.

انتشار اطلاعاتی مبنی بر عبور بدهی آمریکا از مرز۴۰ تریلیون دلار، به گسترش این باور در افکار عمومی آمریکا کمک کرده است که این کشور در یک قدمی بحران اقتصادی‌ای است که از زمان رکود بزرگ سابقه نداشته: بدهی خانوار‌ها هر ماه رکورد جدیدی می‌زند و در مجموع از ۱۸ تریلیون دلار گذشته است.

در شرایط فعلی آمریکا، تنها دو دهک بالایی جمعیت آمریکا موفق به افزایش درآمد خود می‌شوند؛ هشت دهک باقی‌مانده فقط با انباشت بدهی به زندگی ادامه می‌دهند و هیچ چشم‌اندازی برای بازپرداخت این بدهی‌ها پیش رویشان قرار ندارد.

نکته قابل توجه آن است که حتی بر اساس نظرسنجی شبکه فاکس نیوز که ارگان رسانه‌ای حزب جمهوری‌خواه محسوب می‌شود، ۷۱ درصد رأی‌دهندگان مخالف جنگ با ایران هستند و معتقدند راهبردی برای پایان آن وجود ندارد. در بیست و پنجم شهریور، مجلس نمایندگان برای سومین بار به پایان دادن به جنگ در ایران رأی داد و قطعنامه اختیارات جنگی را تصویب کرد که ادامه عملیات نظامی توسط ترامپ را بدون تأیید کنگره ممنوع می‌کند.

اما ترامپ که به غیرقابل پیش‌بینی بودنش معروف است، به‌طور غیرمنتظره در دالاس (ایالت تگزاس) کنگره حزب جمهوری‌خواه را برگزار کرد، هرچند معمولاً این کار در سال منتهی به انتخابات ریاست‌جمهوری انجام می‌شود، اما ترامپ تصمیم گرفت تا در واکنش به وضعیت اضطراری حزب متبوعش در انتخابات میان‌دوره‌ای، این کنگره را پیش از موعد برگذار کند. وی در این اجلاس اعلام کرد که در صورت پیروزی حزب حاکم در انتخابات میان‌دوره‌ای، به هر آمریکایی بزرگسال ۵ هزار دلار پرداخت خواهد کرد. ترامپ همچنین وعده داد که شخصا برای نامزد‌های حزب جمهوری‌خواه تبلیغ کند.

همزمان با سخنان ترامپ در این اجلاس، جمهوری‌خواهان حملات خود به دموکرات‌ها را تشدید کردند؛ جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، در سخنرانی خود حزب دموکرات را «حزب نفرت» توصیف کرد و حتی یکی از شرکت‌کنندگان در این سخنرانی خواستار تیراندازی به دموکرات‌ها شد.

از سوی دیگر، سران حزب دموکرات هنوز نتوانسته‌اند چهره‌‌هایی ملی معرفی کنند که قدرت جلب نظر رأی‌دهندگان را داشته باشد. در این حزب، رویارویی بین‌جناحی در حال تبدیل به چالش است: چهره‌های رادیکال این حزب با دیدگاه‌های چپ و نفی اسرائیل خود را در این کارزار معرفی کرده و بسیاری از دموکرات‌های قدیمی را از گردونه رقابت خارج کردند. این کاندیدا‌های جوان دستور کار و ایده مشخصی برای مسائل مختلف آمریکا نداشته و تمرکز خود را فقط بر استیضاح ترامپ و تحقیق درباره فعالیت نزدیک‌ترین همکاران رئیس‌جمهور آمریکا گذاشته‌اند.

علاوه بر اختلافات داخلی، سیاست خارجی آمریکا نیز سرشار از تناقض و ناهماهنگی راهبردی است: پیگیری وقایع جاری در جنگ منطقه‌ای ایران نشان‌دهنده این مطلب است که این درگیری از کنترل خارج شده، به جبهه‌های جدید گسترش یافته و به اقتصاد منطقه‌ای و جهانی آسیب جدی وارد کرده است. همچنین قیمت بالای نفت که ناشی از انسداد تنگه هرمز توسط نیرو‌های مسلح ایران است به رشد هزینه زندگی در آمریکا و سراسر جهان منجر شده است. در همین ارتباط نتیجه‌گیری جی‌پی مورگان قابل توجه است که محافل تجاری در شرایط کنونی به‌سادگی قادر به پیش‌بینی قیمت‌های آینده نفت نیستند، اظهارات اغلب متناقض ترامپ باعث شده است که دولت‌ها و شرکت‌های تجاری در تدوین پیش‌بینی یا راهبرد مناسب برای شرایط فعلی بازار نفت ناکام بمانند.

شرایط آمریکا به نحوی است که کارشناسان گوناگون بیش از پیش به این نتیجه می‌رسند که شکاف ادامه‌دار جامعه آمریکا به‌طور عینی مواضع آمریکا در جهان را تضعیف می‌کند. کمتر از یک ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا باقی مانده است. با نزدیک شدن تاریخ رأی‌گیری، مبارزه سیاسی داخلی شدیدتر، جدال‌های لفظی بیشتر و شکاف جامعه عمیق‌تر خواهد شد.

در هر صورت، مسائل جهانی در جهان امروز، همچون تشدید نابرابری، تغییرات اقلیمی، توسعه سرسام‌آور هوش مصنوعی، خطر‌های نوظهور همه‌گیری‌های آینده، پیامد‌های ویرانگر بحران‌های مالی احتمالی، تشدید مشکلات انرژی و غذایی، در راه بوده و حل آن به همکاری همه کشور‌های جهان نیاز دارد. آمریکا و غرب باید هرچه سریع‌تر به این درک برسند که دوران جهان تک‌قطبی به پایان رسیده و تمدن رو به اضمحلال غرب برای حل مسائل بین‌المللی، ناگزیر است نقش سایر قدرت‌ها و کشور‌های مستقل در جهان را به رسمیت بشناسد.

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار