روایت حبیب حرم از اولین جراحی دکتر ایرانی روی سرباز عراقی

شهید همدانی نقل می‌کند: اولین عمل جراحی که آقای شکری موحد انجام داد، با اینکه در حد تزریقات بیشتر آگاهی نداشت، همین عراقی بود که تیر به شکم او خورده بود و خون ریزی شدید داشت.
کد خبر: ۸۶۸۶۴۴
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۴۰۵ - ۰۵:۴۱ - 09October 2026

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، سردار سرلشکر شهید، حاج «حسین همدانی» متولد ۱۳۲۹ در شهر آبادان، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پایه گذاری و تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همدان را آغاز کرد و خود نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی سپاه استان همدان فعالیت کرد.

کتاب او باید فرمانده باشد درباره شهید سردار حاج حسین همدانی

با آغاز جنگ، به جبهه میانی در سرپل ذهاب رفت و پس از مدتی به همراه حاج احمد متوسلیان و شهید محمد ابراهیم همت و شهید محمود شهبازی در تشکیل و سازماندهی لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) نقش بسزایی داشت.

در عملیات فتح المبین و بیت المقدس هم با مسئولیت فرماندهی محور‌های عملیاتی حضور موثری داشت. پس از مدتی به عنوان نخستین فرمانده لشکر ۳۲ انصار الحسین (ع) استان همدان انتخاب شد و قبل از عملیات‌های کربلای ۴ و ۵، فرماندهی لشکر ۱۶ قدس گیلان را به عهده گرفت.

آخرین ماموریت ایشان، دفاع از حرم حضرت زینب (س) و کمک به مردم سوریه برای رهایی از گروهک صهیونیستی- تکفیری داعش بود که در همین ماموریت، در تاریخ ۱۶ مهرماه ۱۳۹۴ به شهادت رسید.

وقتی که همدانی به اجبار فرمانده فرمانده اش شد

در آخرین جلسه مربوط به عملیات رجایی و باهنر در جبهه سرپل ذهاب، مشخص شد که عملیات شامل سه محور اصلی و دو محور فرعی است. محمود شهبازی (که بعد‌ها در سال ۱۳۶۱ و در عملیات بیت المقدس به شهادت رسید) فرماندهی عملیات را به حسین همدانی سپرد، اما همدانی قبول نکرد. همدانی می‌گفت من می‌خواهم فرمانده یکی از محور‌ها باشم، اما شهبازی قبول نمی‌کرد و می‌گفت شما فرمانده باش و من مسئول یکی از محور‌ها می‌شوم.

هرچه شهبازی اصرار می‌کرد، حسین همدانی نمی‌پذیرفت تا اینکه در آخر کار، شهبازی کمی عصبانی شد و با تندی گفت: برادر همدانی، من به شما دستور می‌دهم که فرماندهی این عملیات را برعهده بگیرید. حرفی دارید؟

همدانی که جدیت محمود شهبازی را می‌دانست، این را به عنوان یک دستور نظامی قبول کرد که فرمانده فرمانده اش شود!» ۱

روایت سردار همدانی از عزم و اراده رزمندگان برای غلبه برکاستی‌ها و کمبود‌ها در روز‌های ابتدایی جنگ

شهید همدانی در خصوص روز‌های اول جنگ در جبهه میانی و غرب کشور و کمبود‌ها و کاستی‌ها و البته استعداد و توانایی نیرو‌های خودی در بهره وری از کم‌ترین امکانات و بضاعت‌ها و تخصص‌ها برای مقابله با هجوم دشمن می‌گوید:

بعد از این که عراق آمد و ارتفاعات قراویز و دانه خشک را گرفت و به خیال خودش، شهرستان سر پل ذهاب و منطقه را محاصره کرد، فقط نیاز به یک حمله گازانبری داشت تا کار را کامل بکند؛ اما بچه‌ها جنگیدند و مقاومت کردند و چند نفری شهید دادند.

در آن موقع عقب نشستیم؛ ولی باز دوباره با یک پاتک آنجا را گرفتیم. در این درگیری شهید و مجروح می‌دادیم؛ لذا مقر پشتیبانی راه انداختیم و در سازمان خود، مسئول پشتیبانی در نظر گرفتیم. چون در آن مدت، برادرانمان که مجروح و شهید می‌شدند، امکانات اولیه برای درمان و انتقال آن‌ها وجود نداشت.

یک ساختمان نیمه کاره در سر پل وجود داشت که آنجا را به درمانگاه تبدیل کردیم. پنجره و سفید کاری نداشت. در بین جمع، برادر‌هایی داشتیم مثل برادر عزیزمان اسماعیل شکری موحد که در تیم شناسایی بود. چون یک مقدار به تزریقات آشنایی داشت، آن موقع به عنوان دکتر معروف شد! ما ایشان را به عنوان مسئول مستقر کردیم. چون به غیر از ایشان کسی نبود. کسی که می‌توانست تزریقات انجام دهد، فقط او بود. او را کردیم مسئول درمانگاه.

یکی از عراقی‌ها تیر به داخل شکمش خورده بود. او را آوردند در همین درمانگاه. به پنجره‌ها پتو زده بودیم، چند تخت هم از منازل مردم در آنجا مستقر کرده بودیم. تعدادی از بچه‌ها را به کمک آقای شکری موحد فرستاده بودیم که درمانگاه را اداره بکند.

اولین عمل جراحی که آقای شکری موحد انجام داد، با اینکه در حد تزریقات بیشتر آگاهی نداشت، همین عراقی بود که تیر به شکم او خورده بود و خون ریزی شدید داشت. هیچ وسیله‌ای نبود که او را به عقب ببریم. آنها تصمیم گرفتند او را عمل جراحی کنند و با همان امکانات اولیه، تیر را از شکم او خارج کردند و جلوی خونریزی را گرفتند. البته بعد او را به اسلام آباد غرب انتقال دادند. بچه‌ها به خود جرئت داده بودند که هر کاری می‌شود، درست مثل جنگ ولو اینکه در علوم پزشکی باشد!

تجهیز درمانگاه با پایمردی خانم پزشک

همان روز‌ها بود که یک خانم وارد منطقه شد. گفتند ایشان پزشک است. بعد هم متوجه شدیم که پزشک عمومی است. گویا تازه تحصیلاتش را تمام کرده بود. آمده بود در آنجا و گفت که «می خوام اینجا باشم. اینجا درمانگاه ندارد و بچه‌ها در اثر مجروح شدن، شهید می‌شوند. من اینجا را می‌خواهم درمانگاه بکنم.»

ما هم از خدا خواسته گفتیم: بفرمایید در همین جایی که آقای شکری موحد هست مستقر بشوید. چون آقای شکری موحد، بیشتر انگیزه کار‌های عملیاتی داشت؛ ضمن اینکه ایشان مسئول بود. اما آن قدر گرایش به کار‌های عملیاتی و شناسایی داشت که آرام آرام آنجا را تحویل خانم داد. این خانم هم، تعدادی از خانم‌های پرستاری که قبلا در بیمارستان بودند، به آنجا آورد.

من خاطرم هست، شاید ده تا دوازده نفر آمدند و ایشان را همراهی کردند او کمک گرفت و درمانگاه را کاملا مجهز کرد.» ۲

رزمنده‌ای که دفاع مقدس را تا جبهه‌های امروز مقاومت تداوم داد

روایت سردار یعقوب زهدی: شهید همدانی کسی بود که دفاع مقدس را تا جبهه‌های امروز مقاومت تداوم داد و فرماندهی کرد و این افتخار را داشت که همیشه در سنگر باشد. از زمانی که ایشان را شناختم تا موقعی که شهید شد، در سنگر جهاد بود.» ۳

تأسیس نیروی دفاع وطنی در سوریه

روایت حجت الاسلام و المسلمین؛ عبد الله حاجی صادقی: یکی از ویژگی‌های ایشان، قدرت طراحی‌اش بود. یکی از بچه‌های نیروی قدس که بعد از حاج قاسم سلیمانی دمشق را از سقوط نجات داد، حسین همدانی بود. او نیرو‌های موسوم به دفاع الوطنی را به کمک حاج قاسم سازماندهی کرد

حسین همدانی سازمان نیرو‌های دفاع وطنی را در سوریه به راه انداخت. در دوران سخت حملات داعش در سوریه، ایشان فرمانده و مستشار آنجا بود.

وقتی‌که ایشان به سوریه رفت، با اخلاصی که داشت، توانست کار‌های بزرگی را انجام دهد. کار‌های خیلی عجیبی کرد که درک عمیق آن برای ما سخت است!

زمانی که حاج‌آقا علی سعیدی، نماینده حضرت آقا در سپاه بودند و من هم جانشین ایشان بودم، آقای همدانی تازه از سوریه برگشته بود. ما ایشان را دعوت کردیم تا در جمع معاونت‌های حوزه صحبت کند

حرف همدانی این بود که ما با یک گروه شورشی مسلح در سوریه نمی‌جنگیم و داعش یک جریان است. ما با کسانی می‌جنگیم که اومدن بجنگن تا کشته بشن، نه بجنگن تا پیروز بشن. بعد نمونه‌هایی را هم بیان کرد. او معتقد بود که ما باید دو مفهوم را در خودمان زنده کنیم؛ مفهوم شهادت طلبی و ولایت پذیری.» ۴

منابع:

۱-رستمی، علی، از ارتفاعات سخت تا نخل‌های بی سر، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه: نشر مرزوبوم

۲- صیفی کار، محسن، آن شش ماه، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه

۳-محمود چهارباغی، امیر محمد حکمتیان، تاریخ شفاهی دفاع مقدس:توپخانه سپاه پاسداران (جلد دوم)

۴-موحد علوی، علیرضا، تاریخ شفاهی دفاع مقدس: روایت حجت الاسلام عبدالله حاجی صادقی

انتهای پیام/ 119

نظر شما
captcha
پربیننده ها