جزئیات کمتر شنیده‌شده از تیم حفاظت سردار محسن رضایی

سرتیم حفاظت سردار محسن رضایی درباره شرایط استراحت آن روز‌ها می‌گوید: خواب ما، شب و روز نداشت و هر زمان موقعیت دست می‌داد، می‌خوابیدیم. شب‌ها هم که باید دو ساعت به دو ساعت نگهبانی می‌دادیم، چیزی به‌نام خواب شب وجود نداشت.
کد خبر: ۸۶۸۸۵۳
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۳ - 11October 2026

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، «محمود مسافری» پس از شش ماه حضور در سرپل ذهاب، به تهران بازگشت و در پادگان خلیج مستقر شد. او در آنجا بار دیگر مسئولیت سازمانی خود را در بخش تدارکات کل سپاه و انبار مهمات بر عهده گرفت و به کار ادامه داد.

محمود مسافری

حدود یک ماه بعد، در ۲۰ شهریور ۱۳۶۰، با انتخاب «محسن رضایی» به‌عنوان فرمانده کل سپاه، «محسن رفیقدوست» مسافری را به دفتر خود فراخواند و به او گفت: «می‌خوام بفرستمت جایی!»

مسافری درباره محل مأموریت جدیدش پرسید و رفیقدوست توضیح داد: «محسن رضایی به من سپرده براش محافظ و راننده پیدا کنم!»

پس از این گفت‌و‌گو، رفیقدوست یادداشتی خطاب به محسن رضایی نوشت و در آن اعلام کرد: «برادر محمود مسافری به‌عنوان سرتیم و راننده حفاظت شما معرفی می‌گردد.»

به این ترتیب، مأموریت تازه مسافری آغاز شد و او به جمع نیرو‌های دفتر فرماندهی سپاه پیوست؛ مسئولیتی که قرار بود بخش مهمی از سال‌های خدمتش را به خود اختصاص دهد.

از یوزی و برونینگ تا برتا
مسافری پس از ورود به تیم حفاظت محسن رضایی، دو گروه حفاظتی تشکیل داد. برنامه اولیه این بود که از هر گروه، یک نفر به‌عنوان راننده «آقامحسن» انتخاب شود، اما رضایی با این پیشنهاد موافقت نکرد. در نتیجه، رانندگی در هر دو شیفت بر عهده خود مسافری قرار گرفت. او می‌گوید همین شرایط باعث شد حتی فرصت سیگار کشیدنش نیز به‌شدت محدود شود.

زندگی نیرو‌های حفاظت برنامه زمانی منظمی نداشت؛ نه ساعت خواب مشخصی داشتند و نه می‌توانستند برای استراحت خود زمان ثابتی در نظر بگیرند. میزان خواب روزانه آنها معمولاً بین دو تا چهار ساعت بود و گاهی به شش ساعت می‌رسید.

مسافری درباره شرایط استراحت آن روز‌ها می‌گوید: «خواب ما، شب و روز نداشت و هر زمان موقعیت دست می‌داد، می‌خوابیدیم. شب‌ها هم که باید دو ساعت به دو ساعت نگهبانی می‌دادیم، چیزی به‌نام خواب شب وجود نداشت.»

تجهیزات سازمانی محافظان محسن رضایی شامل کلت کمری برونینگ و مسلسل‌های دستی یوزی و برتا بود. البته در مناطق جنگی، نوع سلاح‌ها با توجه به شرایط تفاوت داشت. به گفته مسافری، دو نفر از محافظان یوزی در اختیار داشتند و سه نفر نیز از کلاشنیکف استفاده می‌کردند. یک قبضه تیربار گرینوف هم در قسمت عقب خودروی حفاظت قرار داشت تا در صورت درگیری مورد استفاده قرار بگیرد.

ظاهر و پوشش محافظان نیز ویژگی‌های خاص خود را داشت. آنها جوراب‌های بلند می‌پوشیدند و گتر را بالای پوتین‌هایشان می‌بستند. میان گتر و پوتین، به گفته مسافری، حدود یک وجب فاصله می‌گذاشتند و همواره مراقب بودند پوتین‌هایشان تمیز و واکس‌زده باشد. آستین پیراهن‌ها را هم بالا می‌زدند و ظاهری کاملاً کماندویی داشتند.

مسافری معتقد است پوشش و آراستگی آنها به‌گونه‌ای بود که هرکس از نزدیک می‌دیدشان، ممکن بود تصور کند در خارج از کشور آموزش نظامی دیده‌اند.

او همچنین می‌گوید برای محسن رضایی یک کلت کمری برتا تهیه کرده بود، اما رضایی معمولاً آن را همراه خود نمی‌برد و سلاح در داشبورد خودرو نگهداری می‌شد. با این حال، گاهی خودش سراغ آن را می‌گرفت و می‌پرسید: «آقا این کلت ما کو؟» و در چنین مواقعی آن را به کمر می‌بست. به گفته مسافری، رضایی توضیحی درباره دلیل همراه داشتن اسلحه ارائه نمی‌کرد.

افزایش نیرو‌های حفاظتی
پس از آغاز درگیری‌های مسلحانه منافقین در اوایل دهه ۱۳۶۰، تجهیزات حفاظتی جدیدی از برزیل خریداری شد. این تجهیزات شامل ۲۰۰ دستگاه جیپ چروکی چیف و ۳۰ دستگاه خودروی ضدگلوله بی‌ام‌و ۵۱۸ بود. هم‌زمان، شمار نیرو‌های حفاظت محسن رضایی نیز به‌تدریج افزایش یافت و به ۲۰ نفر رسید.

با ورود خودرو‌های تویوتا و استفاده از آنها برای رفت‌وآمد در مناطق جنگی، خودرو‌های بنز از چرخه فعالیت تیم حفاظت کنار گذاشته شدند. از آن پس، محسن رضایی و همراهانش برای سفر به مناطق مختلف جبهه بیشتر از تویوتا استفاده می‌کردند.

هواپیمای اختصاصی فرمانده سپاه
در سال‌های دفاع مقدس، هواپیمای فالکون سپاه وسیله اصلی سفر‌های هوایی محسن رضایی بود. این هواپیما سال‌ها بعد، در سال ۱۳۸۴، در سانحه‌ای سقوط کرد که به شهادت سردار احمد کاظمی انجامید.

خلبان فالکون سپاه، احمد سراج، از نیرو‌های سپاه پاسداران بود. او پیش از آن به‌عنوان خلبان جنگنده اف‌ـ۴ فانتوم پرواز می‌کرد؛ اما در جریان جنگ ظفار در عمان، هنگامی که از او خواسته شد مناطقی در این کشور را بمباران کند، از انجام مأموریت خودداری کرد. این تصمیم باعث شد با پیگرد ضد‌اطلاعات ارتش و ساواک مواجه شود و در نهایت از ایران خارج شود و به دبی برود.

سراج پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت و با ورود به سپاه، به‌واسطه محسن رضایی در این مجموعه مشغول به فعالیت شد.

پیش از انتخاب سراج، تیم حفاظت محسن رضایی خلبانان فالکون را از میان نیرو‌های شرکت هواپیمایی آسمان انتخاب می‌کرد. اما سراج پس از آنکه برای این مأموریت در نظر گرفته شد، ۴۰ جلسه در کنار خلبان فالکون نشست تا بتواند گواهینامه لازم برای پرواز با این هواپیما را دریافت کند.
البته در سال‌های نخست دفاع مقدس، فالکون سپاه چند بار دچار نقص فنی شد. در این مواقع، محسن رضایی و تیم حفاظت او برای انجام سفر‌های هوایی از هواپیمای جت‌استار نیروی هوایی استفاده می‌کردند.

این روایت بر اساس کتاب «بادیگارد»، خاطرات محمود مسافری، سرتیم حفاظت سردار محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس، تنظیم شده است.

انتهای پیام/ 122

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار