توجیه جنایات جنگی با چاشنی حسادت به ایران هخامنشی

اظهارات «مارکو روبیو» درباره هخامنشیان را نباید یک لغزش تاریخی یا یک اظهارنظر دیپلماتیک تلقی کرد. این سخنان بخشی از یک استراتژی منسجم است که فراتر از تغییر نظام سیاسی ایران، تضعیف هویت تاریخی و تمامیت سرزمینی ایران را دنبال می‌کند.
کد خبر: ۸۶۸۸۹۳
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۳ - 10October 2026

گروه بین الملل دفاع‌پرس- محمد زرچینی؛ مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در سخنرانی خود در آتن با اشاره به میراث یونان باستان، از نقش این تمدن در شکل‌گیری هویت و اندیشه غرب سخن گفت. روبیو با اشاره به میراث تاریخی یونان و تأثیر آن بر تمدن غرب، بر ضرورت بازشناسی این میراث و نقش آن در شکل‌گیری آینده غرب تأکید کرد. وی همچنین در مورد لشکرکشی هخامنشیان به آتن مدعی شد: ارتش خشایارشاه به این شهر رسید و معابدش را نابود کرد و مردم را کشت. این ارتش همچنین قلعه آکروپلیس را محاصره کرد و مقدسات این مکان را به خاک و خون کشید. اما وقتی مردم آن برگشتند، باقی‌مانده‌های شکسته را جمع و تمدن خود را احیا کردند.

مارکو روبیو

این اظهارات بلافاصله با واکنش‌های گسترد‌های در ایران مواجه شد. «علی اکبر صالحی» معاون پیشین سازمان انرژی اتمی، در واکنش به این سخنان می‌گوید: روبیو تلویحاً به تاریخ و قدمت طولانی ایران اعتراف کرده، اما تلاش کرده از ابزار تاریخ باستان برای سیاست امروز آمریکا استفاده کند. 

نکته قابل تامل درباره سخنان روبیو این است که او تاریخ را بر اساس فهم خود تحریف کرده است؛ در حالی که در تاریخ چنین اقداماتی از سوی هخامنشیان رخ نداده است. «تورج دریایی» مورخ برجسته تاریخ ایران باستان، با تصحیح روایت روبیو می‌گوید: خشایارشاه آتن را به عنوان مجازاتِ سوزاندن سارد، مرکز ساتراپی هخامنشیان در سال ۴۹۸ پیش از میلاد به آتش کشید؛ اقدامی که (ابتدا) یونانیان ایونیه انجام داده بودند. در ۲۰۰ سال گذشته، این غرب بوده که به شرق حمله کرده، آن را غارت کرده و در آن حضور نظامی داشته است.

 اهمیت اظهارات مارکو روبیو وزیر امور خارجه فراتر از یک مناقشه تاریخی است. آنچه روبیو در آتن انجام داد، تلاشی آگاهانه برای ساختن پشتوانه ایدئولوژیک و تمدنی برای اقدامات خصمانه آمریکا علیه ایران بود. تحلیلگران معتقدند این سخنرانی تلاشی در راستای ایجاد یک پشتوانه تاریخی-ایدئولوژیک برای جنگ آمریکا علیه ایران است و جنگ کنونی علیه کشورمان را به طور غیرمستقیم امتداد همان جنگ‌های باستان تصویر می‌کند.

 محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در واکنشی کنایه‌آمیز در این زمینه می‌گوید: وقتی پس از شکست و تحقیر در برابر ایران، به آتن می‌روند تا روایتی از جنگ تمدنی را شکل دهند، بهتر است بخش مهم دیگری از تاریخ را هم بخوانند: جایی‌که امپراطور روم، در برابر شاپور اول ساسانی زانو زد. کسی که پای تاریخ را به میان می‌کشد، باید برای تکرارش هم آماده باشد.

فراتر از لفاظی‌های آمریکایی‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران، پرسش کلیدی این است؛ آیا دشمنی واشنگتن با تهران صرفاً به ساختار سیاسی جمهوری اسلامی محدود می‌شود؟ شواهد متعدد نشان می‌دهد پاسخ منفی است. آنچه روبیو در آتن بیان کرد، بخشی از الگویی است که در آن ایران نه به عنوان یک «دولت»، بلکه به عنوان یک «تمدن» و «هویت تاریخی» هدف قرار می‌گیرد. اگر آمریکا صرفاً با جمهوری اسلامی ایران مشکل داشت، چرا باید به امپراتوری هخامنشی که ۲۵۰۰ سال پیش از تأسیس جمهوری اسلامی وجود داشته حمله کند؟ 

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، در واکنش به سخنان روبیو می‌گوید: در طول تاریخ، ما ایرانیان با کسانی روبه‌رو شده‌ایم که خود را سروران جهان اعلام کردند و کوشیدند تمدن‌های کهن را از صفحهٔ روزگار محو کنند. آنان با آتش و شعله آمدند، اما با گرد و خاک و خواری رفتند؛ کسانی که به دنبال میراث اسکندر هستند، سرنوشت والرین را خواهند داشت؛ زانو خواهید زد. 

این اظهارات نشان میدهد که درک ایرانی از تهدید آمریکا، نه یک منازعه سیاسی محدود، بلکه تهدیدی علیه موجودیت تاریخی و سرزمینی ایران است. شواهد ملموس از پروژه تجزیه؛ در همین حال، گزارش‌ها و اعترافات متعددی از برنامه‌های واشنگتن برای تجزیه ایران منتشر شده که این نگرانی را تقویت می‌کند. «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور دولت تروریست آمریکا، در پاسخ به پرسشی درباره آینده نقشه ایران و عدم احتمال تجزیه ایران گفت: «نمیتوانم بگویم... احتمالاً نه». این اظهارنظر مبهم، اما معنادار، در شرایطی بیان شد که گزارش‌های متعددی از حمایت آمریکا از گروه‌های تجزیه طلب منتشر شده بود. 

از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا تجهیز صدام در جنگ تحمیلی و حمایت از گروه‌های تجزیه طلب در مرز‌های غربی و شرقی نشان می‌دهد که هدف واشنگتن هیچگاه صرفاً یک «تغییر رژیم» نبوده، بلکه تضعیف و تجزیه ایران به عنوان یک واحد سرزمینی را دنبال کرده است. اظهارات «مارکو روبیو» درباره هخامنشیان را نباید یک لغزش تاریخی یا یک اظهارنظر دیپلماتیک تلقی کرد. این سخنان بخشی از یک استراتژی منسجم است که فراتر از تغییر نظام سیاسی ایران، تضعیف هویت تاریخی و تمامیت سرزمینی ایران را دنبال می‌کند. 

نشریه آمریکن دیلی در مقال‌های با عنوان «ملت سازی را فراموش کنید، به ملت شکنی یا تجزیه روی بیاورید» نوشت: فقط نیمی از ایران، ایرانی هستند؛ بقیه آذری، ترکمن، کرد، عرب، بلوچ و از دیگر قومیت‌ها هستند. این قومیت‌ها باید به ملت‌های موجود ملحق شوند؛ در حقیقت این رویکرد، که ریشه در استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» دارد، در مورد ایران با پیچیدگی بیشتری رو‌به‌رو است. ایران برخلاف بسیاری از کشور‌های منطقه، دارای یک هویت ملی و تمدنی مستمر و چند هزار ساله است. از این رو، برای توجیه تجاوز به تمامیت سرزمینی ایران، نیاز به ساختن یک روایت است که ایرانیان را «غارتگر» و «متجاوز» نشان دهد و تمدن غرب را در جایگاه قربانی و مدافع قرار دهد. سخنان روبیو در آتن دقیقاً در همین چارچوب قابل درک است. تقابل تمدنی یا پروژه تجزیه؟ آنچه روبیو در آتن انجام داد، فراتر از یک مناقشه تاریخی بود. او تلاش کرد یک «تقابل تمدنی» بین ایران و غرب بسازد؛ تقابلی که در آن ایران نه به عنوان یک دولت مدرن با منافع ملی، بلکه به عنوان یک بازیگر تاریخی و ضد تمدنی غرب به تصویر کشیده می‌شود. این روایت سازی، مقدمه‌ای است برای توجیه اقداماتی که فراتر از تغییر رژیم است: تجزیه ایران. در همین راستا، وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد که واشنگتن نماینده تمدن غرب است و باقی بلوک غرب باید برای حفظ این تمدن همراه و پشتیبان آن باشند. این زبان، زبان یک رویارویی سیاسی نیست؛ زبان یک جنگ تمدنی است که در آن ایران به عنوان «تهدید وجودی» برای غرب بازتعریف می‌شود. 

انتهای پیام/281

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار