ترامپیسم منهای ترامپ
گروه بینالملل دفاعپرس: با ایستادگی ایران، ستاره «دونالد ترامپ» در داخل آمریکا دچار افول شده، اما گفتمان پوپولیسم راستگرا سنگرهای کلیدی را در نیمکرهی غربی یکی پس از دیگری فتح میکند. صدرنشینی غیرمنتظره «فلاویو بولسونارو» در دور اول انتخابات ریاست جمهوری برزیل، جدیدترین نمونه محسوب میشود. او پسر ارشد «ژائیر بولسونارو» رئیسجمهور پیشین و دوست نزدیک ترامپ است که به جرم کودتا علیه «لولا داسیلوا» در زندان به سرمیبرد. پیش از او، یک شورشی راستگرا به نام «آبلاردو دِ لا اسپریلا» کلمبیا را به فهرست متحدان کاخ سفید شامل ونزوئلا، کاستاریکا، السالوادور، شیلی، هندوراس و آرژانتین افزوده بود.

پوپولیسم راستگرا در اروپا هم با تکیه بر ناکامی رهبران میانهرو و چپگرا در عمل به وعده تغییر و مدیریت بحران ناشی از افزایش هزینههای زندگی، بهسرعت پیشروی میکند. حزب افراطی «آلترناتیو برای آلمان» که نامش با نازیسم و میراث شوم هیتلر گره خورده، با کسب پیروزی چشمگیر در انتخابات پارلمانی اخیر، به یک نیروی مهم ملی تبدیل شده و شانس چندانی برای بقای «فردریش مرتس» در مقام صدراعظم متصور نیست.
همین موج میتواند سال آینده «مارین لوپن» را با عبور از سد رد صلاحیت و پس از سه بار شکست، سرانجام به عنوان افراطیترین رئیسجمهور فرانسه در دوران مدرن به قدرت برساند. راست میانه و چپ میانه در ادوار پیشین، بهرغم اختلاف شدید، هر بار با اجماع روی رهبران میانهرو، مانع از پیروزی لوپن میشدند، اما این بار رای چندانی در بساط ندارند. اگر لوپن -همچنان که نظرسنجیها نشان میدهد- پیروز شود، ساختار قدرت را در پاریس و بروکسل متزلزل خواهد کرد؛ همانگونه که ترامپ واشنگتن را به لرزه درآورد.
همزمان، با صدور حکم تخلیه برای یک پیرزن ۸۷ ساله در مادرید که ۷۰ سال تمام به صورت مستمر در یک واحد مسکونی مستاجر بوده، بیثبانی سیاسی در اسپانیا هم آغاز شد. پس از اینکه خانم «ماریکارمن آباسکال» از عهدهی افزایش ۲۳۰ درصدی اجارهبها برنیامد، اعتراضات سراسری، کشور را درنوردید. نخستوزیر چپ گرا برای مدیریت نارضایتی عمومی از بحران مسکن، لایحهای سه فوریتی به پارلمان فرستاد که با مخالفت احزاب راستگرا به تصویب نرسید. «پدرو سانچز» سه روز بعد در نطقی تلویزیونی، ۸ آذر را به عنوان موعد انتخابات زودهنگام پارلمانی تعیین کرد. انتخابات اسپانیا قرار بود تابستان سال آینده برگزار شود. نظرسنجیها نشان میدهد که راست افراطی، اینجا هم با اختلاف قابل توجهی پیروز میشود.
فشار پوپولیسم ملیگرا، رهبران میانهرویی، چون نخستوزیر کانادا و نخستوزیر انگلیس را به لحظهای سرنوشت ساز نزدیک میکند. «مارک کارنی» و «اندری برنهام» تلاش میکنند تا با تقویت مرکزگرایی، ترمز راست افراطی را بکشند. پس از آنکه ترامپ خواستار الحاق کانادا به خاک آمریکا شد، کارنی هم کوشید تا جایگاه رهبر دمکراسیهای غربی را برای خودش بردارد؛ موضعی که پیشتر توسط روسای جمهور آمریکا نمایندگی میشد.
مواضع برنهام تا حدی شبیه «جو بایدن» است که تلاش میکرد با اجرای سیاستهای حمایتی زمینه ظهور مجدد ترامپیسم را از بین ببرد. اما تحولات بعدی نشان داد که بایدن ابعاد این چالش را دستکم گرفته بود. او مدعی بود که تب ملیگرایی افراطی فروکش خواهد کرد و سرانجام جمهوریخواهان به یک بیداری سیاسی میرسند. برنهام نیز در کنفرانس سالانه حزب کارگر «راست بریتانیا» را که سابقه آن به دولتهای «مارگارت تاچر» در دهه ۱۹۸۰ بازمیگردد، عامل نابسامانیهای اقتصادی دانست که امروز پوپولیسم راستگرا از آن تغذیه میکند. اگر برنهام شکست بخورد، «نایجل فاراژ» رهبر حزب رفورم و متحد نزدیک ترامپ صندلیاش را برمیدارد.
دونالد ترامپ خودش را رهبر همهی جنبشها و احزاب پوپولیست و راستگرا در سراسر جهان میداند و علنا از تکتکشان حمایت میکند. چیزی که به پیچیدگیهای صحنه سیاست در نیمکره غربی میافزاید، ظهور پوپولیسم چپگرا در آمریکاست که جنبش ماگا و دونالد ترامپ را کاملا تحت فشار قرار داده و میتواند یک پیروزی خوب و روحیهبخش در انتخابات میاندورهای بدست آورد. در مجموع باید نتیجه گرفت که اولا اوضاع در همه جا به هم ریخته و نابسامان است، ثانیا تضادهای درونی در نیمکره غربی فزونی گرفته و عجیب نیست اگر اروپاییها دوباره روی هم اسلحه بکشند و ثالثا در دوران گذار، ملیگرایی با سبک و سیاق ترامپ فارغ از سرنوشت خود او، یک مولفه ثابت برای دمکراسیهای غربی است.
انتهای پیام/ 944
