ناکامی آمریکا در دو جبهه؛ تحریم و تهدید به مقصد نرسید

دشمن طی سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره در دو جبهه جنگ سخت و اقتصادی با ایران رو در رو شده؛ اما تاکنون به نتیجه مورد نظر خود دست نیافته است. 
کد خبر: ۸۶۹۰۹۵
تاریخ انتشار: ۲۳ مهر ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۳ - 15October 2026

گروه دفاعی امنیتی دفاع‌پرس ـ رحیم محمدی؛ جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر هم‌زمان در دو جبهه با فشار‌های سنگین مواجه بوده است؛ تهدیدات نظامی که در مقاطع مختلف به‌ویژه در دو سال اخیر از سوی دشمنان مطرح شده و جنگ اقتصادی که از مسیر تحریم‌های ظالمانه و یک جانبه از سوی دولتمردان آمریکا دنبال شده است؛ اما نکته حائز اهمیت در این تهدیدات و تحریم‌ها این است که پس از سال‌ها تلاش و هزینه‌های گسترده، دشمن در هیچ‌یک از این دو عرصه به اهداف خود نرسیده‌است؛ لذا تاب‌آوری ایران اسلامی در برابر چنین هجمه‌هایی را باید یک دستاورد راهبردی برای ملت ایران دانست.

جنگ اقتصادی

در جبهه نظامی، دشمنان افزون بر تهدیدات لفظی و نمایش قدرت، دست به اقدامات عملی، چون تعلیق پرواز‌های هوایی به مقصد ایران و اعمال محاصره دریایی نیز زدند تا از این طریق راه‌های تردد هوایی و دریایی کشور را محدود سازند؛ اما این تهدیدات با پاسخ قاطع و بازدارنده نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران مواجه شد؛ به نحوی که افزایش توان بازدارندگی و توانمندی‌های دفاعی و موشکی کشورمان در سال‌های اخیر توانسته معادله را به نفع ایران تغییر دهد.

البته تجربه هم نشان داده که هر ماجراجویی نظامی علیه ایران، هزینه‌های سنگین و جبران‌ناپذیری برای مهاجم به همراه داشته است؛ بنابراین بازدارندگی دفاعی ایجادشده نتیجه سال‌ها سرمایه‌گذاری در صنایع دفاعی، خودکفایی در تولید تجهیزات و پرورش نیروی انسانی متخصص است و نتیجه عملی آن، آرامش و امنیتی است که در سایه آن، کشور توانسته بر توسعه و پیشرفت متمرکز شود.

اما شاید بتوان جنگ اقتصادی را مهم‌تر از نبرد سخت نظامی دانست؛ جنگی که با هدف فروپاشی اقتصادی و تسلیم‌پذیری سیاسی طراحی شده است تا بیشترین فشار را بر معیشت مردم وارد سازد؛ از این روی، سیاست فشار حداکثری که از سوی آمریکا علیه ایران به اجرا گذاشته شد، تحریم‌های گسترده بانکی، نفتی و تجاری را شامل می‌شد و هزینه‌های واقعی و ملموسی برای اقتصاد ایران به همراه داشت؛ با این حال، این سیاست در رسیدن به اهداف اصلی خود یعنی تغییر رفتار و فروپاشی نظام، به‌طور کامل ناکام مانده است و این ناکامی را می‌توان بزرگ‌ترین شکست راهبردی طراحان آن دانست.

دلایل این ناکامی را می‌توان در عواملی همچون تاب‌آوری اقتصادی و ظرفیت‌های داخلی که با تکیه بر اقتصاد مقاومتی و توان تولید ملی، کشور را از وابستگی به درآمد‌های آسیب‌پذیر عبور داد، تنوع‌بخشی به شرکای تجاری و گسترش روابط با کشور‌های منطقه و شرق آسیا که حلقه‌های تحریم را گسست و نیز همبستگی ملی در برابر فشار خارجی که برخلاف انتظار طراحان تحریم به جای تضعیف منجر به انسجام داخلی شد، جست‌و‌جو کرد.

ناگفته نماند بی‌نتیجه ماندن یک جنگ به معنای نرسیدن مهاجم به اهدافش است؛ زیرا وقتی دشمن پس از سال‌ها هزینه، نه به فروپاشی اقتصادی رسیده و نه به تغییر رفتار سیاسی، این به معنای شکست راهبردی او و پیروزی طرف مقابل در حفظ استقلال و ثبات است؛ براین اساس، ایران با عبور از این بحران‌ها نه‌تنها استقلال خود را حفظ کرده، بلکه درس‌های ارزشمندی برای آینده آموخته است.

بر این اساس، ضرورت ادامه مسیر اقتصاد مقاومتی و تقویت تولید داخلی برای کاهش آسیب‌پذیری در برابر فشار‌های خارجی، اهمیت بازدارندگی دفاعی به عنوان تضمین‌کننده امنیت و آرامش ملی و حفظ همبستگی و انسجام داخلی که مهم‌ترین سرمایه در برابر هرگونه تهدید خارجی است را می‌توان درس‌های مهم برای پایداری نظام جمهوری اسلامی ایران در برابر جنگ و تهدیدات نظامی و اقتصادی دانست؛ بنابراین ناکامی دشمن در جنگ نظامی و اقتصادی علیه مردم کشورمان نه یک اتفاق، بلکه حاصل برنامه‌ریزی، مقاومت و ایستادگی ملتی است که استقلال و عزت خود را بر هر چیز دیگری مقدم می‌شمارد؛ این دستاورد، سرمایه‌ای گران‌بها برای آینده است که باید با هوشیاری و تلاش مستمر، حفظ و تقویت شود.

انتهای پیام/231

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار