آزمون دشوار اسلامآباد در موضوع یمن
به گزارش خبرنگار بینالملل دفاعپرس، پس از انعقاد پیمانهای جدید امنیتی و تحرکات اخیر اسلامآباد و آنکارا در چارچوب تعهدات دفاعی به عربستان، کارشناسان بینالمللی بر این باور هستند که پاکستان با بزرگترین چالش سیاست خارجی خود طی یک دهه گذشته مواجه شده است.

غرب آسیا یکی از پیچیدهترین و مستعدترین مناطق در بروز درگیری و چالشهای مختلف است. تصمیم به عملیاتی کردن بند دفاع جمعی در کمتر از دو ماه از امضای توافق مکه نشان میدهد که اسلام آباد ممکن است در آینده در چند لایه از درگیریهای غرب آسیا درگیر شود.
پاکستان پیشتر نیز با موقعیتی مشابه مواجه شده بود. در سال ۲۰۱۵، عربستان رسماً از اسلامآباد خواست به ائتلاف تحت رهبری این کشور علیه گروه انصارالله یمن بپیوندد؛ با این حال، دولت وقت پاکستان به رهبری حزب مسلم لیگ - نواز، تصمیم گرفت از ورود مستقیم به این جنگ خودداری کرده و موضع بیطرفی اتخاذ کند.
امروز بیش از یک دهه پس از آن تصمیم، «لحظه یمن» بار دیگر برای پاکستان فرا رسیده است. اما با این تفاوت که اسلامآباد در شرایط کنونی با چارچوبهای دفاعی و امنیتی جدیدی در قبال ریاض روبهرو بوده و ممکن است که دامنه تعهدات آن را گسترش بدهد.
در این چارچوب، پایبندی به تعهدات دفاعی عربستان برای پاکستان تنها یک مسئله نظامی نیست، بلکه با اعتبار راهبردی، جایگاه منطقهای و توان دیپلماتیک این کشور نیز ارتباط مستقیمی هم دارد. از سوی دیگر، روابط اقتصادی اسلامآباد و ریاض، بهویژه حمایتهای مالی عربستان از پاکستان در دورههای بحران تراز پرداختها و کمبود نقدینگی، اهمیت این رابطه را دوچندان کرده است.
مساله یمن نشان میدهد که چگونه بازیگران خارجی میتوانند درگیریهای منطقهای و داخلی را پیچیده کنند. ضمن اینکه، مداخله هفت ساله ائتلاف به رهبری عربستان از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲، به پایان قطعی منازعه منجر نشد و دستیابی به توافق صلح پایدار همچنان با چالشهایی همراه است.
بر اساس این گزارش، تا زمانی که توافق رسمی عربستان و انصارالله یمن نهایی نشود، پاکستان ممکن است در کنار آنکارا دست به استقرار نظامی طولانی مدت در عربستان بزند که ماهها یا حتی سالها طول بکشد تا نیروهای دفاعی عربستان را در قلمرو خود تقویت کند. چنین سناریویی میتواند منابع نظامی و اقتصادی پاکستان را تحت فشار قرار دهد و همزمان، این کشور را در معرض پیچیدگیهای سیاسی و امنیتی بیشتری در غرب آسیا قرار دهد.
با وجود این چالشهای عملیاتی، پاکستان باید به تعهدات امنیتی خود در قبال عربستان عمل کند. در قلمرو ژئوپلیتیک جهانی، تعهدات امنیتی یک کشور، پایه و اساس طرحریزی قدرت خارجی و اهرم دیپلماتیک آن کشور است. اسلام آباد پس از اینکه به طور رسمی ترتیبات دوجانبه خود را به چارچوب امنیت جمعی الزام آور و مانند ناتو در «توافق مکه» ارتقا داده است، نمیتواند زمانی که این پیمان مورد استناد قرار میگیرد، نسبت به اجرای آن تردید کند.
بنابراین، پاکستان باید به تعهدات امنیتی خود در قبال عربستان برای حفظ اعتبار استراتژیک خود عمل کند. علاوه بر این، بعد اقتصادی این رابطه، بقای پاکستان را پایهریزی میکند. زیرا عربستان از لحاظ تاریخی در تاریکترین بحرانهای اقتصادی به عنوان تکیهگاه اقتصادی اسلام آباد عمل کرده است.
در مقابل تعهدات پاکستان به عربستان، روابط اسلام آباد با ایران و ملاحظات امنیتی ناشی از همسایگی دو کشور، یکی از مهمترین محدودیتهای پیش روی اسلامآباد به شمار میرود. پاکستان و ایران حدود ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارند؛ مرزی که با چالشهایی همچون فعالیت گروههای مسلح، ناامنیهای فرامرزی و شکنندگی ترتیبات امنیتی مواجه بوده است.
بر اساس این تحلیل، مشارکت مستقیم نظامی پاکستان در تقابل با ایران یا گروههای همسو با تهران، میتواند به تشدید تنش در امتداد مرزهای مشترک، افزایش تهدیدهای امنیتی در ایالت بلوچستان و آسیب دیدن مسیرهای حیاتی تجارت منطقهای منجر شود. از این منظر، اسلامآباد با یک معادله دشوار مواجه است: از یک سو، نمیتواند بهسادگی از تعهدات دفاعی خود در قبال ریاض عقبنشینی کند و از سوی دیگر، ورود به تقابل با تهران میتواند هزینههای سنگینی برای امنیت داخلی و منافع منطقهای آن به همراه داشته باشد.
اولین رکن این استراتژی نیازمند تعامل دیپلماتیک فعال با ایران برای مذاکره درباره یک پیمان صلح جامع و بلند مدت میان ریاض و تهران است. پاکستان با امضا یا حتی مذاکره در مورد یک معاهده صلح بین دو پایتخت، قادر خواهد بود تنشهای منطقهای را کاهش بدهد و نگرانیهای رویارویی نظامی مستقیم با ایران را به حداقل برساند.
اسلام آباد به طور منحصر به فردی برای این نقش تلاش میکند. نقش میانجی اسلام آباد، آمریکا و ایران را مستقیماً به میز مذاکره آورد که در روزنامه اسلام آباد بسیار بازتاب داشته است. با این حال، با توجه به بی اعتمادی فراوان، خصومتها و بحران منطقهای فعلی، پاکستان نمیتواند این مسیر را به تنهایی طی کند. بر همین اساس هم برای به حداکثر رساندن احتمال موفقیت، اسلام آباد باید چین را در این روند مشارکت بدهد.
چین با توجه به نقش مهمی که در سال ۲۰۲۳ میانجیگری برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک ایران و عربستان سعودی ایفا کرد، از ظرفیتهای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی در تعامل با هر دو کشور برخوردار است. روابط راهبردی پکن با تهران و مناسبات گسترده این کشور با ریاض میتواند زمینه را برای پیوند دادن ابتکار دیپلماتیک پاکستان با نفوذ اقتصادی و سیاسی چین فراهم کند.
ارزش راهبردی پاکستان برای عربستان و سایر کشورهای منطقه، صرفاً به تواناییهای نظامی آن محدود نمیشود، بلکه ظرفیت اسلامآباد برای ایفای نقش میانجی میان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و ایران نیز اهمیت دارد. پاکستان برای حفظ اعتبار خود بهعنوان شریک دفاعی عربستان، ناگزیر است تعهدات خود را در برابر این کشور جدی بگیرد؛ اما همزمان، حفظ روابط سازنده با ایران نیز برای امنیت مرزی، ثبات داخلی و منافع اقتصادی این کشور ضروری است.
با توجه به تمامی مسائل و موضوعات گفته شده باید خاطرنشان کرد، چالش اصلی پاکستان در شرایط امروز، یافتن نقطه تعادل میان تعهدات دفاعی در برابر عربستان و ضرورت جلوگیری از تشدید تنش با ایران است. البته تحقق این تعادل به توانایی پاکستان در مدیریت بحران، تقویت دیپلماسی منطقهای و بهرهگیری از ظرفیت میانجیگری چین بستگی دارد.
در نهایت، «لحظه یمن» برای پاکستان میتواند به آزمونی تعیینکننده در سیاست خارجی این کشور تبدیل شود. این آزمونی است که نتیجه آن نهتنها بر روابط اسلامآباد با ریاض و تهران، بلکه بر جایگاه منطقهای پاکستان و چشمانداز امنیت غرب آسیا نیز تأثیرگذار خواهد بود.
انتهای پیام/ ۱۳۴
