اتیوپی و اریتره از جان هم چه میخواهند؟
گروه بینالملل دفاعپرس - محمد رزمجو؛ منطقه استراتژیک شاخ آفریقا و حوزه جنوب دریای سرخ بار دیگر در آستانه یک درگیری بزرگ نظامی قرار گرفته است؛ جایی که همزمانی بحرانهای داخلی و امنیتی «اتیوپی» با اقدامات نظامی «اریتره» و اصرار شدید «آدیسآبابا» بر دستیابی به خروجی اختصاصی به آبهای آزاد، معادله امنیتی این نقطه کلیدی از جهان را وارد مرحلهای بحرانی کرده است.

این بحران محلی و منطقهای زمانی ابعاد فرامنطقهای و جهانی پیدا میکند که بدانیم تحولات اخیر غرب آسیا، بهویژه درگیریهای نظامی در یمن و تسلط نیروهای انصارالله بر تنگه بابالمندب، کشورهای زیادهخواهی مانند آمریکا و امارات را بر آن داشته تا به هر نحوی، راههای جایگزین برای حضور در دریای سرخ و حفظ شریانهای تجاری را دنبال کنند.
در ریشه این درگیریها، مناقشات ارضی تاریخی، مرزی و حلنشده میان اتیوپی و اریتره در مناطق کوهستانی شمال قرار دارد که با اصرار شدید اتیوپی برای شکستن انزوای جغرافیایی ابعاد شدیدتری به خود گرفته است. اتیوپی به عنوان پرجمعیتترین کشور محصور در خشکی با جمعیتی بالغ بر ۱۲۰ میلیون نفر، سالهاست وابستگی مطلقی به بنادر کشور جیبوتی دارد و هزینههای ترانزیتی سنگینی را متحمل میشود.
«ابی احمد» نخستوزیر این کشور بارها تاکید کرده است که دستیابی به یک بندر اختصاصی و پایدار در دریای سرخ مسئلهای حیاتی، ساختاری و مرتبط با بقای ملی و توسعه اقتصادی اتیوپی است. همین اصرار آدیسآبابا بر تجدیدنظر در جغرافیای ساحلی منطقه و تحرکات نظامی در نقاط مرزی، اریتره را به این نتیجه رسانده که اتیوپی در حال تدارک یک تهاجم همهجانبه برای تصرف بنادر ساحلی است و از این رو، ارتش اریتره دست به تحرکات تهاجمی و حملات پیشدستانه در امتداد مرزهای شمالی زده است تا مانع دستیابی اتیوپی به اهداف بحری خود شود.
اما پیشرویها و اقدامات نظامی پیشدستانه اریتره تنها متکی به مرزهای شمالی نیست، بلکه با پیچیدهتر شدن گسلهای قومی و شورشهای داخلی در درون خاک اتیوپی گره خورده است. دولت فدرال اتیوپی همزمان در سه جبهه داخلی بسیار سخت و نفسگیر درگیر است؛ از یک سو نیروهای «جبهه آزادیبخش خلق تیگرای» در شمال بار دیگر فعال شدهاند و شواهد میدانی نشان میدهد ارتش اریتره برای تضعیف دولت مرکزی اتیوپی، خصومتهای دیرینه خود با این گروه را کنار گذاشته و پشت پرده دست به حمایت لجستیکی و نظامی از جبهه تیگرای زده است تا یک جبهه فشار مشترک در شمال ایجاد کند.

از سوی دیگر، شبهنظامیان «قوم آمهرا» معروف به «فانو» که زمانی در جنگ تیگرای متحد ارتش دولتی بودند، اکنون به دلیل طرحهای دولت مرکزی برای انحلال گروههای منطقهای و اختلافات عمیق ارضی، سلاح خود را به سمت دولت گرفته و در مناطق پهناور آمهرا مشغول نبرد با ارتش فدرال هستند.
در کنار آنها، «ارتش آزادیبخش اورومو» نیز در مناطق غربی و جنوبی سالهاست به مبارزه مسلحانه ادامه میدهد. اریتره با سوءاستفاده از این آشفتگی و هماهنگی غیررسمی با گروههای مخالف، توان نظامی ارتش اتیوپی را به شدت فرسوده کرده است.
همزمان با این پیچیدگیهای میدانی، زیادهخواهی اتیوپی برای دستیابی به خروجی دریایی و امضای یادداشتتفاهم جنجالی با منطقه خودمختار «سومالیلند» جهت اجاره یک نوار ساحلی، موجی از هراس، خشم و ائتلافسازی را در میان کشورهای همجوار ایجاد کرده است. دولت مرکزی سومالی در «موگادیشو»، این اقدام اتیوپی را نقض آشکار و مستقیم حاکمیت ملی و تمامیت ارضی خود دانسته و خواستار لغو فوری آن شده است.
در همین حال، مصر نیز که از پیش بر سر پرونده «سد النهضه» و سهمیه آب رودخانه نیل مناقشهای دیرینه و ساختاری با اتیوپی داشت، حضور نظامی و بحری آدیسآبابا در دریای سرخ را خط قرمز مطلق امنیت ملی خود تلقی میکند. جیبوتی نیز که نگران از دست دادن درآمد نجومی ترانزیت کالا به اتیوپی است، به این محور پیوسته تا در کنار مصر و سومالی، یک حلقه محاصره محکم دیپلماتیک و منطقهای را علیه بلندپروازیهای ابی احمد و دولت اتیوپی تشکیل دهند.
بدین ترتیب، رقابت، نفوذ و مداخلات مستقیم و غیرمستقیم قدرتهای فرامنطقهای ابعاد تازهای به این نبرد پیچیده بخشیده است. آمریکا که به دنبال تحولات اخیر در تنگه بابالمندب و خلیج عدن، نیاز مبرم و اضطراری به همپیمانان ساحلی برای ایجاد پایگاه دریایی دور از اشراف محور مقاومت را احساس میکرد، اقدام به لغو تحریمها و محدودیتهای چندساله علیه اریتره کرده و از این کشور حمایتهای دیپلماتیک و امنیتمحور به عمل آورده است تا پایگاهی استوار و قابل اتکا در کرانههای غربی دریای سرخ داشته باشد.

در نقطه مقابل، امارات قرار دارد که در سالهای اخیر پشتیبان مالی، سرمایهگذار زیرساختی و تامینکننده اصلی تسلیحاتی دولت ابی احمد بوده و با ارسال پهپادهای پیشرفته و تجهیزات مدرن به آدیسآبابا، سعی دارد نفوذ اقتصادی، بانکی و استراتژیک خود را در اتیوپی و عمق شاخ آفریقا حفظ کند. این تقابل و موازنه قدرت میان واشنگتن و ابوظبی، پیچیدگی دیپلماتیک بحران را دوچندان کرده است.
در نهایت، این تلاقی منافع میان جنگهای داخلی و قومی اتیوپی، حملات پیشدستانه ارتش اریتره و نگرانیهای شدید مصر، سومالی و جیبوتی، مستقیما به شطرنج جدید تجاری و امنیتی تحولات بابالمندب پیوند خورده است. حمله نظامی اخیر عربستان علیه یمن و ناکامیهای پیدرپی آن، در نهایت با پیروزیهای راهبردی نیروهای ارتش یمن، بازپسگیری مناطق اشغالشده توسط ائتلاف تحت حمایت ریاض و احیای تسلط کامل انصارالله بر تنگه استراتژیک بابالمندب همراه شد؛ تحولی که موازنه قدرت را در آبراههای کلیدی منطقه به نفع صنعا تغییر داد.
کنترل کامل و بلافصل انصارالله بر این شاهراه حیاتی و شکست تدابیر نظامی پیشین ائتلاف سعودی، کشورهای غربی با هدایت آمریکا و بازیگران منطقهای نظیر امارات را مجبور کرده است تا به هر قیمتی به دنبال راههای جایگزین، بنادر پشتیبان و خطوط ترانزیتی متفاوت برای دور زدن این گلوگاه باشند.
از همین رو، تسلط بر بنادر، پایگاهها و کرانههای شاخ آفریقا به عنوان تنها راه فرار از سیطره محور مقاومت بر شاهراههای مواصلاتی تلقی میشود؛ رویکردی که آتش درگیریهای مرزی و داخلی در اتیوپی را به یک بحران عمیق بینالمللی و بینقارهای تبدیل کرده است.
انتهای پیام/ ۴۶۱
