بازی السیسی با دُم شیر برای ارتزاق از پترودلار‌

ارتش مصر خاطره بسیار تلخی از باتلاق یمن در دوران جمال عبدالناصر دارد؛ نبردی که حیثیت نظامی قاهره را برد.
کد خبر: ۸۷۰۷۸۶
تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۱ - 18October 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس - الناز رحمت‌نژاد؛ سخنان اخیر «عبدالفتاح السیسی» رئیس‌جمهور مصر، در آیین فارغ‌التحصیلی افسران ارتش این کشور و اعلام آمادگی بی‌قیدوشرط قاهره برای «مداخله نظامی به نفع ریاض در صورت درخواست»، فراتر از یک مانور تبلیغاتی معمول دیپلماتیک است. این مواضع، همراه با کلید خوردن تشریفات پارلمانی جهت اخذ تفویضِ اعزام نیرو به خارج از مرز‌ها ذیل اصل ۱۵۲ قانون اساسی مصر، نشانه آشکاری از طراحی یک بازی پرمخاطره است؛ بازی خطرناکی که محرک اصلی آن، استیصال تام خاندان سعودی در مهار ضربات راهبردی ارتش یمن و نیاز مبرم دولت السیسی به استمرار تزریق دلار‌های نفتی است.

عبدالفتاح السیسی

رسانه‌های وابسته به اتاق عملیات روانی ائتلاف، بلافاصله کوشیدند با ردیف کردن استدلال‌های حقوقی از ماده ۵۱ منشور سازمان ملل تا نبش قبر «پیمان دفاع مشترک عربی ۱۹۵۰» نقاب مشروعیت بر چهره این ماجراجویی بزنند. اما واکاوی ابعاد میدانی، ژئوپلیتیکی و سیاسی این رخداد، حقایق دیگری را آشکار می‌سازد که مشروح آن در ادامه یادداشت می‌آید.

بیش از ۱۲ سال تهاجم همه‌جانبه، جنایت جنگی و محاصره ظالمانه علیه یمن، نه‌تنها دستاوردی برای متجاوزان نداشت، بلکه موازنه وحشت را به‌طور کامل دگرگون ساخت. امروز موشک‌های نقطه‌زن هایپرسونیک و پهپاد‌های تهاجمی ارتش یمن، بدون اعتنا به لایه‌های پرهزینه پدافندی آمریکایی، قلب مراکز حیاتی و فرودگاه‌های سعودی را شخم می‌زنند و هیمنه شکننده بن‌سلمان را به پناهگاه‌ها کشانده‌اند. در چنین صحنه‌ای، روی آوردن ریاض به ارتش‌های اجاره‌ای و وادار ساختن مصر به ارسال سرباز، گواهی روشن بر ورشکستگی کامل سامانه نظامی و امنیتی سعودی و حامیان غربی آن است. ارتش مصر که در تاریخ معاصر نماد نبرد علیه استعمار و صهیونیسم بوده، امروز با اراده حاکمانش در معرض تنزل به سطح یک «سپر دفاعی برای حکام نفتی» قرار گرفته است.

تمسک کارشناسان قاهره به پیمان دفاع مشترک سال ۱۹۵۰ اتحادیه عرب برای نجات ریاض، یک طنز تلخ تاریخی و مظهر استاندارد دوگانه است. پرسش بنیادی افکار عمومی جهان اسلام و محور مقاومت این است: این پیمان دفاعی، در طول یک سال و نیم نسل‌کشی علنی در باریکه غزه، خاکستر شدن ده‌ها هزار زن و کودک و هتک حرمت مقدسات توسط رژیم صهیونیستی کجا دفن شده بود؟! چگونه است که مرز‌های رفح به روی کمک‌های اولیه مردم گرسنه غزه بسته می‌شود، اما ماشین جنگی مصر برای حمایت از متجاوزان به یمن، ناگهان غیرتِ پیمان‌های عربی پیدا می‌کند؟! این نفاق آشکار سیاسی بار دیگر ثابت کرد که واژگانی، چون «امنیت جمعی عربی»، صرفاً اسم‌رمزی برای حفظ منافع طبقه حاکم و بقای ساختار‌های وابسته به واشنگتن است.

نامه فوری و هشدارآمیز «یحیی علی الراعی» رئیس پارلمان یمن به همتای مصری خود، هشداری از موضع اقتدار و دوراندیشی راهبردی بود. ارتش مصر خاطره بسیار تلخی از باتلاق یمن در دوران جمال عبدالناصر دارد؛ نبردی که بخش اعظمی از قوا و حیثیت نظامی قاهره را فرسود. صنعاء امروز، یمنِ شصت سال پیش نیست؛ یمنِ امروز، ستون فقراتِ بازدارندگی محور مقاومت در دریای سرخ و باب‌المندب است. ورود ارتش مصر به این کارزار نظامی، مستقیماً منافع حیاتی قاهره از جمله درآمد‌های کانال سوئز و ثبات شکننده داخلی این کشور را در تیررس واکنش‌های متقابل قرار خواهد داد.

دولت مصر بر لبه پرتگاهی ایستاده که سقوط در آن آسان و بازگشت از آن ناممکن است. ارتشبد السیسی باید بداند ارتش و سامانه‌های فوق‌پیشرفته آمریکا نتوانستند اقتدار مقاومت یمن را مهار کنند، چه رسد به نیرو‌های گسیل‌شده از نیل که با بحران شدید معیشتی و بی‌انگیزگی در جنگ‌های نیابتی مواجهند. تبدیل مصر به پیاده‌نظام پترودلار‌های سعودی، خیانتی نابخشودنی به آرمان فلسطین و امنیت ملی جهان اسلام خواهد بود؛ قماری که بازنده حتمی آن در نهایت، قاهره خواهد بود نه صنعاء.

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها