استکبارستیزی اصلی اعتقادی و راهبردی در قرآن و سیره نبوی است
استکبارستیزی در اندیشه اسلامی، اصلی اعتقادی و برخاسته از جهانبینی توحیدی است، نه صرفاً یک موضعگیری سیاسی مقطعی. این اصل با استناد به آیات قرآن کریم و گزارشهای تاریخی از سیره پیامبر اکرم (ص)، از مفهومشناسی استکبار و مبانی قرآنی مقابله با آن آغاز میشود و سپس الگوی عملی پیامبر (ص) را در مواجهه با سران استکبار قریش و قدرتهای جهانی آن عصر به تصویر میکشد. با تکیه بر شاخصهای ارائهشده، مهمترین مصداق استکبارستیزی در نظام بینالملل کنونی تحلیل و پیشنهادهایی برای سیاستگذاری ارائه میشود.
به گزارش دفاعپرس از کردستان، ماموستا «عزیز امیری» امام جمعه اهل سنت شهرستان قروه در اظهاراتی با تاکید بر موضوع «استکبارستیزی؛ اصلی اعتقادی و راهبردی در قرآن و سیره نبوی»، استکبارستیزی در اندیشه اسلامی را، اصلی اعتقادی و برخاسته از جهانبینی توحیدی دانسته و با تکیه بر شاخصهای اسلامی، مهمترین مصداق استکبارستیزی در نظام بینالملل کنونی را تحلیل و پیشنهادهایی برای سیاستگذاری در این خصوص ارائه کرد.

ماموستا امیری در این زمینه اظهار داشت: واژه استکبار در قرآن کریم ریشه در خودبرتربینی دارد و نخستین مصداق آن ابلیس است. آیه ۳۴ سوره بقره میفرماید: «إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ»؛ ابلیس از سجده بر آدم سر باز زد و تکبر ورزید. چنانکه در تحلیلهای تفسیری آمده، استکبار ابلیس صرفاً یک نافرمانی سطحی نبود، بلکه ریشه در یک بیماری درونی داشت که در موقعیت آزمون آشکار شد. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز با استناد به همین آیه تأکید کردهاند که اولین مستکبر در تاریخ، ابلیس است و خط اسلام، خط ضد ابلیس و شیطان است.
وی افزود: در سطح اجتماعی و سیاسی، استکبار به برتریجویی گروههایی اطلاق میشود که با تکیه بر قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی، دیگران را تحت سلطه خود میگیرند. آیه ۲۳ سوره قصص با عبارت «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ» نشان میدهد که استکبار فرعون به فساد و تباهی در زمین منجر شد. برخی تفاسیر نیز تصریح کردهاند که فرعون و اشراف قومش از ایمان به خدا تکبر ورزیدند و مردمی برتریجو بودند. از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی، استکبار در قرآن به دولتهایی اطلاق میشود که دخالت در امور ملتهای دیگر و تحمیل بر دیگران را حق خود میدانند و به هیچکس پاسخگو نیستند. نقطه مقابل آن، استکبارستیزی است که در سادهترین تعریف یعنی زیر بار زورگویی و مداخلهجویی مستکبر نرفتن.
امام جمعه اهل سنت قروه گفت: تقابل توحید و طاغوت: شعار بنیادین «لا اله الا الله» خود متضمن نفی هرگونه سلطه غیرالهی است. قرآن کریم ایمان به خدا را با اجتناب از طاغوت همراه میکند: «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ». استکبارستیزی نه یک انتخاب سیاسی، بلکه لازمه توحید عملی است.
وی عنوان کرد: قاعده نفی سبیل: آیه شریفه «وَلَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» اصلی فقهی را بنیان مینهد. در تحلیلهای فقهی، این آیه مورد بررسی دقیق قرار گرفته است؛ برخی اشکالات بر عمومیت آن وارد کردهاند، اما پاسخها نشان میدهد که سبیل به معنای عام راه و طریق است و قرینهای بر اختصاص آن به حجت یا آخرت وجود ندارد. بنابراین، آیه بر نفی هرگونه سلطه و ولایت کافران بر مؤمنان در حوزههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دلالت دارد. این آیه مبنای قرآنی مقابله با سلطه بیگانگان است.
ماموستا امیری تصریح کرد: سنت الهی نابودی مستکبران: قرآن کریم وعده قطعی نابودی استکبار و یاری مستضعفان را داده است: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ». همچنین آیه «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ» به مؤمنان هشدار میدهد که در برابر دشمن احساس ضعف نکنند؛ چراکه وعده الهی بر برتری مؤمنان است.
وی اظهار کرد: ضرورت مقابله با مستکبران عهدشکن: در تبیین دلایل قرآنی مبارزه با استکبار جهانی به دو دلیل اشاره میشود: نخست، مستکبران به عهدنامهها و قطعنامهها پایبند نیستند؛ «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ». دوم، برای حقوق و اموال دیگران حرمت قائل نیستند و خود را نژاد برتر میدانند. این تحلیل، مبنای قرآنی مقابله با استکبار را از سطح دفاعی فراتر برده و به ضرورت ایستادگی فعال در برابر مستکبران عهدشکن اشاره میکند.
وی افزود: ایستادگی در برابر تطمیع و تهدید سران قریش: هنگامی که دعوت پیامبر (ص) علنی شد، اشراف قریش با پیشنهاد ریاست مطلق، ثروت نامحدود و پادشاهی، سعی در منصرف کردن ایشان کردند. پاسخ پیامبر (ص) نقطه عطفی در تاریخ استکبارستیزی است: «سوگند به خدا، اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من بگذارند تا از این امر دست بردارم، نخواهم کرد.» این ایستادگی ریشههای مقاومت را در پیروان اندک آن روز مستحکم کرد.
ماموستا امیری گفت: نامهنگاری به قدرتهای جهانی: پس از صلح حدیبیه و تثبیت پایگاه مدینه، پیامبر (ص) با ارسال نامه به خسرو پرویز امپراتور ایران، هراکلیوس امپراتور روم و مقوقس حاکم مصر، دعوت توحیدی را به سطح تعامل با قدرتهای جهانی ارتقا داد. این نامهها که با عبارت «از محمد، فرستاده خدا» آغاز میشد، ضمن اعلام برائت از سلطه استکباری، این پیام را منتقل میکرد که هیچ قدرتی فراتر از حق الهی مشروعیت ندارد.
وی گفت: صلح حدیبیه؛ انعطاف تاکتیکی در چارچوب اصول: صلح حدیبیه نمونهای از انعطاف هوشمندانه در عین حفظ اصول است. پیامبر (ص) در شرایطی که از قدرت نظامی کافی برخوردار نبود، شروطی را که در ظاهر به سود مشرکان بود پذیرفت تا زمینه فتح مکه در دو سال بعد فراهم شود. این تصمیم نشان میدهد که استکبارستیزی به معنای رویارویی بیمحابا در هر شرایطی نیست، بلکه تشخیص مصلحت برتر و مدیریت هوشمندانه تقابل نیز بخشی از راهبرد نبوی است.
وی در ادامه عنوان کرد: مرزبندی دقیق بر اساس آیات قرآن: رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین سیره امام خمینی (ره) که برگرفته از قرآن است، به آیه ۴ سوره ممتحنه اشاره میکنند: «إِنَّا بُرَآءُ مِنکُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ». اما در عین حال، آیه ۸ همان سوره تصریح میکند که خداوند شما را از نیکی کردن به کسانی که با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکردهاند، بازنمیدارد. این بدان معناست که استکبارستیزی مرزبندی با استکبار است، نه دشمنی با همه انسانها؛ اصلی که در سیره نبوی به دقت رعایت میشد.
ماموستا عزیز امیری گفت: بر اساس شاخصهای قرآنی و تحلیلهای ارائهشده، نظام سلطه جهانی به رهبری ایالات متحده آمریکا مهمترین مصداق استکبار در روزگار ماست. این مصداق در سه لایه قابل شناسایی است:
به گفته وی، استکبار ساختاری (اقتصادی-سیاسی): نظام مالی و سیاسی بینالمللی که با ابزارهایی، چون تحریم یکجانبه، فشار سیاسی و مداخله در امور داخلی کشورها، اراده خود را بر ملتها تحمیل میکند. رهبر معظم انقلاب اسلامی آمریکا را دولتی مستکبر توصیف کردهاند که برای خود حق مداخله در امور همه ملتها را قائل است.
وی همچنین افزود: استکبار نظامی: اشغالگری و حمایت از رژیم صهیونیستی. حمایت همهجانبه آمریکا و متحدانش از رژیم صهیونیستی، که با اشغال سرزمین فلسطین و نقض مستمر حقوق ملت فلسطین همراه است، بارزترین مصداق استکبار نظامی در جهان امروز به شمار میرود.
وی ادامه داد: استکبار فرهنگی: تلاش برای تحمیل سبک زندگی، ارزشها و الگوهای فرهنگی خاص بر جوامع دیگر از طریق رسانهها و ابزارهای فرهنگی. این بُعد اگرچه کمتر آشکار است، اما در بلندمدت هویت فرهنگی و استقلال ملتها را تهدید میکند.
ماموستا امیری گفت: حمایت از ملتهای مستضعف: در مقابل، حمایت از ملتهای تحت ستم، بهویژه ملت فلسطین و ملتهای تحت تحریم و فشار، به عنوان مصداق عملی استکبارستیزی در سیاست خارجی شناخته میشود. جمهوری اسلامی ایران بر اساس اصل نفی سبیل و تعالیم قرآنی، حمایت از مستضعفان را وظیفه خود میداند.
وی در پایان تصریح کرد: استکبارستیزی در قرآن و سیره نبوی، اصلی ریشهدار و چندلایه است که از سطح اعتقادی توحید در برابر طاغوت، و نفی سبیل کافران تا سطح راهبردی مدیریت هوشمندانه تقابل و مرزبندی دقیق امتداد مییابد. در جهان امروز، این اصل در برابر نظام سلطه جهانی و حمایت از ملتهای مظلوم، بهویژه فلسطین، معنا مییابد.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما
