حجت‌الاسلام رازینی:

داعش و منافقین فرقی ندارند/ هوانیروز یک شبه کار 100سال دادگاه انقلاب را کرد

«در عملیات مرصاد منافقین راه فراری جز یک جاده نداشتند که آن را هم هوانیروز از بالا زیر آتش داشت و درحقیقت هوانیروز در این عملیات کار صدسال دادگاه‌های انقلاب را کرد.»
کد خبر: ۹۵۲۰۰
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۳ - 09August 2016

داعش و منافقین فرقی ندارند/ هوانیروز یک شبه کار 100سال دادگاه انقلاب را کرد

به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، حجتالاسلام والمسلمین علی رازینی روحانی 63 ساله، از قدیمیترین مسئولان دستگاه قضایی نظام جمهوری اسلامی است که ورودش به قوه قضائیه به سال 1359 بازمیگردد؛ زمانی که شهید آیتالله قدوسی به دستور امام (ره) موظف شد برای جلوگیری از تضییع حقوق متهمین مواد مخدر، مجددا پرونده آنها را بررسی کند و آیت الله قدوسی نیز از رازینی برای انجام این کار به مدت یک هفته دعوت به همکاری کرد.

رازینی بعد از آن در قوه قضائیه ماند و بعدها در مناصب دیگری نظیر ریاست دادگاه استان خراسان، معاونت حقوقی قوه قضائیه، ریاست دادگاه ویژه روحانیت، ریاست دادگاه های ویژه رسیدگی به تخلفات جنگ، ریاست کل دادگستری تهران (در دور دوم ریاست آیت الله محمد یزدی)، ریاست دیوان عدالت اداری (دور دوم ریاست آیتالله هاشمی شاهرودی)، ریاست سازمان قضایی نیروهای مسلح و ریاست دانشکده علوم قضایی به خدمت پرداخت.

زمانی که علی رازینی به عنوان حاکم شرع دادگاه ویژه روحانیت انتخاب شد، حضرت امام(ره) خطاب به وی نوشت «تحت تاثیر هیچ چیز و هیچ کس قرار نگیرید» و او در طول این سالها سعی کرد تا عامل به این توصیه امام(ره) باشد.

مدارج تحصیلی

علی رازینی، در سال 1342 و در سن 10 سالگی به حوزه علمیه قم وارد شد و تحت تعلیم روحانیونی چون آیت الله قدوسی، آیت الله مشکینی، آیت الله احمد جنتی، آیت الله یوسف صانعی، آیت الله وحید خراسانی، آیت الله شبیری، آیت الله مرتضی حائری یزدی، آیتالله دکتر بهشتی، آیتالله دکتر مفتح، آیت الله جوادی آملی و آیت الله مصباح یزدی قرار گرفت.

وی همچنین فارغ التحصیل کارشناسی حقوق در دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد حقوق جزا و حقوق خصوصی از دانشگاه شهید بهشتی و فارغ التحصیل دکتری حقوق از واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی است.

رازینی در دی ماه سال 1377 هدف ترور منافقینی قرار گرفت که بمبی را به خودروی وی چسباندند. او و 5 نفر از همراهانش علی رغم مجروحیت، از این ترور جان سالم به در بردند اما یک عابر بیگناه کشته شد.

در گفتگو با علی رازینی که این روزها ریاست شعبه 41 دیوان عالی کشور را برعهده دارد، به موضوع منافقین، عملکرد آنها در پیش و پس از انقلاب، محاکمه منافقین و وضعیت امروز آنها پرداختیم و البته در خلال بحث برخی سوالات در خصوص عملکرد دادگاه انقلاب بویژه در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی را نیز از وی پرسیدیم.

ماهیت منافقین از همان ابتدا مبتنی بر التقاط بود

منافقین در طول نزدیک به 40 سال، خیانت های زیادی به نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران داشتند، چه قبل از جنگ، چه حین جنگ و چه بعد از جنگ. شما به عنوان یک از مسئولین باسابقه نظام که در جریان کار اینها بوده­اید، بزرگترین خیانت اینها را چه می­دانید؟

رازینی: قبل از اینکه مقایسهای از خیانتهای این گروهک تروریستی داشته باشیم، باید نگاه تحلیلی به ماهیت این فرقه بیندازیم.

پس از 15 خرداد 1342 و مبارزه روحانیت علیه استبداد و استعمار، اقشار مختلف از جمله جوانان و دانشجویان هرکدام به نحوی در این مبارزات حاضر شدند که از جمله آنها «سازمان مجاهدین خلق» بود.

آن زمان مبارزاتی که با امپریالیسم -آمریکا- انجام می­شد زیر سایه تعالیم کمونیستی بود، یعنی در دهههای 30 و 40، یک سو جبهه مبارزات آمریکا و کشورهای وابسته به آمریکا بود و در سویی دیگر گروه­ها و احزابی مانند حزب توده وجود داشتند که مخالف استیلای آمریکا بر کشور بودند و به عنوان مبارزه با امپریالیسم، حکومت­ها یا احزابی را ایجاد کرده و اصطلاحاً چپ بودند.

متدینین نیز با اهداف و شیوه­های خود در مسیر مبارزه با حکومت بودند، یعنی از طریق مراجع. هم هدف­هایشان برای مبارزه با گروهکهای چپ متفاوت بود و هم ابزار و وسایلشان.

اما ماهیت مجاهدین خلق از نظر فکری، از همان ابتدا مبتنی بر التقاط بود، این گروهک برای اینکه از مزایای این دو جبهه مبارزه استفاده کنند یک خط التقاطی درست کردند و گفتند ما «مارکسیسم اسلامی» هستیم. یعنی گروهی درست کردند که هم با اهداف مارکسیستی هماهنگ باشد و هم با اهداف اسلام؛ میخواستند از اسلام استفاده ابزاری کنند تا بتوانند موفق شوند.

بسیاری از بزرگان و نزدیکان امام(ره) در معرض دام منافقین بودند

 آن زمان این انحراف فکری وجود داشت و بسیاری از بزرگان و حتی دوستان و یاران نزدیک امام(ره) هم نزدیک بود در این دام بیفتند و بپذیرند این روش، روش خوبی برای مبارزه است یا حداقل میتوان آنان -سازمان مجاهدین- را به عنوان یک گروه مبارز پذیرفت.

معدود افراد از بزرگان انقلاب و کشور که در راس آنها حضرت امام(ره) بودند، این فریب را از ابتدا باور نکردند. امام (ره) از همان دهه 40 که دوران طلایی این گروه بود، آنها را تحویل نگرفت و به رسمیت نشناخت، حتی زمانی که در عراق تبعید بودند آنها رفتند تا با امام(ره) ملاقات کنند اما امام وقت ملاقات نداد و آنها را نپذیرفت.

بزرگترین خیانت منافقین

بزرگترین خیانت آنها -منافقین- نه ترورهای کور مردم بیگناه بود و نه همکاری با رژیم بعث، خیانت اصلی این بود که این گروه می­خواستند چیزی را که اسلام نبود به عنوان اسلام انقلابی به خورد مردم دهند و بسیاری از افراد را هم با این تفکر منحرف کردند.

یعنی پایه­گذار یک انحراف فکری شدند.

رازینی: بله انحراف و فریب مردم و پایه گذاری فرقهای که ادعا میکند مارکسیسم است اما حتی مارکسیسم هم نبود چون آنها به مارکسیسم نیز معتقد نبودند، زیرا دیدیم در نهایت این مارکسیسم ادعایی، سر از آمریکا درآورد و این گروهک نوکر و عُمال درجه چندم آمریکا شدند.

اینها در مبارزات پیش از انقلاب چه نقشی داشتند؟    

رازینی: کارهای اینها در دهه 40 به مبارزات صدمات زیادی زد. اعصاب مبارزینی که فکرشان درگیر مبارزه با شاه بود را به هم می­ریختند. شکاف داخلی در زندان­ها به وجود آمده بود و جنگ به جای اینکه بین مبارزین و طاغوت باشد، بین نیروهای خودی ایجاد شد. چون بعضی از اینها حتی به مقدسات هم هتاکی می­کردند.

برای منافقین هدف وسیله را توجیه می­کند

در خاطرات آیت­الله طالقانی و شهید مطهری هم به این مساله اشاره شده است.

رازینی: بله. به هر حال اینها سازمانی بودند که از ابتدا براساس خیانت تشکیل شد؛ افراد این گروه در راستای اعتقاد مارکسیست­ها که «هدف وسیله را توجیه می­کند» تا پای قتل پیش رفتند و بعضی از یاران خودشان را هم که در برابر این انحراف ایستادند و مسلمان بودند و حاضر نشدند مجموعه التقاطی کمونیسم و اسلام را به عنوان اسلام بپذیرند مانند مجید شریف واقفی کشتند. یعنی در همان زمان طاغوت که ما باید با رژیم فاسد مبارزه میکردیم، اینها یاران داخلی خودشان را به دلیل مخالفت میکشتند.

این تفکر «هدف وسیله را توجیه می­کند» تفکر خطرناکی است، زمانی یک فرد، بی­بند و باری می­کند و گناهی انجام می­دهد ولی نمی­آید این انحراف شخصی را به عنوان یک مکتب ارائه دهد اما وقتی مسعود رجوی مثلا گرایشی به همسر یکی دیگر از رهبران سازمان پیدا میکند میآید و با گستاخی، این گناه را توجیه کرده و می گوید: «ما ازدواج تشکیلاتی انجام می­دهیم» و به تبع این موضوع عده زیادی از یاران خود را وادار به فساد میکند و در کل سازمان، بی بند و باری به وجود میآورد.

هدفم از گفتن این سخنان این است که می­خواهم ماهیت این گروه مشخص شود چون نسل فعلی با آنها فاصله گرفتند و نمی­دانند این گروه چه افرادی هستند.

رجوی نیاز به یکسری برده داشت، یعنی افرادی که صددرصد مطیع او باشند، نهاد خانواده را مزاحم خودش می­دید، برای اینکه این نهاد را به هم بزند، گناه بزرگ زنای محصنه را مرتکب شد و اعلام کرد همه شما باید این عمل را انجام دهید و گفت آن سیستم قبلی ازدواج را قبول نداریم، هر زنی با هر مردی که دوست داشت میتواند ارتباط داشته باشد و ازدواج قبلی مهم نیست. این تفکر خیلی مهمتر از ترور و یا جاسوسی برای صدام است.

تلاش برای مسلح شدن

بسیاری، منافقین را اولین گروهی میدانند که بعد از پیروزی انقلاب دست به جنجال و مخالفت زد. اینها در این مقطع چه روندی را در پیش گرفتند؟

بعد از پیروزی انقلاب در بهمن 57 به رهبری حضرت امام خمینی (ره) اولین شکاف و تفرقه از ناحیه منافقین ایجاد شد و آنها در نهادهای مختلف نفوذ کرده، اختلاس می­کردند و از اموال دولت برمی­داشتند و سلاح میخریدند.

مردم تحت عنوان کمیته، مسلح شده بودند و کمیته­ها هم سامان داشت و در راس آن حکومت اسلامی قرار گرفته بود، اما اینها خودسرانه کانون­های مسلح به وجود آوردند، از بانک­ها پول گرفتند و برخی اماکن را اشغال کردند و به عنوان یک گروهک شروع کردند که در انقلاب برای خودشان موجودیتی درست کنند.

سال 60 احساس کردند به اندازه کافی اموال و سلاح جمع شده و نیروی کافی هم جذب کردهاند، بلافاصله اعلام موجودیت مستقل کرده و جنگ مسلحانه را آغاز کردند.

امام(ره) فرمود همه اینها معارضند چه مسلح چه غیرمسلح

اینجا بود که تیزبینی امام(ره) خیلی قابل تحسین است؛ آن زمان ما در دادگاه انقلاب بودیم و دادگاه انقلاب هم بیشتر به مسائل طاغوتی­ها و وابستگان آنها برخورد می­کرد که مسائل مربوط به مواد مخدر هم اضافه شده بود.

بعد از اینکه سازمان مجاهدین علیه انقلاب اسلامی اعلام جنگ مسلحانه کرد امام فرمودند اینها معارض هستند و با آنها برخورد قاطع صورت گیرد، امام فرمودند اگر یک گروه مسلح در مقابل نظام قیام کند همه اعضای آن معارض هستند حتی آنهایی که در شاخه نظامی نیستند و نظام شروع به برخورد کرد با اینها.

گروه­های دیگر هم بودند؟

رازینی: بله. بعضی از گروه­های چپ مانند «چریک­های فدایی» فعالیت نظامی داشتند اما بیشتر گروه­های چپِ حزبی اینطور نبودند مجاهدین اما در برابر نظام اعلام قیام مسلحانه کردند و در بعضی شهرها به صورت مسلحانه در خیابان قدرت­نمایی کردند، خانه­های تیمی گرفتند و با نیروهای نظام مثل سپاه و ارتش مقابله کردند.

امام(ره) قاطعانه پشت دادگاههای انقلاب ایستاد

چقدر این برخوردها بازدارنده بود و چه میزان در برابر برخورد با اینها مقاومت میشد؟

رازینی: بسیاری از افراد از تیزبینی امام(ره) در برخورد با منافقین تعجب کردند، دادگاه انقلاب در آن زمان افراد سرشناسی مانند نصیری و هویدا را محاکمه می­کرد و در برههای هم یک عده از اعضای این گروهکها را محاکمه کرد و در صورت لزوم با صلابت کامل اعدام هم میشدند.

الان که ما به وضعیت افغانستان نگاه می­کنیم و میبینیم که مردم آنجا با اینکه علیه حکومت کمونیستی قیام و آن را ساقط کردند، امروز چه اوضاعی دارند یا به وضع آشفته عراق که نگاه می­کنیم و ایران را  با این کشورها مقایسه میکنیم میبینیم که احکام اسلام چقدر مترقی بوده و امام(ره) چه میزان به آن باور داشته است.

حدیثی داریم که میگوید:«حدی که در زمین اقامه شود، منافعش از 40 روز باران بر زمین بیشتر است» مثلا طبق احکام اسلام، اگر دست یک دزد قطع شود یا یک محارب اعدام شود، خیر آن از 40 روز باران بر روی زمین بیشتر است و این را کسی که در فضاهای تبلیغاتی ضداسلامی حضور دارد نمی­تواند درک کند.

امام(ره) کاملاً به این موضوع باور داشت و این حربه­ها هیچگاه نتوانست صلابت امام(ره) را بشکند. ایشان قاطعانه پشت دادگاه انقلاب و سپاه ایستادند و نهادهای انقلابی شروع کردند به مبارزه با منافقین.

یک خاطره بگویم. من در سال 60 به عنوان حاکم شرع به بجنورد رفتم، مسئولین فرهنگی آن شهر به من اعلام کردند که 80 الی 90 درصد از جوانان این شهر گروهکی هستند و 20 درصد حزب­اللهی و بی­خط.

بجنورد از مناطقی بود که منافقین زودتر از 30 خرداد جنگ مسلحانه را در آنجا شروع کردند. وقتی 5 نفر محاکمه و اعدام شدند قضیه تمام شد. خانواده­ها فهمیدند نظام جدی است و رفتند سراغ بچه­هایشان و آنها را جمع کردند و ما هم جلسات ارشادی و توجیهی گذاشتیم و در زندان برای آنها کلاس برپا کردیم و اینها این مسائل را رها کردند.

به هر حال منافقین در سال 60 کار مسلحانه را شروع کردند و سال 60 و 61 اوج اقدامات تروریستی آنها در ایران بود و بعد که دیدند در ایران نمی­توانند مقاومت کنند و سران آنها سریع دستگیر می­شوند، خودشان به کشورهای اروپایی و خارجی عقب نشینی کردند و تحت حمایت کشورهای آنها قرار گرفتند.

وقتی دستشان از ایران کوتاه شد اقداماتی برای بقا انجام دادند و وصل شدن به آمریکا و اسرائیل و صدام.

صدام به دنبال استفاده از منافقین بود

هدف صدام از مجال دادن به اینها در خاک خودش چه بود؟

صدام به سبب اینکه به آنها پول می­داد و در کشورش به آنها میدان و مکان برای استقرار داده بود، بیشترین استفاده را از آنها کرد.

در سال67، ادامه جنگ دیگر به نفع صدام نبود لذا از کانال­های مختلف به ایران فشار می­آورد تا قطعنامه 598 را قبول کند.

ایران تا 27 تیر 67 قطعنامه را قبول نکرده بود اما کشور در شرایطی قرار گرفت که قطعنامه 598 پذیرفته شد و خود امام(ره) هم در راس این قضیه بودند.

در آن فضا صدام دیگر توان جنگ نداشت و می­خواست از جنگ بیرون برود و قوای خود را بازسازی کند و از طرفی هم اربابان صدام دوست نداشتند جنگ علیه ایران تمام شود و مایل بودند تداوم داشته باشد.

نقشه خطرناکی را طراحی کردند و جنگ نیابتی به راه انداختند و منافقین را تشویق کردند که با ایران بجنگند.

البته منافقین پیش از این -مرصاد- چند اقدام محدود هم انجام داده بودند مثل عملیات های آفتاب و چلچراغ که البته بیشتر شبیه مانور بود.

اما وقتی ایران قطعنامه را پذیرفت، منافقین از مرزهای کشور، با حمایت ارتش صدام وارد ایران شدند. پدافند نیروهای ما در آن مقطع در مرزها بود و طبیعتا اگر اینها خط پدافندی را پشت سر میگذاشتند، دیگر مانعی جلوی راهشان نبود.

تصور آنها این بود که می­توانند بیایند به تهران و برخی از مراکز مهم را تخلیه کنند؛ با این فکر و خیال به داخل ایران آمدند.

هوانیروز یک شبه کار 100سال دادگاه انقلاب را انجام داد

عملیات مرصاد چقدر در انهدام شاکله این سازمان موثر بود؟

ما خدا را برای عملیات مرصاد شکرگزاریم. چقدر در سالها 60 و 61 باید زحمت می­کشیدیم تا یک خانه تیمی را شناسایی کنیم و آنها را دستگیر کنیم، اینها آدم­های خطرناکی بودند و می­رفتند سپر انسانی می­گرفتند، مردم را گروگان می­گرفتند و جان آنها به خطر می­افتاد. بچه­های سپاه و کمیته باید با فداکاری و احتیاط بسیار یک منافق را در یک خانه تیمی دستگیر میکردند تا به همسایه آسیبی وارد نشود. نمی­توانستیم نارنجک بیندازیم. با چه زحماتی اینها دستگیر و محاکمه می­شدند. مشکلات عملیاتی، مشکلات پرونده­ای، موانع حقوق­ بشری و همه اینها وجود داشت تا ما یک آدم خطرناک به حال بشریت را اعدام کنیم و جامعه بشری از دست او راحت شود.

در عملیات مرصاد، خداوند کمک کرد و آنها با حماقت خودشان همه یک جا جمع شدند به جای اینکه دادگاه بخواهد اینها را محاکمه کند و حکم اعدام دهد همه آنها با پای خودشان به تله افتادند و هوانیروز از بالا آنها را با راکت زد و همه را از بین برد.

یعنی کار صد سال دادگاه انقلاب را هوانیروز در یک شب انجام داد، چون اینها آدم­های احمقی بودند و اطلاعات غلطی به آنها داده بودند که ایران از هم پاشیده است و اوضاع خیلی خراب است و شما همین که از مرز بروید و وارد ایران شوید همه از شما استقبال می­کنند.

منافقین را در همان دادگاه نظامی محاکمه کردیم

شما در زمان عملیات مرصاد در کرمانشاه بودید؟

رازینی: نه، از مرز کرمانشاه جلوتر بودیم. در اواخر جنگ با دستور امام(ره) دادگاه­ رسیدگی به تخلفات ایجاد شد تا بدون تشریفات مرسوم، به تخلفات جنگی رسیدگی شود.

امام(ره) نیز مسئولیت ریاست سازمان قضایی نیروهای مسلح را به من سپرده بودند و ما در همان روزهای منجر به پذیرش قطعنامه، دادگاه­ها را در مناطق مرزی ایجاد کردیم و رفته بودیم تا به آنها سرکشی کنیم.

همزمان با تشکیل دادگاه رسیدگی به تخلفات جنگ، قطعنامه 598 امضا شد و چون نظامیهای بیگانه طبق قوانین دنیا در دادگاه نظامی محاکمه میشوند رسیدگی به وضعیت منافقین دستگیر شده در عملیات مرصاد هم به عهده این دادگاه بود.

جالب اینجا بود ما وقتی اینها را محاکمه می­کردیم میدیدم منافقین فراخوان کرده بودند و سمپاتهای اینها از مناطق مختلف دنیا مانند اروپا و آمریکا با وعدههایی مانند وزارت، استانداری و پست­های بالا خودشان را به عملیات رسانده بودند.

یک عده آدم راحت­طلب اروپانشین را که حوصله جنگیدن هم نداشتند قانع کردند و گفتند شما بیاید، جنگی هم در کار نیست ما از مرز مستقیم می­رویم در ایران و حکومت تشکیل می­دهیم. اینها هم با همان خوش­خیالی آمده بودند تا در عملیات شرکت کنند.

در حین عملیات دیدند عرصه تنگ شده است، از یک طرف نیروهای رزمنده در تنگه چهارزبر و دشت حسن­آباد نزدیک کرمانشاه جلوی منافقین را سد کرده­ بودند و از پشت سر هم نیروهایی از ایلام سه راه پادگان ابوذر را محاصره کرده­ بودند و اینها وسط ماندند و بعد هم جایی نمی­توانستند بروند جز یک جاده که هوانیروز هم جاده را با راکت می­زد، طبعاً بعضی از این منافقین پایین آمدند و در روستاهای اطراف پراکنده شدند.

عملیات مرصاد قدرتنمایی خدا بود

یکی از آن کسانی که از یک کشور اروپایی آمده و دیده بود اوضاع خوب نیست، خواست خودش را از مهلکه نجات دهد و تصورش هم این بود که مردم از رژیم و حضرت امام(ره) به ستوه آمده­اند و منتظر یک ناجی هستند.

هنگام فرار از دور یک چوپان را می­بیند و می­گوید من از مجاهدین خلق هستم و برای کمک به شما آمدهام، چوپان هم می­گوید: شما از مجاهدین خلق هستی؟ اجازه بده بروم به پدرم بگویم! او هم خوشحال می­شود که این شخص او را تحویل گرفته و آن چوپان هم می­رود به پدرش می­­گوید. بعد این دو نفری او را محکم به درخت می­بندند و تا می­توانند او را کتک می­زنند و بعد آمدند و او را تحویل دادند.

عملیات مرصاد قدرتنمایی خداوند بود؛ «بدی دچار اهلش می­شود» یعنی امروز دود داعش به چشمان کسانی میرود که آن را درست کردند، خودشان بیشتر از همه آسیب می­­بینند.

البته برخی تحلیل­ها هم این است که عراقیها از ادامه ماندن منافقین در کشورشان نگران بودند و میترسیدند اینها برای صدام دردسر ایجاد کنند و از طرفی هم روی این را نداشتند که آنها را از عراق بیرون کنند و خودشان این توطئه را چیدند که اینها به دست ما تار و مار شوند.

تنها چیزی که برای منافقین مهم نیست منافع ملی است

بعد از جنگ وضع آنها چطور شد؟ بیشتر در چه حوزههایی فعال بودند؟

منافقین چه در زمان جنگ و چه بعد از جنگ در جاسوسی از مراکز حساس ایران فعالیت داشتند، اطلاعات دانشمندان هسته­ای ترور شده را اینان به دشمنان دادند. در زمان جنگ هم اکثر بمبارانهایی که از سوی صدام انجام میشد و موفق بود، از طریق جاسوسی منافقین انجام میشد. چنین موجوداتی هستند که روز به روز بر رسوایی آنها بیشتر میشود و مردم آنها را شناخته­اند که از نظر وفاداری و علاقمندی به کشور چگونه هستند. الان تنها چیزی که برای آنها مطرح نیست منافع ملت ایران است و برای اینکه پولی به دست بیاورند و به زندگی کثیف خودشان ادامه دهند دست به هر کاری می­زنند.

همه اعدامیهای سال 67 محاکمه شدند

آنها سعی می­کنند بر اثر تبلیغات مسائل را به گونه دیگری نشان بدهند و مظلوم ­نمایی کنند و یکی از موضوعاتی که هر ساله مطرح می­کنند بحث اعدام­های سال 67 است. ریشه این ماجرا در کجا بود؟

رازینی : مساله خیلی پیچیده نیست. یک عده جرمی مرتکب میشوند، محاکمه می­شوند و زندان میروند. زمانی هم که در زندان هستند، باز جرمی مرتکب میشوند و یا بعضی از جرایمی که قبلاً انجام داده ­اند برملا می­شود. مثلا فردی بخاطر یک جرم به 2 سال حبس محکوم می­شود اما در طول این مدت مشخص می­شود که در یک ترور هم نقش داشته است.

تعدادی از منافقین در شرایطی بودند که جرایم جدیدی داشتند که امام(ره) دستور دادند اینها دوباره محاکمه شوند و یک جمعی مرکب از قاضی و دادستان آمدند و در یک برهه، همه را محاکمه کردند و حکم صادر شد.

امام(ره) میدانست منافقین دست بردار نیستند

این هم­ زمانی با اواخر جنگ و بحث مرصاد ارتباطی با هم داشت؟ چون ما شنیدیم می­گویند اینها با هم هماهنگ بودند وقتی که آمدند یک شورشی از داخل انجام بدهند؟

رازینی: یکی از روشن­بینی­های امام(ره) این موضوع بود که به یک معجزه شبیه است.

در افسانه­ها وجود دارد که یک زمانی تورانیان به ایران حمله کرده بودند و ایران هم میخواست تا جلوی آنها را بگیرد. حکمیت شد که یک نفر تیری را پرتاب کند و نقطه اصابت آن تیر با زمین مرز ایران باشد و از باقی صرف­­نظر کنند. آرش کمانگیر، سرباز فداکاری بود که به خودش فشار زیادی آورد تا تیر را به دورترین نقطه پرتاب کند و بخاطر همین فشار هم جان خود را از دست داد.

این افسانه، افسانه زیبایی است که یک سرباز می­تواند جان خودش را فدا کند برای اینکه یک وجب از خاک وطنش به هدر نرود او درحقیقت جانش را در آن تیر گذاشت.

امام(ره) در اواخر عمرشان که به بیماری مبتلا بودند و احساس میکردند زمان لقاءالله نزدیک است، چند تیر از همین جنس پرتاب کردند که هر کدام از آنها برای نجات کشور، استراتژیک بود.

یکی حکم سلمان رشدی بود. غرب شروع به تهاجم فرهنگی علیه بالاترین مقدسات ما کرده بود و یک نویسنده مسائل اسلام را به نحو خاصی زیر سوال برد. امام(ره) یک تودهنی به اینها زد و جوامع اسلامی حتی اهل سنت هم با ایشان همراه شدند و این کار موجب شد تا آمریکا و انگلیس و کشورهای دیگر بفهمند از این طریق به جایی نمی­رسد و شر به خودشان بازمی­گردد.

مساله بازنگری قانون اساسی یکی دیگر از این کارها بود و امام(ره) در سالهای پایان عمر خودشان قانون اساسی را ترمیم کردند و اصلاحاتی انجام دادند، چون قانون اساسی ممکن بود کشش مسائل بعدی کشور را نداشته باشد.

مثلا مساله شورای رهبری را حل کردند چون رهبری شورایی مسلماً در آن تلاطم و بحران­هایی که خارجی­ها ایجاد می­کردند موفق نبود.

مساله قائم­ مقامی و فردی که نشان داده بود نمی­تواند کشور را اداره کند حل شد و  امام(ره) او را کنار گذاشتند.

اگر امام(ره)  آن زمان این مسائل را حل نمیکردند بعدها کشور دچار بحرانهای بسیاری می­شد.

یکی دیگر از این مسائل، مساله منافقین بود که ایشان با تیزبینی فهمیدند منافقین دست­بردار نیستند و میدانست قدرت­های خارجی هم منافقین را به عنوان یک ابزار شناخته اند و به عنوان ستون پنجم از آنها استفاده خواهند کرد.

شاید اگر منافقین مزدور دشمن نبودند نظام با رافت بیشتری برخورد میکرد

اگر منافقین فقط خودشان بودند شاید نظام با عفو و رافت اسلامی با آنها برخورد میکرد، کما اینکه در اثر آموزشهایی که صورت گرفت صدها نفر از آنان توبه کردند اما وقتی امام (ره) میبیند دشمن خارجی از اینها سوء استفاده میکند دستور دادند قاطعانه برخورد شود و فرصت اینکه اینها ابزار و جای پایی برای دشمن باشند داده نشد.

تعدادشان چند نفر بود؟

رازینی: من در این دادگاه­ها حضور نداشتم ولی به هر حال کسانی که آن زمان در زندان بودند و جرائم جدیدی داشتند دوباره محاکمه شدند.

داعش و طالبان و منافقین با هم فرقی ندارند

وضعیت الان منافقین را چگونه می­بینید؟ کشوری مانند فرانسه که خودش را مدعی حقوق بشر می­داند چرا به اینها مجال میدهد و این همراهی با منافقین چه ضرری برایشان خواهد داشت؟

رازینی: جریان داعش، جریان طالبان و جریان منافقین کاملاً شبیه هم است، اینها با یک فرمول از فرمول­های سنت­های الهی پاسخ داده می­شود. قرآن میفرماید:«وَ مکروا وَ مکرَ اللَهُ وَاللهُ خَیر الماکِرین» آنها مکر کردند و خدا هم مکر کرد و مکر خدا برتر است. این تجمعهای منافقین هم باعث رسوایی و بیآبرویی بیشتر آنان می­شود.

شعارهای حقوق بشری غرب زیر سوال است

در حال حاضر بسیاری از شعارهای حقوق بشری کشورهای غربی زیر سوال رفته است. وقتی که عربستان در یمن کودکشی می­کند و آمریکا و سازمان ملل حمایت می­کنند جز رسوایی چه چیزی است؟

داعش و طالبان کار را به جایی رساندند که آمریکا و عربستان و فرانسه دچار مشکل شدند و نمی­دانند چه تصمیمی بگیرند.

نه تنها برای جنایات و خشونت­هایی که علیه ملت ما انجام دادند پاسخگو نبودند بلکه برای ملت خودشان نیز در حال حاضر پاسخی ندارند که چرا این گروهها در کشور آنها جلسه تشکیل می­دهند.

منافقین آیندهای ندارند اما نباید آنها را دست کم گرفت

بقایای این گروهک چطور، آیا توانایی دارند و می­توانند سازماندهی کنند و اقدامی علیه ایران انجام بدهند یا نه؟

رازینی: خیلی ضعیف شدهاند ولی ما نباید دشمن را ضعیف ببینیم و باید هوشیاری خودمان را حفظ کنیم زیرا اینها بر مبنای یک جنگ شرافتمندانه عمل نمی­کنند و نامرد هستند، لذا ما باید هوشیار باشیم که آسیب نبینیم. نباید خیلی آنها را دست­کم گرفت اما منافقین به نظر من آینده­ای ندارند و نمی­توانند در هیچ جای دنیا برای خودشان جای پایی باز کنند.

دادگاه انقلاب با همان صلابت گذشته کار میکند

دستگاه قضا امروز در برابر اینها چه نوع برخوردی دارد؟

رازینی: راس اینها شیطان است، یعنی وقتی آمریکا پشتیبانی می­کند و عربستان پول می­دهد برای خودشان سازماندهی ایجاد می­کنند. پول می­گیرند و مزدوری می­کنند و متناسب با آن کارهایی انجام می­دهند و ما باید هوشیار باشیم، همانطور که نیروهای مسلح وظیفه خودشان را انجام میدهند، دستگاه قضایی هم مسلماً وظیفه خودش را انجام می­دهد؛ اکنون نیز اگر گروه­های مسلحی باشند که علیه کشور اقدام کنند دادگاه انقلاب و دستگاه قضایی به همان قوتی که در قبل بوده برخورد می­کند چه از داعش باشند، چه منافقین و یا هر گروه دیگری.

امتیاز جمهوری اسلامی ایران و علت اینکه کشورمان امروز امن شده این است که ضمن رافت و رحمت که خداوند فرموده، در اجرای حکم خدا قاطع هستند و مماشات نمی­کنند.

امام(ره) ملاحظه افراد ترسو را نکرد

ما باید برای امام (ره) دعا کنیم که همان روزهای اول که منافقین قیام کردند، ملاحظه توصیه افراد ترسو را نکرد؛ امام قاطع فرمودند احکام شرع باید اجرا شود و احکام شرع اجرا شد.

اگر دادگاه انقلاب بود عراق 2 هفته بعد از سقوط صدام امن میشد

اگر با چند ده نفر از آنها همان سال­های انقلاب برخورد نمی­شد و اعدام نمی­شدند، فرزندان بسیاری از خانواده­ها به دام منافقین میافتادند؛ علت ناامنی امروز افغانستان، عراق و سوریه این است که آنجا امام ندارند، دادگاه انقلاب ندارند، اگر امام و دادگاه انقلاب داشتند در عراق وقتی صدام سقوط کرد ظرف 2 هفته امن می­شد.

رجوی یا مُرده یا وضعیتی بدتر از مُردن دارد

تحلیل­ جنابعالی در مورد زنده بودن یا مُردن مسعود رجوی چیست؟

رازینی: من فکر می­کنم ایدز گرفته (با خنده) چون آدم زن­ باره­ای بود و به همه خیانت کرد. من فکر می­کنم یا مُرده است یا وضعیتی بدتر از مُردن دارد، چون در هیچ مجمعی در چند سال اخیر ظاهر نشده و هیچ جایی دیده نشد. معلوم است یا به اندازه­ ای مریض است که قابل ارائه نیست یا واقعاً مُرده است.

اینقدر شهامت داشتیم که هرکس اعدام شد زیر حکم آن را امضا کردیم

جناب آقای رازینی پاسخ شما به اظهارات افرادی که میگویند برخی افراد بدون محاکمه در دادگاه انقلاب اعدام شدند، به عنوان کسی که در ابتدای انقلاب جز افراد موثر در این حوزه بودید، چیست؟

رازینی: ببینید وقتی در دنیا در کشوری انقلاب می­شود و حکومت جدیدی روی کار میآید صدها نفر را بدون محاکمه به دار می­کشند و خون در شهرها راه میاندازند اما انقلاب اسلامی تنها انقلابی در طول تاریخ بوده که چنین رفتاری در آن صورت نگرفت. خدا امام (ره) را رحمت کند که فردای انقلاب، دستور داد تا دادگاه انقلاب تشکیل شود.

اگر امام(ره) می­خواست مانند بقیه عمل کند، می­گفت بچه­های انقلابی بروند همانطور کار خودشان را انجام بدهند اما گفت ترمز کنید شما حق دخالت ندارید. اتهام افراد باید در دادگاه­ها رسیدگی شود.

همان هویدا و نصیری را ما محاکمه کردیم ولی خب به هرحال وضعیت دادگاه در آن مقطع طبق شرایط بحرانی بود. مثل امروز نبود که مثلا چند مرحلهای باشد یا چند قاضی رسیدگی کنند. آن زمان یک مرحلهای بود و 2 قاضی رسیدگی می کردند.

ولی قطعا همه آنها محاکمه شدند و قاضی زیر حکم آنها را امضاء کرده است و گفته است به این دلیل باید اعدام شوند.

ما این شهامت را داشتیم که هر کس را اعدام کرده­ایم نوشتیم این آقا به این دلیل اعدام شده است و زیر آن را امضاء کرده­ایم و این افتخاری است برای ما.

حالا امروز آئین­های دادرسی متفاوت است یک زمانی سخت­تر و یک زمانی آسانتر است و شرایط متفاوت است ولی خود نفس اینکه ما محاکمه کردیم، طبیعی است در شرایط بحرانی یا جنگی نمی­شود محاکمه را 10 سال طول داد.

ایران امن است

واقعاً نظام اسلامی کارآمد است، قادر است مشکلاتش را حل کند و ای کاش کشورهای دیگر به جای اینکه بیایند و ایراد بگیرند و مشکل سازی کنند الگو بگیرند.

تحلیلگران غربی اذعان کردهاند که علیرغم این همه مشکلاتی که غرب برای ایران درست کرده است، در ایران امنیت وجود دارد با اینکه گروههای تروریستی مانند داعش در نزدیکی مرز ما هستند و ورود آنها به کشور ما باید آسانتر باشد تا اینکه آنها وارد فرانسه و بلژیک شوند.

چرا هواپیماربایی در کشور ما اتفاق نمی­افتد؟ چرا مشکلی در مناطق ما وجود ندارد و یهودی و مسیحی و مسلمان و شیعه و سنی در کنار هم مسالمت آمیز زندگی می­کنند و با هم مشکلی ندارند؟

به گذشته ام افتخار میکنم

شما چند دهه در مسند قضاوت نشستید و این کار بسیار سخت و حساسی است که با مال و جان مردم ارتباط دارد. از گذشته خودتان چقدر راضی هستید؟ یعنی اگر بازگردید به گذشته همین روند را ادامه میدهید؟

رازینی: انسان نباید از خودش راضی باشد ولی ما از مسئولین راضی هستیم و از حمایت­های ملت راضی هستیم و به هر حال مسیری که طی کردیم مسیر افتخارآمیزی بوده و در عملکرد ما با هدایت امام(ره) و مقام معظم رهبری نکاتی وجود دارد که انسان می­تواند به آن افتخار کند.

من شاکر هستم که خداوند به من توفیق خدمت داده است و بیش از 30 سال خدمت کرده­ام و در مسیر اهداف امام(ره) و انقلاب و مقام معظم رهبری گام­هایی برداشتم و خدا انشاءالله توفیق بدهد که بتوانم تا آخرین نفس همین راه را ادامه دهم.

منبع: فارس

نظر شما
پربیننده ها