اگر اسلام بماند ماندگاریم و اگر اسلام به خطر افتد ماندن ما چه ارزشی دارد

به گزارش خبرگزاری دفاع مقدس، چهارم اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۳، محمدمهدی یزدان پناه خوزانی در خانوادهای اصیل و متدین در شهر اصفهان به دنیا آمد. او دومین فرزند خانواده بود. دوران کودکی را در خانواده، همراه پدرش محمدآقا و مادرش بتول خانم و دو خواهر و دو برادرش گذراند.
* عشق به قرآن
"محمد مهدی" به درس خواندن علاقه زیادی داشت. رفت و آمد او در جلسات قرآن از دوره نوجوانی آغاز شد. "محمد" همچنین عشق و علاقه زیادی به قرآن داشت. هیچگاه کار را برای خود عار نمی دانست و در ایام تعطیلات تابستان وقت خود را با کار کردن در مغازه لبنیاتی یکی از دوستانش میگذراند. پس از آن، نزد پسر عمویش در داروخانه کار کرد.
"محمد" از دوران دبیرستان به دلیل شرکت در مجالس مذهبی و مطالعه قرآن و کتب مذهبی، به مسایل اجتماعی و سیاسی جامعه حساس شده بود و وضع جامعه و سیاست های رژیم پهلوی را متناسب با تعالیم دینی نمیدید.
* تفسیر قرآن در دانشگاه
"محمد مهدی"؛ 15 ساله بود که پدر خود را از دست داد. با این وجود و با سختی های فراوان، تحصیلات متوسطه را پایان بخشید و مدرک دیپلم را گرفت ولی از ادامه تحصیل بازنایستاد و با شرکت در آزمون دانشگاه در رشته مهندسی کشاورزی پذیرفته شد. او برای تحصیل در دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۲ به تهران آمد. سال های تحصیل وی در دانشگاه با خیزش جنبشهای دانشجویی مسلمان در دانشگاهها همراه بود.
"محمد مهدی" پس از مدتی جلسات تفسیر قرآن در دانشگاه را راهاندازی کرد. فعالیتهای سیاسی و مذهبی "محمد مهدی" حساسیتهای امنیتی رژیم پهلوی را برانگیخت تا اینکه پس از مدتی به دلیل فعالیتهای دینی و سیاسی دستگیر و روانه زندان کردند. وی دو سال از عمر خود را زیر آزار و شکنجه ساواک گذراند. او این دوره را به فرصتی برای شناخت راه و رسم مبارزه و تقویت اعتقادات خویش مبدل نمود.
پایان دوره زندان "محمد" به آغاز انقلاب اسلامی ایران نزدیک شد و با خیزش ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره) تلاش در همراهی انقلاب نمود.
* پیشگام در راه اعتلای آرمانهای انقلاب
در آن روزها محمد مهدی با تمام وجود برای پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی میکوشید. او در راهاندازی تظاهرات و راهپیمایی نقش فعالی داشت و اعلامیههای حضرت امام خمینی(ره) را به مردم میرساند. پیروزی انقلاب اسلامی نقطه عطفی در زندگی "محمد مهدی" بود. او با خدای خویش پیمان داشت که برای پیشبرد و حفظ انقلاب اسلامی به جهاد و مبارزه ادامه دهد.
با تشکیل هیأتهای هفت نفره واگذاری زمین که با هدف تأمین زمین برای کشاورزان محروم و در راستای اجرای اهداف عدالت جویانه انقلاب و توسعه کشاورزی انجام میشد؛ محمد مهدی برای راهاندازی این هیأت در منطقه کردستان و خدمت به مردم محروم آن دیار و در پی رهنمودهای امام خمینی(ره) تصمیم به رفتن از آن منطقه نمود.
در آن زمان کردستان به دلیل فعالیتهای گروههای سیاسی و مسلح ضد انقلاب، به صحنه آشوب و درگیری تبدیل شده و این درگیریها بر محرومیت منطقه و مردم کرد میافزود.
"محمد مهدی" در سال ۱۳۵۸و در نیمه شعبان ازدواج کرد و با برگزاری مراسمی ساده در خانه و با حضور خویشاوندان نزدیک، زندگی مشترکش را آغاز نمود و از ایشان یک دختر به یادگار ماند.
* انس با قرآن
"محمد مهدی" با قرآن بسیار انس داشت و در هیچ شرایطی خواندن قران را ترک نمیکرد. از تفسیرقرآن لذت میبرد و هرگاه فرصتی پیش میآمد آیهای از قرآن میخواند و به دیگران نیز توضیح میداد. دائماً مشغول ذکر بود و هیچ گاه از یاد مرگ غافل نمیشد و نماز اول وقتش ترک نمیشد و سعی میکرد با متانت و آرامش بخواند. ویژگیهای محمد همه را مجذوب او میساخت.
"محمد" میگفت: "اگر اسلام بماند ماندگاریم و اگر اسلام به خطر افتد ماندن ما چه ارزشی دارد." همین اعتقاد و خصوصیات معنوی بود که او را به کارهای سخت و بی ادعا وامی داشت. هرجا کار سخت و بیشتری بود؛ همان جا را برای خدمت انتخاب میکرد. "محمد مهدی" همچنین شیفته دعای کمیل و زیارت عاشورا بود.
"حسین" برادر "مهدی" نیز به دست نیروهای ضدانقلاب اسیر بود و پس از مدتی به طرز وحشیانهای به شهادت رسید. زمانی که خبر شهادت برادر بزرگتر، "حسین"، به او رسید، علیرغم علاقه زیادی که به او داشت گریه نکرد و در برابر دشمن، تأثری از خود نشان نداد. او فقط به گفتن عبارت "انالله و انا الیه راجعون" اکتفا کرد و گفت: "برادر! اگر ماندم، بر سر مزارت میآیم و آنجا گریه خواهم کرد، ولی اکنون در بند دشمن و در مقابل دشمن هرگز گریه نخواهم کرد."
* روز وصال
آن روز، روز تحقق آرزوی محمد مهدی بود. روز ۷تیرماه سال ۱۳۶۰ و زیر شکنجه دشمن، جان به جان آفرین تسلیم کرد و به شهادت رسید.
* فرازی از وصیتنامه شهید
خداوندا، آنجایی که به ما عنایت نمودی در خرید و فروش با تو، در مقابل بهشت، جانم را به تو فروختم، چه، بهشت جز بندگانِ مخلص صالحت راه ندارند و نیز دانستم که هر چه از رزق، نصیب ما فرمودی، باید با انفاق آن، دریچههای رشد و تقوی را بر خود بگشاییم و رزق بالاتری دریافت نماییم که رزق تو وسیع است.
