پدر شهید «اسماعیل خانزاده»:
«خانزاده» گفت: «در عالم خواب دیدم که اسماعیل اسیر شده است. آن قدر به سر و صورتم زدم که داعش با بچه من میخواهد چهکار کند؟ نکند میخواهد او را بکشد؟! در همین لحظه آقایی نورانی و بلندقد را دیدم که کنارم ایستاده است. گفت: چرا اینقدر بیقراری میکنی؟ اسماعیل تو آزاد شده.»
کد خبر: ۵۱۶۰۴۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۱/۲۴
شهید « اسماعیل خانزاده » در قسمتی از وصیتنامه خود آورده است: «خدایا، خستهام، شکستهام، دیگر آرزویی ندارم جز شهادت تو مرا در رحمت خود سکنی ده و هر چه زودتر فراهمساز روزیام را که چیزی جز شهادت نیست.»
کد خبر: ۴۹۵۶۱۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۲۹
در گفتوگو با دفاعپرس عنوان شد؛
در گوشهای از اتاق، بر روی صندلی نشستیم. پس از احوالپرسی از من خواست ماجرای نبرد خانطومان را تعریف و تشریح کنم. من هم از واقعه خانطومان و ایستادگی و مقاومت رزمندگان یگان ویژه ۲۵ کربلا و فاطمیون و نبرد تن به تن مدافعان حریم اهل بیت علیهم السلام گفتم و او گوش میداد و گهگداری به چهره بنده نگاهی میکرد و گفت: «از تلاشها و مجاهدتهای رزمندگان لشکر ۲۵ کربلا و فاطمیون در حماسه خانطومان متشکرم.»
کد خبر: ۴۳۴۵۲۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۱۰/۱۱
یکی از زائرای اربعین تعریف میکرد: نیت کرده بودم که با عکس شهید خانزاده به پیاده روی اربعین بروم. وقتی به نجف اشرف رسیدم برای استراحت به منزل یکی از عراقیها رفتم. نیمههای شب وقتی از خواب بیدار شدم دیدم چند جوان سوری بالای سرم گریه و زاری میکنند.
کد خبر: ۳۲۲۶۶۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۹/۱۹