کهنوج - صفحه 2

کهنوج
روایت جانباز قطع نخاعی از سال‌های اسارت

شکستن مهره‌های کمر با جسم قطع نخاع/ جانبازی که موش زخم‌هایش را خورد

در مقر یکی از فرماندهان ارشد بعثی، از ما خواستند که از پشت ماشین ایفا پیاده شویم. من نمی‌توانستم حرکت کنم و اتفاقاً ته ماشین بودم. دو سرباز عراقی آمدند دست و پای مرا گرفتند و به جلو پرتاب کردند. از ماشین افتادم پائین و مهره‌های کمرم شکست که البته کسی توجه نمی‌کرد و این شکستگی کم کم به طور کج جوش خورد.
کد خبر: ۲۵۲۳۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۵/۲۵

روایت زندگی آزاده شهید «محمد شهسواری»

فریاد «مرگ بر صدامِ ضد اسلام» در دوران اسارت/ امام گفت: می‌خواهم با دست خودم از مادرش پذیرایی کنم

فکر می‌کردم فیلمبردارانی که روی دژ ایستاده‌اند، عراقی هستند. تعدادی شعار در ذهنم آماده کرده بودم و تصمیم داشتم در یک لحظه‌ی حساس خروشی سخت بر آورم که لرزه بر اندام دشمن زبون اندازم. تصمیم قطعی را گرفتم. شهادیتن را بر لب جاری کردم و از اعماق جانم فریاد زدم: «مرگ بر صدامِ ضد اسلام».
کد خبر: ۲۵۰۳۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۵/۲۱

کنگره سردار شهید شهسواری در کهنوج برگزار می‌شود

دومین کنگره بزرگ آزاده سردار شهید محمد شهسواری با حضور اقشار مختلف مردم در شهرستان کهنوج برگزار می‌شود.
کد خبر: ۱۳۸۷۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۱۲/۲۴

پربیننده ها