مدیرکل حفظ آثار دفاع مقدس استان مرکزی خبر داد؛
«مصطفی مشایخی» گفت: عملیات محوطه سازی مرکز فرهنگی و موزه دفاع مقدس استان مرکزی توسط شهرداری اراک بهزودی آغاز میشود.
کد خبر: ۲۸۵۸۴۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۱۹
«کاوه فلکالافلاکی» رئیس شورای شهر اراک، از نمایشگاه عملکرد ادارهکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان مرکزی و همچنین مرکز اسناد و مدارک دفاع مقدس استان بازدید کرد.
کد خبر: ۲۸۵۸۲۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۱۹
مراسم جشن تولد شهید مدافع حرم «محمد زهرهوند» با حضور «ریحانه زهرهوند» فرزند چهار ساله این شهید والامقام و خانواده و همچنین جمعی از دوستان و آشنایان، در گلزار شهدای اراک و بر مزار وی برگزار شد.
کد خبر: ۲۸۵۶۷۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۱۸
همزمان با هفته «هنر انقلاب»؛
همزمان با فرا رسیدن هفته «هنر انقلاب» مراسم دومین پاسداشت هنرمندان انقلاب استان مرکزی در اراک برگزار میشود.
کد خبر: ۲۸۵۴۸۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۱۶
مدیرکل حفظ آثار دفاع مقدس استان مرکزی مطرح کرد؛
«مصطفی مشایخی» دوازدهم فروردینماه را سالروز آری ملت به انقلاب دانست و گفت: امام خمینی (ره) با شکلگیری و پیروزی رساندن انقلاب اسلامی در مقابل رژیم پهلوی، در واقع شخصیت کاذبی که آمریکا برای خود ساخته بود را تخریب کرد و اثبات کرد که با خودباوری و استقلال میتوان در مقابل دولتهای غربی ایستاد.
کد خبر: ۲۸۵۱۳۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۱۲
به مناسبت روز «پدر» مرور میکنیم؛
روز پدر مبارکت باباجون... پیش همه حسابی رو سفیدم... من پسر یک پدر نمونم ... با اینکه هیچوقت اونو خوب ندیدم... تو رو توی دلم همیشه دارم.. عشق تو هرگز منو تنها نذاشت ... برای من سنگ تموم گذاشتی.. کسی نگه این بچه بابا نداشت
کد خبر: ۲۸۵۰۳۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۱۰
وضعیت سفید (۱۲)؛
همراه با بچهها به طرف هواپیمای سوخته رفتیم تا از نزدیک ببینیم چه اتفاقی افتاده است، پدرم یک تکه از بال هواپیما را با خود به خانه آورد و گوشه طاقچه گذاشت تا هرگز یادمان نرود که دشمن روزی قصد اشغال خاک میهنمان را داشته است.
کد خبر: ۲۸۴۹۵۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۱۲
وضعیت سفید (۱۱)؛
بعد از قطعنامه ۵۹۸ همه اقوام به خانههای خود برگشتند و ما مجدداً تنها شدیم، پدرم هم که جانباز شد، ولی دوست داشت شهید بشود، ولی خداوند او را به این فیض نرساند.
کد خبر: ۲۸۴۹۵۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۱۱
وضعیت سفید (۱۰)؛
ناگهان عبور سریع جسمی حدود ۳۰ سانتیمتر را که از سرخی میدرخشید و به طور افقی حرکت میکرد از جلوی خود حس کردم، فاصله این ترکش از بدنم حدود ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر بود، به حدی ترسیده بودم که زبانم بند آمده بود.
کد خبر: ۲۸۴۹۵۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۱۰
وضعیت سفید (۹)؛
تمام خانه ویران شده بود و چندین خانه اطراف آنجا نیز با خاک یکسان شده بود، مردهای محل به طرف خانههای خراب میرفتند تا به افراد زخمی کمک کنند. در خانه سه نفر از جمله دوست من نیز برای همیشه آسمانی شده بودند، ریحانه به آرزویش که دیدار پدر شهیدش بود دست یافته بود.
کد خبر: ۲۸۴۹۴۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۰۹
وضعیت سفید (۸)؛
بوی باروت و خون همه جا را فرا گرفته بود. اطراف ما پر از قطعههای بزرگ و کوچک سرب شده بود. راستی، کجایند آنهایی که دم از حقوق بشر میزدند، آنانکه این جنایت صدام را میدیدند و نادیده میگرفتند.
کد خبر: ۲۸۴۹۴۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۰۹
ما توانستیم ۴۹۶/ آشنایان غریب (۱۶)؛
جانبازی که بهای عشقش را امروز با زخمهای جامانده از تنش پرداخته و با سوزش هر کدام از تاول ها، هزاران خاطره از مبارزه و ایثارگری ازخود و همرزمانش در پیش چشمانش پدیدار میشود.
کد خبر: ۲۸۴۸۱۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۱۳
ما توانستیم ۴۹۳/ آشنایان غریب (۱۵)؛
دربهای آسمان را گشودند و خداوند هر کدام از شما شهیدان را همانند گلی زیبا و خوشبو برای بوستان خود چید... خوشا به حالتان که برای ابد گلهای بهشت شدید.
کد خبر: ۲۸۴۸۱۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۱۲
ما توانستیم ۴۸۶/ آشنایان غریب (۱۵)؛
خوشا به حال بهشتی که میهمانانی چون این شهدا دارند و سلام بر آنانی که مقتدای آنها میگفت: «هیهات من الذلة». سلام بر وارثان بهشت...
کد خبر: ۲۸۴۸۱۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۱۱
ما توانستیم ۴۷۸/ آشنایان غریب (۱۴)؛
با این که کربلا نرفتهام اما...، اما کربلا را حس میکردم. بوی عاشورا و یاران امام حسین (ع) را اینجا به وضوح استشمام کردم... جنوب بوی دردانه زهرا (س) را میدهد.
کد خبر: ۲۸۴۸۰۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۱۰
ما توانستیم ۴۷۰/ آشنایان غریب (۱۳)؛
حالا با گذر زمان، ما جوانان نسلهای امروزی به این مکان مقدس میآییم و قدم در جای پای این فرشتگان آسمانی میگذاریم... اینجا بوی بهشت خدا را میدهد.
کد خبر: ۲۸۴۸۰۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۰۹
ما توانستیم ۴۵۷/ آشنایان غریب (۱۲)؛
راهیان نور... بهترین کلمهای است که در کل زندگیم شنیدهام. این جا یک تازگی دیگه داشت، شاید یک حسی شبیه به تولد دوباره...
کد خبر: ۲۸۴۸۰۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۰۸
ما توانستیم ۴۴۱/ آشنایان غریب (۱۱)؛
من آرامشی میان شیارهای فتحالمبین حس کردم. آرامشی که از دیوارهای خاکیاش به من میگفت: «چادر حافظ توست، تا چادر داری به کشورمان نگاه بد نمیکنند... این میراث جاودان شهیدان را محکمتر بر سرت نگهدار...»
کد خبر: ۲۸۴۷۹۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۰۷
ما توانستیم ۴۳۲/ آشنایان غریب (۱۰)؛
اینجا قدمگاه معراجیان است، اینجا سرزمین افلاکیان است... اینجا مادرانی را میبینی که با قاب عکس فرزندانشان در میان رملهای داغ و سوزان، هنوز هم به دنبال دردانههایشان میگردند.
کد خبر: ۲۸۴۷۸۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۰۶
ما توانستیم ۴۱۲/ آشنایان غریب (۹)؛
ما بنا نبود اینجوری بشیم! ما بنا نبود به شهدا جا خالی بدیم! ما بنا نبود جانبازامون رو خونهنشین کنیم! ما بنا نبود شهدا را فراموش کنیم! طفلکی بچههای شهدا وقتی ما را میبینند چقدر جای خالی باباهایشان را بیشتر حس میکنند! عجب روزگاری شده!
کد خبر: ۲۸۴۶۴۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۰۵